روزنامه اصلاح

حمله بر تاسیسات برق، مصداق تروریزم اقتصادی است

تروریزم اقتصادی پدیده ی ناشناخته و نوظهوری نمی باشد ونه چیزی است که اختصاص به یک منطقه ی خاص و یا برهه ی زمانی خاص داشته باشد. چنانکه به گونه های مختلف و صورت های گوناگون می تواند طرح و به اجرا گذاشته شود.

در درازنای تاریخ بشر و در جوامع مختلف گونه های متفاوتی از تروریزم اقتصادی به مشاهده رسیده است. در همین سریال حضرت یوسف که بارها و به مناسبت های مختلف از تلویزیون های کشور به نشر می رسد و برهه ای از تاریخ باستانی ملت مصر را حکایت میکند ما گونه ای از تروریزم اقتصادی را می بینیم که کاهنان معبد آمون برای ضربه زدن به اعتبار و خنثا سازی طرح حضرت یوسف برای حل مشکل اقتصادی برخاسته از قحطی در آن سرزمین چه کار هایی که نمی کنند. از خرید و احتکار گندم گرفته تا ریختن غله جات به دریا و…، که از یک سو می خواهند بر ناتوانی خود و خدای شان در ارایه راه حل برای مشکل آن روز مصر پرده بیاندازند واز سوی دیگر می خواهند حضرت یوسف و پادشاه جوان را در پیاده کردن ریفورم نجات مردم از زیر یوغ کاهنان معبد ناکام بسازند.

در جهان معاصر نیز ما گواه نمونه های مختلفی از تروربزم اقتصادی می باشیم. چنانکه این اراده ی دولت ها است که علی الاکثر پشت سر پلان های مربوط به تروریزم اقتصادی قرار دارند. دولت هایی که پشت سر تروریزم اقتصادی قرار دارند و یا از فرایند های مربوط به تروریزم اقتصادی حمایت می کنند، معمولا در پی بهره جویی ویا هم نفوذ بر روند های مربوط به نظام اقتصادی دولت های رقیب می باشند. ویا اینکه می خواهند دولت های رقیب را در طرح های اقتصادی ناکام ویا آنها را در زمینه ی حل مشکلات اقتصادی شهروندانش تضعیف کند. گاهی از تروریزم اقتصادی مواجه کردن دولت ها با چالش های داخلی و سرانجام زمینه سازی برای سقوط آن اراده می شود.

واین هم ممکن است که گروه های داخلی بنا بر مخالفتی که با نظام حاکم دارند، برای تضعیف نظام دست به تخریباتی بزنند که مصداق این نوع تروریزم قرار گیرد. این گونه رویکرد از سوی گروه ها و دسته های داخلی زمانی روی دست گرفته می شود که نظام با مشکلات دیگری هم مواجه باشد و برای اینکه مشکلات بیشتر از پیش تشدید شود وافکار عمومی زیادتر بر انگیخته شود این دسته ها دست به کار شده وبه کنش هایی از این قبیل دست می یازند.

یکی از مظاهر تروریزم اقتصادی حمله بر زیربنا های یک کشور دیگر به گونه ی مستقیم ویا هم توسط عمال ونیروی نیابتی در داخل آن کشور می باشد. امری که به گواهی صاحب نظران زیادی از سالها بدینسو در کشور ما جریان دارد. برخی کشورهای همسایه ی ما متهم این عرصه میباشند. این کشورهای همسایه متهم اند که نه تنها زیر بناهای کشور ما را از طریق طرح های مخرب و ویران کننده که عمدتا توسط نیروهای نیابتی خود به اجرا گذاشته بوده ویا در حال حاضر به اجرا میگدارند وعملی میکنند، نابود کرده و از بین برده اند؛ بلکه امروزه با به اجرا گذاشتن سیاست های مخرب واز جمله توظیف گروه ها ودسته هایی نمی گذارند که طرح های زیربنایی وپروژه های اساسی عملی و تطبیق شود. گزارش های زیادی در گذشته وبه ویژه در سال های اخیر به نشر رسیده که انجینیران، کارکنان و کارگران در جریان کار بالای پروژه های زیربنایی هدف قرار گرفته و شهید وزخمی شده اند. چنانکه بر خود این تاسیسات نیز حمله شده وتعدادی از آن ها بار ها گواه انفجارات تخریبی بوده است.

حمله بر تاسیسات برق که اخیرا شدت هم کسب کرده است می تواند از کتگوری تروریزم اقتصادی بوده و دست هایی از بیرون کشور در این نوع حملات دخیل  باشد وبخواهند با حمله بر این تاسیسات زیربنایی و حیاتی کشور ما از رشد، ترقی وپیشرفت جلوگیری کند. زیرا با تخریب این تاسیسات از یک سو جریان برق ولو به گونه ی موقت قطع گردیده و همه ی آن فعالیت های اقتصادی که نیازمند برق است متوقف می گردد. به خصوص در زمانی که دولت با تهدید کاهش و قطع کمک های بین المللی مواجه است و در حال مجادله در برابر گسترش انتشار ویروس کرونا می باشد که هزینه های زیادی بر بودجه ی ملی کشور تحمیل کرده است.

هدف از یک چنین رویکردی که ممکن است در بیرون از کشور طراحی واز سوی نیروهای نیابتی آن کشور ها به اجرا گذاشته شده باشد؛ این بوده که از یک طرف دولت افغانستان را  زیر فشار افکار عمومی قرار دهد و از سوی دیگر هزینه ی سنگین ساخت و ساز دوباره را بر دولت تحمیل کند و فشار اقتصادی را بالای بودجه ی ملی افغانستان وارد آورد. از همه مهمتر اینکه دولت افغانستان را منحیث یک دولت رقیب تضعیف و وادار به تمکین در برابر خواسته های خود شان بکنند. به خصوص که در این اواخر بحث صلح با گروه طالبان در جریان است و دولت هایی که مورد نظر ما است طالب یک سلسله امتیازات از دولت افغانستان اند ومی خواهند تا دولت افغانستان از موقف خود پایین آمده و به جانب مقابل امتیاز بدهد.

گرچه هستند کسانی که حد اقل حملات اخیر را کار مافیای اقتصادی می دانند. برخی از این افراد زدن پایه های برق را به برخی گروه های سیاسی و برخی به مافیای اقتصادی در درون نظام مربوط می کنند و معتقدند که هر یک از این گروه های سیاسی ویا مافیای اقتصادی در درون نظام از آن بهره ی خاص خود را می برند. و اما گروه طالبان نزد افکار عمومی متهم درجه یک در حمله بر این تاسیسات است. زیرا با انکه این گروه از پذیرفتن مسئوولیت حملات اخیر بر تاسیسات برق انکار کرده، اما نظر به اینکه در گذشته این جنگجویان گروه طالبان بوده اند که دست به یک چنین حملاتی می زده اند واز جانب دیگر در حال حاضر این گروه علم مخالفت با دولت افغانستان را بر دوش دارند واز سالها بدینسو برای سقوط و حد اقل تضعیف دولت در حدی که راه برای تحقق اهداف شان هموار شود، جنگیده اند واکنون نیز در جنگند؛ افکار عمومی حمله بر تاسیسات دولتی را کار آن ها می داند. به خصوص افرادی که در اتهام به حمله بالای این تاسیسات دستگیر شده اند با مقامات نامنهاد محلی این گروه پیوند می رسانند. سردسته ی گروه شش نفره‌ای که در اتهام به حمله بالای یک پایه ی برق در شمال کابل از سوی نیروهای امنیتی دستگیر شدند برادر ولسوال نامنهاد طالبان برای ولسوالی قره باغ ولایت کابل می باشد.

در هر حال نیاز است دولت افغانستان چند کار را همزمان انجام دهد.

در گام نخست معلومات دقیق پیرامون این مسئله که پشت سر چنین یک عملکرد نادرست دست کی یا کدام کشور ویا گروه و دسته ای است گردآوری شود تا پس از تجزیه و تحلیل آن معلومات، واضح شود که چه اهدافی در پشت این اقدامات وجود دارد. دوم اینکه از کنار این رویداد ها نباید به ساده گی گذشت. چون این رویداد ها به هیچ وجه رویداد های عادی نیست واز نوع رویداد های جرمی عادی نه می باشد. بلکه این رویدادها که آن ها را متعلق به تروریزم اقتصادی دانستیم از اهمیت به سزایی در خراب کردن وجهه ی حکومت و آسیب زدن به کشور برخوردار می باشد.

ودر گام بعدی دولت تامین امنیت تاسیسات زیر بنایی و اساسی واز جمله تاسیسات مربوط به انرژی را در اولویت کار خود قرار داده و نهاد های ملی امنیتی و دفاعی که پالیسی حکومت در عرصه های مربوط به امنیت را به پیش می برند در این زمینه باید از خود ابتکار نشان بدهند و تدابیر موثری را طرح و به اجرا بگذارند تا بیش از این شاهد تخریب تاسیسات زیر بنایی در کشور نباشیم و هر بار هزینه های سنگین کنش های مربوط به تروریزم اقتصادی را تحمل نکنیم.

در گام بعدی باید حمایت مردمی در حفاظت و پاسداری از این زیربناها وتاسیسات حیاتی برای کشور جلب شود. مردم و نهاد های مردمی و مدنی در هر منطقه و ولایتی با دولت و نهادهای امنیتی همکاری کنند. به خصوص در راستای به دام انداختن افراد و حلقات دخیل در یک چنین رویداد هایی  و حفاظت وحراست از تاسیسات مهم ملی اطلاعات و معلوماتی که در زمینه ی کشف توطیه ها و دسایس وپیشگیری از وقوع این جرایم مفید باشد را سر موقع با نهادهای کشفی- امنیتی شریک سازند.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید