روزنامه اصلاح

  جرگه‌ی مشورتی صلح  و لزوم  استماع دیدگاه‌های شهروندان پیرامون مصالحه

   پروسه‌ی صلح افغانستان در مرحله‌ی حساسی رسیده است. هیچ زمانی امیدها به امکان مصالحه وپایان منازعه در کشور تا این حد قوی نبوده است. دلیل آن هم این است که ظاهرا اکثریت قریب به اتفاق از دولت های حاکم بر کشور های ذینفع در مسایل جاری در افغانستان به این نتیجه رسیده اند که مشکلات جاری در افغانستان تنها از راه یک عملیه‌ی سیاسی قابل حل و فصل است. کشورهای منطقه و فرا منطقه معتقد اند که مشکلات نامبرده از طریق دوام جنگ و خشونت قابل حل نیست واز راه به کار گیری جنگ افزار نمی توان به یک راه حل قابل قبول برای همه رسید. از سوی دیگر در مقیاس داخلی هم یک اکثریت قاطع از شهروندان افغانستان معتقد اند زمان آن فرا رسیده که به چندین دهه جنگ در افغانستان پایان داده شده واز خونریزی بیشتر جلوگیری شود. صلح تقریبا به آرمان همه‌ی شهروندان کشور مبدل شده و همه‌ی شهروندان نسبت به دوام جنگ و خشونت به نحوی معترض اند.

     این همه سبب شده که تلاش ها برای رسیدن به صلح به عنوان خواسته‌ی همه بیشتر از هر زمانی توسعه یابد. مردم افغانستان می خواهند در هر دو بعد داخلی وبین المللی مساعی دامنه دار وگسترده‌ای به راه افتاده و نهادهای زیادی در این راه بذل مساعی نمایند و بکوشد تا این آرزوی شهروندان افغانستان جامه عمل به خود پوشیده تا در عمل گواه پایان خشونت ها و تحقق صلح در افغانستان بوده باشیم.

     دولت افغانستان از مدت های مدید، تقریبا از آغاز به کار نظام فعلی؛ در پی این بوده که نظر مساعد و همکاری عملی مخالفان مسلح نظام را به ترک خشونت ها، ترک مخاصمت با دولت ومردم افغانستان وادغام آنان به بدنه‌ی نظام از طریق یک عملیه‌ی سیاسی جلب نماید. دولت از هر راهی کوشید تا مخالفان نظام را قناعت دهد که دست از جنگ و خشونت کشیده واز راه گفتگو وارد شده و مشکلات خود با نظام را حل وفصل نمایند. سر انجام دولت طرح چند مرحله‌یی صلح خویش را در دومین جلسه‌ی پروسه‌ی کابل وبه تعقیب آن نقشه‌ی راه صلح را در نشست جینیوا ارایه کرد واز مخالفان مسلح خواست که مطابق آن با روند صلح یکجا شده واز طریق گفتگو با نظام اسلامی افغانستان بستر خشونت ها در کشور را بر چیده و راه صلح را هموار سازند.

     دولت ایالات متحده‌ی امریکا نیز در یک سال اخیر تلاش برای حل و فصل منازعه‌ی افغانستان از راه گفتگو را به عنوان یک سیاست کلیدی خود مبدل نموده و تلاش ها ومساعی عملی زیادی را در این زمینه به راه انداخت تا گروه طالبان وکشور های حامی آن را راضی به این سازد که تن به مذاکره داده وگفتگو را به  عنوان یک راه موثر برای پایان دادن به رنج وآلام مردم افغانستان وختم جنگ وخشونت بر گزیده ودست از خشونت ورزی برداشته وبه روند صلح بپیوندند. دونالد ترامپ، رییس جمهور ایالات متحده‌ی امریکا، وزارت امور خارجه آن کشور را واداشت تا زلمی خلیلزاد، دیپلمات امریکایی افغانی الاصل را به عنوان نماینده‌ی ویژه‌ی خویش در این زمینه بر گزیند تا او با بهره گیری از شناخت ونیز با استفاده از شناخت و تاثیراتی که بر روند سیاسی افغانستان دارد در راستای به راه انداختن گفتگو های صلح ودر نتیجه برای تحقق عملی صلح کار کند. از آن زمان زلمی خلیلزاد در رأس یک هیئت مذاکره کننده ی امریکایی پنج بار با نمایندگان گروه طالبان در شهر دوحه پایتخت کشور شاهی قطر برای رسیدن به صلح در افغانستان وپایان دادن به خشونت ها از طریق یک عملیه‌ی سیاسی گفتگو کرده است.

     این فرایندها می رود که به گفتگوی مستقیم و رو در رو میان مردم افغانستان وگروه طالبان منجر شده و در آینده‌ی نه چندان دور ما گواه مذاکره‌ی مستقیم همه‌ی نیروهای سیاسی، نهاد های مدنی و نمایندگان طبقات واقشار مختلف جامعه در خصوص نحوه‌ی پایان دادن به خشونت ها وگذار از جنگ به سوی فردای صلح آمیز و ساختار یک افغانستان جدید وپسا منازعه بوده باشیم. در این میان از نسلی میتوان یاد کرد که در این هژده سال پسا طالبان قد کشیده ودر حال حاضر به بدنه‌ی نیرومندی مبدل شده که به هیچ صورت نمیتوان آنان را نادیده گرفت. نسلی که مهمترین خصیصه‌ی آنان تخصص، تجربه، نوگرایی، نو اندیشی وآشنایی با جهان امروز ودرک ارزش های شهروند محوری ومشارکت در تعیین سرنوشت خویشتن و…، می باشد.

     وما نیاز مند آن هستیم که فضا و امکاناتی را به وجود بیاوریم که صدای همه ی افغان ها در خصوص مسایل مربوط به امروز و فردا و مسایل مرتبط با سرنوشت کشور و مردم افغانستان شنیده شود. اینکه چگونه باید از امروز گذر کنیم و فردای مان را چگونه رقم بزنیم و سرنوشت کشور و مردم افغانستان پسا منازعه چه رقم باید تعیین شود و ما فردای خود را چگونه بسازیم و برای همیشه راه بازگشت به خشونت وجنگ را سد نموده وبر تهداب زنده گی دشوار امروز ما فردای را بنا کنیم که دیگر از این دشواری ها خبری نباشد وما برای همیشه با جنگ و بدبختی از نوع این چندین دهه‌ی کشور خدا حافظی نموده وصلح سرتاسری، دایمی وپایدار را به میان بیاوریم.

     بدون شنیدن دیدگاه ها و طرح نقطه نظرات همه‌ی شهروندان کشور از هر طبقه‌ی اجتماعی که بوده باشند وبه هر طیف سیاسیی که متعلق باشند و هر اندیشه ای که در سر داشته باشند وبه هر مقطع نسلی که مربوط گردند ودارای هر نوع دیدگاه واعتقادی که بوده باشند و…، خیلی دشوار است که ما بتوانیم به یک راه حل جامع ویک نتیجه‌ی قابل تعمیم بر همه شهروندان کشور خویش نایل گردیم وبتوانیم صلحی را که قرار است به وجود آید پایداری بخشیده و سرتاسری ودایمی بسازیم. ما نمی توانیم بدون آن که همه را به نوعی راضی بسازیم مشکلات موجود را برای همیشه وبه صورت کلی از بین برده وبرای آن ها راه حل جامع بسنجیم. به همین خاطر نیاز است تا فضا و زمینه‌ای را به وجود بیاوریم که اقشار و طبقات و نیروهای سیاسی مدنی و فرهنگی و…، دیدگاه های خود را مطرح کنند. آرزوهای خود را به زبان بیاورند واهداف خود را بیان نمایند و میکانیزمی باشد که همه‌ی این دیدگاه ها، اهداف و آروزها را کنار هم بگذارد ویک کلیتی از آرزو ها، امیدها، اهداف و انتظارات را گردآوری نماید وبه یک طرح عملی و قابل ارایه در یک نشست مبدل سازد.

      جرگه‌ی مشورتی صلح در حقیقت همین میکانیزم است. میکانیزمی که می تواند فضا و زمینه‌ی طرح نقطه نظرات ودیدگاه ها وهم بیان آرزو ها وانتظارات شهروندان حول مسئله صلحی که قرار است به وجود بیاید و راه گذر از مرحله ی دشوار زندگی امروز افغان ها به سوی فردای بهتر را هموار نماید. نزدیک به سه هزار تن از نمایندگان مردم افغانستان که به نحوی از سوی خود مردم گزینش شده وبه همه ی طبقات واقشار اجتماعی، احزاب وجریان های سیاسی وکتله های مردمی و…، مربوط بوده در این جرگه گرد هم می آیند واز طیف های وسیعی از مردم افغانستان نمایندگی میکنند.

     نقش جرگه ها در حقیقت هم همین است که بتواند بستر انعکاس دیدگاه ها ونظریات شهروندان کشور را فراهم سازد. افغان ها در همه ی مراحل تاریخ حیات خویش برای بازتاب وانعکاس دیدگاه ها ونظریات ونیز برای تصمیم گیری پیرامون مسایل و موضوعات مرتبط به زندگی جمعی خویش از جرگه ها استفاده کرده اند. جرگه ها میکانیزمی بوده که در آن شهروندان کشور به طرح دیدگاه ها ونظریات خویش اقدام نموده واز این طریق در خصوص آنچه که باید بشود ودر مورد گزینش راه حل معقول وموثر حل و فصل کننده ی مشکلات و معضلات اقدام کرده واتخاذ تصمیم کرده است.

    با آنکه گفته میشود تصامیم این جرگه الزام آور نمی باشد واز نظر حقوقی هیچ الزامی را در خصوص ضرورت عملی کردن فیصله های ان خلق نمی کند؛ اما بدون شک این جرگه میتواند مسایل وموضوعات پیچیده‌ی مربوط به روند صلح، حل وفصل مشکلات موجود، راه های موثر پایان دادن به خشونت وجنگ وراه بهتر گذر از دشواری های امروز به سوی فردای بهتر وسر انجام چگونه گی حرکت به سوی افغانستان فردا به صورت دقیق وآنگونه که مردم افغانستان انتظار دارد حلاجی نموده وراه خروج از بحران امروز را پیش روی ما باز نماید.

    جرگه فضا و زمینه‌ای را می سازد که نمایندگان مردم افغانستان انتظارات، امیدها وآرزو های شهروندان کشور را بازتاب داده ودیدگاه ها ونقطه نظرات شان را در خصوص آینده ی کشور شان ونیز در مورد سر نوشت فردی و جمعی شان بازتاب دهند و شرایطی را که میخواهند مطرح کنند وافق دید شان نسبت به آینده را بیان نمایند وبه اصطلاح آن مسایلی که در حقیقت حیثیت خطوط قرمز و شرایط نا گذشتنی از آن میداشته باشد را مشخص نمایند. مسایل و خطوط قرمز هایی که فکر میکنند سلامت آینده‌ی کشور شان را تضمین مینماید و عزت و سربلندی مردم وکشور شان را نهادینه می سازد و شرایط سهل زندگی در بستر امن کشور شان را مهیا می سازد.

    ما وقتی میخواهیم به صلح برسیم و از مرحله‌ی فعلی گذر کنیم و فردای بهتری را برای مردم افغانستان رقم بزنیم؛ این نمی شود مگر اینکه دیدگاه ها، نقطه نظرات وآرزو های مردم افغانستان را بشنویم وآنگونه که آنان میخواهند فردای زندگی شان را رقم بزنیم.

ما نمی توانیم دیدگاه خود را بر آنان تحمیل کنیم. ما نمی توانیم به جای مردم افغانستان نسبت به آینده‌ی حیات شان تصمیم بگیریم. ما نمی توانیم مردم را در هر یک از زمینه های مربوط به حیات جمعی شان نادیده بگیریم وبه هیچ حساب شان کنیم و نظر خود را به جای نظر آنان به کرسی بنشانیم.

جرگه ما را کمک میکند که دیدگاه آنان را بشنویم و آرزو های آنان را درک کنیم وشرایط آنان را برای یک صلح پایدار بفهمیم وپس از آن روند صلح را سامان ببخشیم.  

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید