روزنامه اصلاح

دلیل همه‌ی نا امنی‌ها و بحران‌ها در جامعۀ ما، بیکاری است

درجامعه ی امروزی افغانستان موضوعی که بیشترینه شهروندان آنرا به ویژه قشرجوان را درتنگنا قرار داده است ، فقروبیکاری است که از چندین سال این مشکل گلوگیرشهروندان این کشور گردیده است . بحث پیرامون فقر وبیکاری ، مشکلاتی که ناشی ازاین دو عامل می شود بخشی ازبرنامه های برخی ازرسانه های تصویری را تشکیل میداده که به زودی مسخ شد و بالای مشکل فقروبیکاری مردم به ویژه جوانان چادر کلان راهموار کردند .

در این خصوص مقصر اصلی  تلویزیون ها بودند که موضوع را جدی نگرفتند وخواستند، ازآن برنامه ی تفریحی بسازند .

یعنی به گونه ی علمی هیچگاهی مشکلات جوانان به بحث و بررسی گذاشته نشده است. از سویی ، این گفته هم ادعای علمی بودن رابه هیچ صورت  ندارد . چون ما به متن های پژوهشی و آمارپژوهشی درباره مشکلات شهروندان به خصوص جوانان دسترسی نداریم و جامعه ی ما یک جامعه ی بی آماروارقام وفاقد کارهای پژوهشی است .

تنها به درک شهودی ، به عنوان یک مشاهد اجتماعی استوار است که آرزومندیم آغازی باشد برای بحث های جدی و دقیق تر دراین مورد.

شهروندان به ویژه قشرجوان جامعه زیرفشارمشکلات اجتماعی ، فرهنگی ، اقتصادی ، سیاسی  و …قرار میگیرند که دراین حالت ها مسلماً با گونه های مشکل  روبه رو می شوند ومیتوان آن را درچند سطح غیرمتجانس به شکل کوتاه وکلی نگرانه چنین مشخص کرد.

 کارشناسان امور اقتصادی میگویند : فقریکی از عامل هایست که برای شهروندان، به ویژه جوانان ، مشکل ایجاد کرده است و جوانان ما با آن دست وپنجه نرم  میکنند ، افغانستان یک  جامعه ی توسعه نیافته و فقیر است که اکثر خانواده ها درآن درزیرخط فقر زندگی میکنند. بسیاری از جوانان فقیردر واقع وارثان همین خانواده های نادار استند که با مشکلات جدی دست به گریبان میباشند . جوانان درخانواده های گسترده فقیر با مشکلات بسیاری روبه رو استند، ازجمله مسأله ازدواج ، حق انتخاب  درموضوع ازدواج و مصارف هنگفت آن وموانع فرهنگی درآن بخش .

سرمحقق محمد اسلم افضلی در این زمینه میگوید : فقر سبب شده است تا بسیاری ازشهروندان جوان ما از جریان های مهم فکری وفرهنگی نیزمحروم بمانند و مورداستفاده های سیاسی مختلف قراربگیرند این به آن معنا نیست که جوانان ازمسایل سیاسی باید دور باشند ، بل در بسیاری ازموارد در سازمان دهی خشونت های تکلیف گرا، مانند خشونت های خلاف پرنسیب های انسانی از جوانان استفاده میشود ، البته این ناآگاهی باسیستم آموزشی ایدیالوژیک رابطه می گیرد، اما فراموش نکنیم که یک اکثریت  فراموش شده ی جوانان بیسواد و محروم از آموزش استند که اکثردرفقروبیکاری به سرمیبرند .

وی گفت : ازدواج یکی ازمسایل دیگراست که شهروندان جوان ما به خاطرفقروسنت های حاکم در جامعه روبه رو بامشکل میگردند مشکل ازدواج نیز به عامل های بسته گی دارد مانند : حق انتخاب ، نبود مصارف گزاف و محیط مناسب  برای گزینش درست ، آمادگی روانی و جسمی و امکانات مادی از جمله چیزهایست که تشکیل نهاد خانواده را تسهیل میکند .

چیزهایی که درکشورما وجود ندارند و نبودشان برای جوانان مشکل آفرین شده است ، اینست که گسست اجتماعی ، مبتنی بررشد عمقی وغیر افقی اقوام نیزیکی ازموانع برسرراه جوانان دراین زمینه است که ازدواج های بیرون همسری رامحدود
می کند .

در جامعۀ بسته مانند افغانستان که ازسویی سواد وجود ندارد و ازسوی دیگر رابطه با جنس مخالف  یک مشکل بزرگ است و فاصله میان دو جنس به اندازه ی تاریکی جامعه تیره و طولانی است ، خواست جنسی در قالب ازدواج، الزامات وارزش نما های سخت جامعه ، قابل جبران است .

در فضا وشرایط فرهنگی و مادی که ازدواج صورت میگیرد ، اکثر احتمال نا رضائیتی جوانان را دربردارد، به ویژه درچنین فضا و شرایط که سخت مرد سالارانه است  دختران بیشتر آسیب پذیراستند  چون ارتباط  دو جنس مخالف با پیچیدگی های چند لایه‌ی فرهنگی پدر سالارانه  تعریف می شود .

وی افزود: نبود فرصت های شغلی ( بیکاری ) یکی دیگرازمشکلاتی است که برای شهروندان مامشکل ایجاد کرده است ، نبود شغل چیزی است که اکنون جامعه را دربحران فرو برده ودرآستانه ی دور تازه ی از مهاجرت های شهروندانش  قرار گرفته است ، دراین شرایط ، جوانان اکثربه دلیل فقروبیکاری راهی  خارج می شوند وکشور را ترک میکنند .

وی واضح ساخت، در حالات شدت میل فرار ازکشور؛ از یک سو فرصت های شغلی ایجاد نشده است  از سوی دیگر نیروی انسانی کنونی افغانستان در شرایط بدی از نظر مهارت های جدید و مهارت هایی که پاسخ گوی نیازمندی های امروزی است قراردارند . میتوان این مهارت  ها را مهارت های قابل عرضه نامید که معمولاً در دنیای امروز وشرایط جدید افغانستان ضمانتی برای دریافت فرصت های شغلی است . این مهارت ها رامیتوان درکل، شامل تخصص دررشته های مختلف علمی ، زبان انگلیسی و استفاده از کمپیوتر، مطابق قابلیت های شغلی امروز دانست که دربازارکار، دارای نقش  به شدت حمایتی است و وجود آن ها از جمله بدیهیات به شمارمی رود ، بنا بر این ، برای اکثر جوانان که به صورت سنتی می توانند کارکنند وازمهارت های مدرن محروم استند فرصت  شغلی وجود ندارد .

وی در مورد نبود فرصت های تحصیلی به شهروندان به ویژه جوانان چنین توضیح داد : پرسش مطرح می گردد مراد ازتحصیل چیست ؟ مراد از تحصیل همان تحصیل اکادمیک به منظور متخصص  شدن دریک بخش است. مشکل جوانان دراین قسمت پیچیده است ، تعداد زیادی ازجوانان درشرایطی ، نه زیسته اند که باید درس میخواندند ، بنابراین از تحصیل محروم شده اند وبسیاری ازجوانان سواد خواندن و نوشتن هم ندارند . این دسته از جوانان ازهمان اول ( اکثر به دلیل فقر و تنگدستی ) نتوانسته اند که مکتب  بروند، این دسته از جوانان از مهارت های مدرن برای دریافت  شغل محروم استند وازسوی دیگر ، مهارت های سنتی کهنه  در حال از میان رفتن استند وآدم های مسلح با مهارت های مدرن ، فرصت های شغلی را اشغال می کنند و دسته ی فاقد مهارت های لازم ، مسلماً بی کار میمانند که در وضعیت رهیدن و سرخوردگی ممتد قرارمیگیرند . شماری از جوانان که توانسته اند مکتب بروند ، اکنون نمی توانند که ادامه تحصیل  بدارند ، این فرصت تحصیلی برای شان مهیا نیست . پوهنتون های افغانستان توان جذب بیشتر جوانان را ندارند از سویی هم درآن ها صرفاً تا مقطع لیسانس و ماستر  تدریس  می شود و بعد از آن فرصت تحصیلی برای اکثریت وجود ندارد که درپوهنتون های دیگر درس بخوانند. بنابر این، آن ها به کارگران و کارمندانی تبدیل شده اند که هر روزه خلص  سوانح  شان  را  به جا های مختلف  برای کار می برند و اکثر مأیوس  و سرخورده می باشند.

حالا چه باید کرد و چه  تدابیر را رویدست بگیریم تا فرصت های تحصیل و شغل را به همه ی آنهایی که متقاضی کار استند فراهم  دید  واین مشکل را به پایان رسانید؟

حکومت وحدت ملی ، مانند گذشته  وعده را بالای وعده هموار نسازند ، باتدبیر و تأمل عامل های بیکاری را جستجو کنند  و در صدد رفع آن آگاهانه و مجدانه گام بردارند تا جامعه ی افغانستان و مردم  آن از بلا تکلیفی هایی که با آن در این هفده سال رو به رو بوده اند رهایی یابند .

دلیل همه ی نا امنی ها و بحران ها در جامعه ی ما بیکاری است . وقتی راهکار دقیق درازمیان بردن بیکاری اتخاذ شود و فرصت های کارو شغل ایجاد گردد خود به خود صلح وثبات در جامعه حکمفرما می گردد.

در غیر آن هرچه بگوییم و هرچه بنویسیم ،این مشکل نه تنها کم خواهد شد ، بل دامنه و پهنای آن بیشترازآن خواهدگردید که ما اکنون شاهد آن می باشیم .

گل علم ناصری  

ممکن است شما دوست داشته باشید