روزنامه اصلاح

دست‌آوردها و ارزش‌های غیر قابل معامله در گفتگو های صلح

روند صلح به مرحله ی حساسی رسیده و در امتداد این روند قرار است به زودی گفتگو های میان افغان ها آغاز یابد. در این مرحله هیئت های مذاکره کننده ی دولت افغانستان و گروه طالبان به طور مستقیم و رو در رو با هم گفتگو کنند. امری که یک فرصت استثنایی برای آن است که دو طرف بتوانند با بهره گیری از آن مشکلات موجود بر سر راه صلح را مورد رسیده گی قرار داده و برای آن ها راه حل های سازنده بیابند. در سلسله گفتگو های مربوط به روند مذاکرات میان افغان ها  راجع به چگونه گی پایان جنگ و ختم خونریزی ها در کشور میان دو طرف صحبت های مفصلی صورت خواهد گرفت و تصامیم لازم و مشخص اتخاذ خواهد شد.

در گفتگو های میان افغان ها در کنار سایر مسایل مربوط به روند صلح و راه های ختم منازعات و پایان جنگ، بحث هایی در خصوص تعدیل قانون اساسی، ساختار نظام سیاسی پسا صلح و آینده ی افغانستان، و…، نیز صورت خواهد گرفت. با این وصف این احتمال به وجود می آید که در این سلسله نشست ها در خصوص دستاورد ها و ارزش های نوین جامعه ی افغانی نیز صحبت و تصمیم گیری به عمل آید. موضوعی که باعث شده برخی نگرانی هایی نزد افکار عمومی شکل بگیرد و سوال هایی را به وجود آورد که با این دستاورد ها و ارزش ها چه معامله ای صورت خواهد گرفت؟ و آیا این دستاورد ها و ارزش ها به عنوان بهای صلح پرداخت خواهد گردید و یا اینکه این برابر با تعهداتی که پیش از این سپرده شده از آن ها پاسداری و حراست خواهد گردید.

دلایل ایجاد نگرانی نزد افکار عمومی در کنار سایر مسایل این دو مسئله می باشد.

یک؛ برخی اظهاراتی که گهگذاری از سوی برخی از چهره های وابسته به گروه طالبان در قبال این دستاورد ها صورت گرفته / می گیرد. عباس ستانکزی عضو دفتر سیاسی و هیئت مذاکره کننده ی گروه طالبان در شهر دوحه ی کشور شاهی قطر بار ها گفته است که پس از به نتیجه رسیدن گفتگو های صلح باید نهاد های ملی امنیتی ودفاعی افغانستان منحل گردد. او گفته است که نظام موجود جای خود را به یک نظام به قول او ” سچه‌ی اسلامی “، باید بدهد. هر یک از سخنگویان این گروه وقتی در برابر دوربین رسانه ها قرار می گیرند و یا هم در صفحات رسانه های اجتماعی اظهاراتی را به نشر می رسانند، پیوسته از تغییر نظام و قانون اساسی به قول آنان برای ایجاد نظام اسلامی سخن می زنند. در توافقنامه ی صلحی که میان این گروه با هیئت مذاکره کننده ی امریکایی به تاریخ بیست و نهم ماه فبروری سال روان میلادی به امضا رسیده نیز موضوع تغییر نظام و قانون اساسی به نحوی مطرح گردیده و ارزش هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، آزادی های مدنی و از جمله آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانه ها و مطبوعات منوط به این شده که با این ارزش ها برابر با احکام و قوانین شریعت برخورد خواهد شد.

همه می دانند وقتی گروه طالبان موضوع شریعت را پیش می کشند، منظور شان همان قرائتی از شریعت است که این گروه آن را ارایه می دارد. قرائت مخصوص خود شان که نهایت سختگیرانه و بیگانه با ارزش های نوین جامعه ی بشری می باشد. همان که در زمان تسلط شان به کابل آن را مطرح و تطبیق می کردند و شهروندان کشور خاطرات تلخی از برخورد های این گروه به ویژه عمال وزارت امر به معروف و نهی از منکر آنها با طیف ها و اقشار مختلف جامعه ی افغانی به خصوص زنان دارند که چگونه حقوق گروه های مختلف اجتماعی را زیر پا کرده و با این گروه های اجتماعی به ویژه زنان چگونه تحقیر آمیز و سلب کننده ی حقوق شان تعامل می کردند.  زنان را در ملاء عام مورد ضرب و شتم قرار می دادند و آنان را به خاطر پوشش و نوع لباس شان در منظر عمومی شکنجه می کردند.  از آزادی های مدنی و آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانه ها و مطبوعات در رژیم این گروه خبری نبود و به هیچ رسانه ای غیر از نشریات ناشر افکار خود شان و به هیچ خبرنگار و فعال رسانه ی جز افراد خود شان این اجازه را نمی دادند که افکار خود شان نشر کنند و دیدگاه های غیر از دیدگاه امارت طالبان را نشر و پخش کنند. سانسور جدی بر افکار و عقاید و نیز بر بیان دیدگاه ها حاکم بود و مطرح کردن و نشر نمودن دیدگاه های غیر از دیدگاه امارت و حتا اظهار عقیده ی مخالف باور و اعتقاد این گروه با ریسک از دست دادن جان و حد اقل زندان و شکنجه همراه بود.

دو؛ خاطره ای که افغان ها از تغییر رژیم و نظام در گذشته های دور و نزدیک کشور دارند این بوده است که با هر تغییر رژیم همه ی ساختار های موجود و دستاورد های پیشین دچار دیگرگونی و حتا فرو ریزی گردیده است. مانند تغییراتی که پس از سال ۱۳۷۱ نظام سیاسی در کشور به خود دید. وقتی حکومت داکتر نجیب الله جای خود را به حکومت مجاهدان داد همه چیز خراب شد و افغانستان به یک سرزمین فاقد حاکمیت دولتی مبدل گردید و این قلمرو به تکه پارچه های کوچک کوچک تبدیل شد و هر یک از گروه های سیاسی بر بخشی از این قلمرو حاکم شدند و افغانستان به کشور ملوک الطوایفی مبدل شد. این در حالی است که کشور ها و ممالک دیگر در روند تاریخی خود نیز گاهی گواه دیگرگونی ها و تغییرات  بوده اند و اما هیچ گاه تغییرات و دیگر گونی ها به شمول تغییر و تعدیل قانون اساسی به گونه ای نبوده که هستی نظام از بیخ دچار دیگر گونی و تغییر شده باشد.  وقتی گروه طالبان از تغییر نظام سخن می زنند این خاطرات تلخ دهه ی هشتاد  خورشیدی را به یاد مردم ما می دهند که چه بدبختی هایی را برای شان به ارمغان آورد.

ضرورت حفظ دست‌آوردها و ارزش‌ها؛

از این جا است که حفاظت از دستاورد های دو دهه ی پسین و نیز ارزش های مندرج قانون اساسی به عنوان یک ضرورت مبرم و حیاتی مطرح می باشد. ضرورتی که به ما گوشزد می کند که باید در جریان گفتگو های میان افغان ها برای رسیدن به صلح متوجه این مهم بوده باشیم که نباید بار دیگر به نقطه ی صفر برگردیم و نباید دستاورد ها و ارزش های یاد شده در گفتگو های صلح قربانی شود. بدون تردید شرایطی که دو دهه پیش از این به وجود آمد و جامعه ی بین المللی در کشور ما حضور به هم رسانیده و هزینه های مورد نیاز برای رسیدن به این دستاورد ها را متقبل شدند و اما پس از این معلوم نیست که بار دیگر جامعه ی بین المللی این اندازه هزینه ها متقبل و در این راه بپردازد و افغانستان تا مدت های زیادی نخواهد توانست که از عواید داخلی خود این هزینه ها را پرداخت کند.

با این وصف نمی توان نسبت به پاسداشت از دستاورد های چون اصل نظام، ساختار ها و تشکیلات، سرمایه های فزیکی چون تجهیزات و وسایط و تاسیسات و ساختمان ها و زیربنا های تولیدی و…، نگران نبود. چون قویا محتمل است که از اثر اندک غفلت و کم ترین بی توجهی، تجربه ی دهه ی هشتاد خورشیدی تکرار شود و مردم افغانستان یکبار دیگر این همه را از دست بدهند و ما خود کمر خود را به این بسته کنیم که این همه را با تمام اهمیتی که در روند حیات ملی ما دارد نابود کنیم و تعاملی را با آن ها انجام دهیم که پس از سال ۱۳۷۱ انجام دادیم و غفلتی که آن زمان صورت گرفت یکبار دیگر تکرار شود.

چنانکه نمی توان نسبت به حفاظت و حراست از ارزش های مندرج قانون اساسی همچون دموکراسی ، مردم سالاری، آزادی های مدنی چون آزادی فعالیت سیاسی، آزادی اجتماعات و آزادی بیان و فعالیت آزاد رسانه ها و حقوق شهروندان مندرج فصل سوم قانون اساسی واز جمله مشارکت سیاسی و حق تعیین سرنوشت برای هر یک از شهروندان کشور ( حقوق شهروندی) حق انتخاب شدن وانتخاب کردن، حقوق بشر، حقوق زنان و…، نگران نبود. اینک آن زمان گذشته است که یک گروه و یا یک دسته به جای شهروندان کشور نسبت به سرنوشت شان تصمیم بگیرد. بلکه این زمان آن است که هر افغان نسبت به سرنوشت خود حساس بوده و با بهره گیری از میکانیزم هایی که در قانون اساسی و سایر قوانین معرفی شده در تعیین سرنوشت خود و کشور خویش سهم بگیرند. مردم افغانستان مانند همه ی ملل آزاد دنیا به عنوان تکیه گاه اصلی نظام سیاسی عمل کنند و آنگونه که قانون اساسی تاکید کرده حاکمیت در نظام افغانستان از آن مردم است که از طریق مشارکت در انتخابات آن را اعمال و نماینده گانی را بر می گزینند تا به نماینده گی از آن ها امور مربوط به حکومتداری را به پیش ببرند و از اجراآت خود در برابر آنان پاسخگو بوده باشند.

این ها که بر شمردیم چیز هایی است که به هیچ صورت قابل معامله در گفتگو های صلح نمی باشد و نه قابل گذشت است. هر یک از اعضای هیئت مذاکره کننده ی صلح دولت در جای خود مسئول است که از این دستاورد ها و ارزش ها پاسداری کنند. هر مقام دولتی و به خصوص مسئولان در شورای عالی مصالحه مکلف اند که از این دستاورد ها و نیز ارزش ها پاسداری کنند. گروه طالبان هم باید دقیقا توجه کند  که اگر این دستاورد ها را از دست دهیم تا زمانی که بدیل آن ها را به دست آوریم زمان و هزینه ها و خون دل خوردن ها و حتا قربانی ها زیادی نیاز است. این دستاورد ها به ساده گی به دست نیامده که به این آسانی از دست بدهیم.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید