روزنامه اصلاح

حکومتداری خوب چیست؟

آصف مهاجر

بخش سوم

 حکومتداری خوب بحث آرمانی نیست، بلکه ضرورت مبرم جامعه است. با توجه به روند پر سرعت تغییر و رقابتهای شدید منطقهای و جهانی، جامعه نیاز شدید به حکومتی دارد که با روشهای مناسب روند حکومتداری را مدیریت کند و این گونه از روند پرشتاب تغییرات پیش از آنکه آسیب ببیند از آن به عنوان یک فرصت استفاده کرده بتواند. حکومتداری خوب اولویت فوری است، هیچ جامعهای از نداشتن امکانات و منابع طبیعی و یا شرایط دشوار جغرافیایی صدمهی شدید و غیرقابل جبران ندیده است، اما از نداشتن حکومتهای مردمی و حکومتداری خوب همواره آسیب دیده و همیشه در وضعیت بحرانی به سر برده است. چرا امروزه اکثریت کشورهای آفریقایی در وضعیت رقتبار به سر میبرند؛ چون حکومتهای شان فاسد است، چرا در اکثریت کشورهای خاور میانه، با وجودی که از منابع سرشار طبیعی برخوردار اند، برخلاف کشورهایی چون جاپان، کوریای جنوبی و سایرین که از منابع طبیعی و جغرافیای مناسب محروم است، وضعیت آشفته دارند و جنگ و خشونتهای عمومی موجودیتشان را تهدید میکند، به این دلیل که از حکومتهای مردمی محروم اند. چرا در کشور ما سالیان سال با وجودی که از منابع طبیعی‎ی غنی برخورداریم، اما مردم کشور همیشه از فقر و بدبختی رنج میبرند و هنوز وابستگیهای اقتصادی و مالی ما عمیق است، به این دلیل که حکومتداری در جامعهی ما به نفع مردم تمام نشده است؛ یعنی حکومتداری خوب جریان نداشته است. اکنون که سران خود حکومت بحث حکومتداری خوب را مطرح میکنند، این امر را به فال نیک بگیریم و تلاش کنیم تا آن چه در حرف و شعار گفته میشود، جنبهی عملی پیدا کند. همان طوری که در نوشتههای قبلی اشاره کردیم، مسألهی اول این است که حکومتداری خوب به یک بحث و گفتمان ملی تبدیل شود، به ضرورت آن پی برده شود و اجماع عمومی در مورد حکومتداری خوب و چگونگی آن شکل بگیرد. مرحلهی بعدی، میکانیزمهای عمل است تا بر اساس شاخصهایی که از حکومتداری خوب داریم، این روند صورت اجرایی و بُعد تطبیقی به خود بگیرد. در نوشتههای قبلی تلاش کردیم دو تا از شاخصهای حکومتداری خوب را توضیح دهیم. پاسخگویی و عدالت اجتماعی از شاخصهای حکومتداری خوب است که مورد بحث قرار گرفت. در کنار این دو شاخص، چند شاخص دیگر را در نوشتهی کنونی دنبال میکنیم:

یک؛ مشارکت جویی: یکی از شاخصها و عنصرهای مهم حکومتداری خوب، مشارکتجویی است. مشارکت جویی را میتوانیم از دو منظر مورد بحث قرار دهیم: ایجاد فضای مناسب به لحاظ قانونی و شرایط عینی تا مردم مرتبط به سرنوشت جمعی و سیاسیشان مشارکت داشته باشند. در حقیقت، دموکراسی با مشارکت مردم معنا پیدا میکند. انتخابات و حق شرکت در انتخابات یکی از مصداقهای مشارکت است. هرگاه دولت این حق را پذیرفت و زمینهها و بسترهای عملی را برای مشارکت موثر مردم فراهم کرد، حکومتداری در یکی از ابعاد صفت خوب بودن را پیدا میکند. انتخابات مصداقهای متنوع دارد. انتخابات ریاست جمهوری، پارلمانی، شوراهای شهری، محلی و موارد دیگر. از یک سو شهروندان کشور بر اساس اصول و قوانین بتوانند خودشان را برای سمتها و پستهای قانونگذاری و اجرایی در معرض انتخاب رأیدهندهها قرار دهند و دیگر اینکه حکومت ضامن وضع شرایطی باشد تا روند انتخاب مردم به صورت شفاف و به دور از تقلب و تخلف انجام گیرد. مشارکت بدین معناست که تمام افراد واجد شرایط از فرصتی برخوردار شوند تا از طریق یک روند شفاف و عادلانهی رقابتی، قادر شوند تا در پستها و مناصب مختلف اداری و اجرایی حکومتی جابه جا شوند و این روند از هر گونه اعمال تبعیض و حق تلفی مصوون باشد.

میدانیم که در شرایط پیچیدهی امروزی و با توجه به بالا رفتن سطح نیازمندیها و توقعات  مردم، حکومت به تنهایی قادر نیست که خدمات لازم را برای شهروندان فراهم کند، بنا براین ضرورت است که حکومت در راستای ارایه خدمات اجتماعی، شرکای مردمی و غیردولتی نیز پیدا کند. این جاست که مشارکتجویی در سطح وسیعتر قابل بحث میشود. در این معنا، حضور فعال جامعه مدنی و بخش خصوصی در جامعه و واگذاری بخشهایی از روند  تصمیمگیری و خدمات به این دو نهاد و ایجاد  رابطهی تنگاتنگ و سالم با این دو جریان از سوی حکومت، مشارکت را در حوزهی کلانتر و ملی تحقق میبخشد. این گونه است که حکومت از پایههای مستحکم مردمی برخوردار و دارای بازوهایی همکار اجرایی در متن جامعه میشود. اگر بحث مشروعیت است، این روش قابل اعتمادترین ابزاری است که برای حکومت در سطح گستردهی کشور مشروعیت خلق میکند. ثبات یک دولت و حکومت نیز از همین آدرس بیشتر میسر خواهد شد.

دو؛ شفافیت: شفافیت یکی از شاخصهای مهم دیگر حکومتداری خوب عنوان میشود. حکومت از آنجایی که رکن اجرایی دولت است، بنا براین مرجع تصمیمگیریها و سازماندهی امور اجرایی مملکت نیز حکومت است. منابع مالی، عایدات و مصارف نیز با حکومت مرتبط است، بخش استخدام و توزیع فرصتها و امتیازات در حیطهی صلاحیتهای حکومت است. با این وجود، حکومت در امور اجرایی خود یا درست و به دور از فساد و تخلف عمل میکند، یا صاحبان صلاحیت دست به حیف  و میل میزنند و دچار فساد و رفتارهای خلاف قانون میشود. حکومت یا امانتدار خوب بیتالمال میشود و از دارایی عمومی و صلاحیتهایی که برایش سپرده شده است، استفادهی درست و به جا میکند، یا دچار قانونشکنی و  خیانت میشود. همهی این مسایل بر میگردد به این امر که آیا شفافیت در کار حکومت است یا خیر. به میزانی که میکانیزمهای کاری حکومت در پرتو قانون باشد و شفافیت در کار اصل شمرده شود، معمولاً تخلف و فساد نیز کاهش پیدا میکند. شفافیت بدین معناست که حکومتداری در روشنایی اصول و قانون صورت بگیرد، حکومت و مسوولان امور دچار پنهانکاری نشود، عوامفریبی در کار نباشد، اصل دست‎رسی به اطلاعات از سوی مردم و شهروندان رعایت شود و حسابدهی در پیشگاه قانون به صورت جدی پیگیری شود، در این صورت است که شفافیت به میان میآید. تنها در روشنایی شفافیت در کار  است که اعتماد مردم حاصل و هر گونه ابهام و افتراء از میان برداشته میشود.

آنچه در کشور ما تا هنوز به عنوان یک ابهام بزرگ باقی مانده، این است که حکومتداریها در کشور شفافیت نداشته است. از همین رو است که از یک سو روند فساد گسترش یافته و از سوی دیگر میزان اعتماد و باور مردم نسبت به حکومتها خیلی ضعیف بوده است. هرچند حکومت در کشور اکنون از حکومتداری خوب و شفافیت سخن میگوید و در این راستا گامهایی را برداشته است، آروزی جامعه این است که همهی این طرحها و شعارها جامهی عمل بپوشد تا مردم رنجدیدهی کشور صاحبت حکومتی شوند که در هر کارش شفافیت وجود داشته باشد تا فاصلهای که میان مردم و حکومت ایجاد شده است، برداشته شود.

ممکن است شما دوست داشته باشید