روزنامه اصلاح

جنگ و بی‌کاری دو عامل ویرانگر فرا راه جوانان افغانستان

وضعیت فرسایشی وتباهکن که چندین سال در کشور دوام کرد ، با چنگال های برنده و دندان های زهری اش بخش وسیعی از قوای انسانی را به دیار نیستی کشانید، طی سال های درگیری بزرگترین آسیب ها و زیان ها متوجه شهروندان جوان ما بوده است و این به خاطریست که بیشترینه جنگاوران عرصۀ کارزار را جوانان تشکیل می دهند .
جنگ های تباه کن به نابودی و نیستی این قشر سازندۀ جامعۀ ما بسنده نکرد، بل تأثیرات سؤ و جانبی را نیز تحویل جوانان ما داده است .
بیگمان که این قشر در پیکر جامعه ، نقش بازو و دست را دارند، اگر به متون معتبر و نگاشته های تاریخی نظر بیندازیم، تا آنجا که ارزش کار و عمل جوانان در شکوهمندی و انکشاف جامعۀ بشری مؤثر بوده، هیچ پدیده یی چنان ارزنده نبوده است.
بایستی بپذیریم نیمی از شهروندان جوان ، که مصروف جنگ و درگیری بودند، از دست رفته اند؛ زیرا کسانی که همین اکنون می جنگند ، نیرومند ترین قوای نظامی خود را از میان جوانان می سازند و چقدر درد آور است که قبول کنیم، کسیکه با کلمه سلاح آشنا شد هیچ گاه با زبان قلم به آسانی خو نمی گیرد.
شمار دیگر از جوانانی که از این دام رسته اند، به دام های دیگری افتاده اند، آنهایی که در داخل کشور مانده با مسایل روانی و محرومیت های دست و پا گیری رو به رو اند؛ مانند : بیکاری، فقر، بیجا شدن، سر گردانی و … این چیز هایست که نیرو و حس اعتماد به فردا را از آنها سلب کرده و به گونه ی غیر مسؤولانه در انتظار فردا های مبهم روز را به شب می رسانند.
مهاجرت ها به این روند سرعت بیشتر داده شهروندان جوان را یا مصروف کار های طاقت فرسا نموده ویا آنها را تنبل، بی هدف و سرگردان بار آورده اند.
آنهایی که مکتب و پوهنتون خوانده اند، اکنون به درد شان نمی خورد، چون زمینه ی کار کردن برای آنها میسر نیست و کار به پر عنقایی می ماند که این شهروندان در دستیابی آن، روز و شب را در وهم و گمان می گذرانند.
تحصیلات دوران پیش از جنگ جوانان ما ، یا در تاریک خانه های زندان محصور گردید و یا به درد کشور هایی خورده که اکنون در آنجا به سر می برند.
دانش دوران جنگ ، مانند سکه های ناچلی در ذهن شهروندان ما انبار شده است، آنهایی که بایستی دانش می آموختند با نگرش و نتیجه گیری از این ها بی فروغ و سرد شده ؛ نبودن امکانات آموزشی و درسی را بهانه قرار داده ، یکباره کتاب، قلم، فرهنگ را بسته ؛ به تاق های بالا و الماری ها گذاشته اند.
شماری از شهروندان جوان نیز در کوچه ها و جاده ها بدون هدف قدم می زنند، یا کدام فلمی را می بینند، وقت شان را بیهوده می گذرانند، بیگانه گی و نا آشنایی از فرهنگ، سنت های جامعه، خوشبینی مردم را به اینکه این شهروندان ، جامعه ی به خون کشیده و ویران ما را آباد خواهند ساخت، به نا امیدی مبدل می سازد.
در رفع این مشکل متوجه گردانیدن شهروندان جوان به مسؤولیت های فردی و اجتماعی شان از یکسو، آمدن صلح سرتاسری در کشور و مساعد ساختن شرایط درست آموزشی و تربیتی و متوجه نمودن آنها به وجایب شان از سوی بزرگان ، می تواند ممد و مؤثر واقع گردد و آنها را از این بن بست بیرون کشد .
ما در طول چندین سال جنگ و نا برابری دیدیم که تمامی آسیب ها و زیان ها را شهروندان جوان متقبل شده، جوان این کشور جانش را از دست داد، به زندان ها افتاد، راهی دیار بیگانه گردید، به مواد مخدر رو آورد، قتل کرد و ده ها مصایب دیگر را بر دوش کشید.
اگر زمینه برای پرورش آنها مساعد می بود ، اینها هرگز به این کار ها نزدیک نه شده و دست نمی زدند ؛ مساعد نبودن زمینه ها برای کار ، اشتغال و مصروف ساختن سالم آنها سبب گردیدند تا آنها درگیر مشکلات باشند، دست به کارهایی بزنند که از شأن و شخصیت آنها به فرسخ ها فاصله داشت.
اما چون فضا به طور مطلوب نبود که آنها مسوولانه و متعهدانه بجنبند، قدم بمانند ودر راه آبادی و انکشاف کشور سهم بگیرند، از منتهای ناگزیری راهی را در پیش گرفتند که راه صواب نبود.
حال هم سروقت است، اگر مسوولان و بزرگان بخواهند این قشر در مسیر درست گام بگذارد، زمینه را برای آموزش، تحصیل، پرورش، اشتغال و کار آنها فراهم بسازد تا قشر جوان کشور بتواند در آبادی و سرافرازی کشور متعهدانه سهیم شود ، کار کند و به مثابه یک انسان مسوول در برابر مردم و کشور ادای دین نماید.
در سال های قبل هیچ ارگان، نهاد و هیچ حاکمیتی متوجه این نقیضه نشده بود ، همین بی توجهی آنها سبب گردید تا شهروندان ما به ویژه نسل جوان درگیر این همه نا به سامانی ها و ناهنجاری ها گردند، ناهنجاری هایی که جبران آن خیلی دشوار و حتا محال می باشد .
دلیل اینکه کشور ما از کاروان پیشرفت ، صلح و ثبات یک اندازه فاصله گرفته همین بی توجهی در برابر ضابطه ها و موازین اجتماعی می باشد، یقیناً وقتی روابط و مناسبات اجتماعی با مشکلات و معضلات رو به رو باشد ، تمامی عرصه ها به ویژه فرهنگی، اقتصادی ، سیاسی و … از آن متأثر می گردند ، روند پیشرفت و انکشاف کند می شود. ایجاب می کند در وضعیتی که قرار داریم همه ی شهروندان به ویژه مسوولان امور، زمینه را برای رفاه ، آرامی ، آبادی ، صلح و پیشرفت کشور به گونه ی عیار سازند ؛ تا هم به سود مردم و هم به نفع پایه های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی کشور باشد.
گل علم‌ ناصری

 

 

ممکن است شما دوست داشته باشید