روزنامه اصلاح

جایگاه علمی نهادهای تحصیلی کشور

آصف مهاجر

بخش اول

در ادامهی نهادهای آموزشی، مراکز  و نهادهای تحصیلی که مسوولیت پیشبُرد امور تحصیلی و آموزشهای عالی را به عهده دارند، مطرح بحث است؛ چون کار این دو بخش در ادامهی هم قابل تعریف است. اگر قرار است اصلاحاتی صورت بگیرد، همزمان در هر دو حوزه، یعنی حوزهی آموزش و حوزهی امور تحصیلی در سطح عالی انجام بگیرد، وگرنه مشکل در هر یکی از این بخشها، میتواند روند آموزش و تحصیل را صدمه بزند. مثلاً هر قدر که نهادهای آموزشی کار خود را بر اساس اصول و استندردهای علمی و آموزشی پیش ببرند، به همان میزان ظرفیت برای بهبود وضعیت تحصیلی و ایجاد کیفیت تحصیلی در پوهنتونها یا دانشگاهها فراهم میشود؛ چون با حضور و راهیابی محصلان توانمند است که نهادها و مراکز علمی- تحصیلی در مسیر پویایی و تحول قرار میگیرد و حداقل ظرفیت مناسب برای پیشبرد امور درسی و تحصیلی در این نهادهای اکادمیک فراهم خواهد شد. هرگاه فارغان مکاتب و مدارس با ظرفیت پایین وارد مراکز تحصیلی شوند، برنامهها به لحاظ درسی و تحصیلی هرچند موفق باشند، اما در اجرایی شدن دچار مشکل میشود، چون سطح گیرایی  و یادگیری پایین است.

با این وجود، همزمان با اصلاحات در نظام آموزشی، لازم است که اصلاحات در مراکز علمی و تحصیلی مثل پوهنتونها یا دانشگاهها نیز صورت بگیرد و در کل نظام تحصیلی کشور تحت مدیریت وزارت تحصیلات عالی بایستی تغییر کند و یا روند اصلاحات جدی را تجربه کند، در غیر آن صورت، فعالیتهای آموزشی برآیند مطلوبی نخواهد داشت. این مسأله در نهادها و مراکز تحصیلی کشور به خوبی قابل مشاهده است. از یک سو، ظرفیت ورودیها به مراکز علمی از نظر معیارهای علمی پایین است، از سوی دیگر برنامهها در مراکز علمی و تحصیلی کشور کیفیت قابل توجه ندارد.

آنچه در مراکز علمی و تحصیلی کشور به عنوان چالشهای جدی قد کشیده اند، قابل تأمل است. برای نمونه، خیلی از استادان در پوهنتونها و دانشگاههای کشور از علم و دانش مدرن به گونهای که لازم است، بهرهمند نیستند. آنچه در مراکز تحصیلی کشور از آن به عنوان علم و دانش یاد میشود، به قرنها ربط میگیرد که امروزه مشروعیت علمی خود را از دست داده است و دیگر پاسخگوی پرسشها و نیازمندیهای جدید و امروزی نیست. مراکز تحصیلی بیش از هر جای دیگر باید بر اساس الزامات کاملاً علمی و مطابق استندردهای اکادمیک مدیریت شوند و با اشخاص کاملاً متخصص و با توانمندیهای بالا مدیریت شود و از زد و بندهای سیاسی و ملاحظات از این جنس به دور باشد. آن چه در این مورد خیلی قابل ملاحظه است، این است که اکثریت استادان در مراکز علمی و تحصیلی کشور بر اساس معیارهای قدیمی و زد و بندهای درون سازمانی، کرسی استادی را تصاحب میشوند، نه بر اساس یک اصول و قواعد سخت علمی که در آن داوطلبان مختلف براساس معیارهای علمی فلتر شوند و سر انجام بهترینها و شایستهترینها کرسی استادی را تصاحب شوند. موارد زیاد پیش آمده است که بهترین داوطلبان با پشینهی علمی معتبر و سندهای در حد دکترا، از پشت دروازهها پس زده شده اند و در مقام استادی راه نیافته اند. چنین معادلهای در مراکز علمی و تحصیلی چیزی کمتر از فاجعه نیست. این حق فرزندان کشور و تمامی کسانی که در مراکز تحصیلی به عنوان محصل یا دانشجو راه مییابند است تا بهترین استادان و لایقترین آنها مسوولیت تدریس و پیشبرد فرزندان جامعه را به عهده بگیرند. در موارد زیاد، استخدام اساتید حتا جنبهی قومی به خود میگیرد، به نظر میرسد فاجعهای بزرگتر از این نیست که علم و دانش را و سرنوشت هزاران محصل و دانشجو را قربانی مسایل سیاسی و قومی بسازیم. در مراکز علمی و تحصیلی فقط اصول و قواعد علمی و فقط علم و دانش باید سلطه داشته باشد، چون جایی برای کسب علم و دانش است و این گونه است که هر کسی که علم بیشتر داشت، حق تدریس دارد و باید تدریس کند. تنها با حضور استادان مجرب و توانمند است که وضعیت و جایگاه نهادهای تحصیلی در سطح ملی ، منطقهای و بینالمللی تغییر میکند و صاحب اعتبار میشود، تنها با استادان مجرب و برخوردار از دانش مدرن است که قادر به تولید فکر و دانش خواهیم شد و در تولید فکری و علمی میتوانیم سهم بگیریم. اکنون که مراکز علمی و تحصیلی ما هیچ نقش و سهمی را در تولیدات علمی و اثرهای علمی که در سطح جهانی اعتبار داشته باشد، ندارد، تقصیر از ساختمان و در و پیکر پوهنتونها و دانشگاهها نیست، تقصیر از اساتید و دست اندرکاران نهادهای تحصیلی است که قادر نشده تا کار علمی انجام دهند. الفبای پیشرفت و توسعه و فکر ترقی و توسعه در محیط آموزشی و تحصیلی خلق میشود. نهادهای تحصیلی کانون تولید قدرت نرم در جامعه است، پیشرفت فرهنگی جامعه و پیشرفت علمی جامعه وابسته به کار دانشگاههاست و بدون علم و آن هم علم مدرن و کاربردی، امکان پیشرفت و توسعه نیست. پس آیندهی کشور وابسته به دورنمای کار در مراکز تحصیلی است، اکنون اما مراکز تحصیلی ما فاقد اعتبار علمی بر اساس استندردهای امروزی است. آنچه که دولت باید در دستور کار خود قرار دهد و در این راستا باید تلاش کند و با هر نوع واکنشهای احتمالی مبارزه کند، ایجاد اصلاحات اساسی و بنیادی در مراکز تحصیلی است. اولین اصلاحات، ایجاد اصول و میکانیزم جدید برای استخدام اساتید در مراکز تحصیلی است. لازم است کمیسیون مستقل مشتکل از با اعتبارترین چهرههای علمی کشور با همکاری و نظارت کارشناسان و متخصصان از چندین نهاد علمی بینالمللی ایجاد شود، تا ابتدا وضعیت علمی و تحصیلی و ظرفیت اساتید برحال بررسی و ارزیابی شود، زمانی که بر اساس مشاهده و چشمدیدهای عینی مشکلات و نقاط ضعف دریافت شد، طرحی ریخته شود برای استخدام اساتید جدید بر طبق اصول و معیارهای اکادمیک در نهادها و مراکز علمی معتبر جهانی. این یکی از ضرورتهای اساسی و فوری است که باید محیطهای اکادمیک ما رخ دهد، وگرنه هیچ امیدی برای بهتر شدن وضعیت تحصیلی در کشور نیست و اگر امید ما از این مکانهای علمی و اکادمیک قطع شود، در هیچ جای دیگر این امید خلق نمیشود.

 امیدواریم روزی کشور ما صاحب بااعتبارترین مراکز علمی شود که نه تنها فرزندان این سرزمین با کیفیت عالی تحصیل کنند، بلکه از کشورهای منطقه و جهان نیز برای تحصیل در افغانستان مراجعه کنند.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید