روزنامه اصلاح

تلاش‎هـا باید روی ختم جنگ و تأمین صلح پایـدار متمرکز باشد

تداوم جنگ، خونریزی، نبود ثبات و بحران دوامدار درافغانستان از ۴۱ سال به اینسو مردم ما را می‎آزارد و شدت آن نه تنها به هستی مادی و معنوی کشورآسیب وارد کرد؛ بل زیرساخت‎های اجتماعی، اقتصادی و حتا فرهنگی‎مان را چنین ضربه زد که بسیار دشوار و در برخی از موارد حتا محال است تا این صدمات را از میان برد.

برانداختن حاکمیت طالبان وآمدن برخی از کشورهای جهان، ۱۹ سال قبل برافغانستان به منظور ختم جنگ ، بازسازی و نو سازی این کشور امید واری هایی را در میان مردم به ویژه آنهایی که از جنگ خاطره‎ تلخ داشتند به وجود آورد که با کمک جامعه ی جهانی، افغانستان ازآفت جنگ، نا امنی و بی‎ثباتی چندین ساله رهایی خواهد یافت و راهش را به سوی یک کشوردرحال توسعه همراه با بارقه‎های صلح به پیش خواهد برد؟

اما، این امیدواری‎ها در میان مردم دیرنپایید افغانستان دوباره درگیر نا امنی‎ها و نارسایی‎های نظامی گردید که ازسوی شورشیان طالب و مخالفان مسلح دولت درگوشه و کنارکشوردامن زده شد و هر روزه بر شدت آن افزایش صورت می‎گیرد.

با آنکه دراین مدت تلاش هایی ازسوی دولت جمهوری اسلامی افغانستان ، حکومت وحدت ملی، شورای عالی صلح، نهادهای داخلی و خارجی  که در راستای تحقق صلح، آوردن  امنیت و  ثبات صورت گرفت؛ اما جنگجویان طالب و شورشیان مسلح مخالف نه تنها که براین حسن نیت دولت توجه‎ی نکردند ، بل بر شدت آتش جنگ، خونریزی، انفجار، انتحار، حملات تخریبی و دشمنی با مردم افزودند؛ که این کار تا اکنون ادامه دارد.

ده و یازده ماه قبل تلاش‎هایی از سوی نماینده ی وزارت امور خارجه‎ی آمریکا آقای خلیلزاد به منظور پایان دادن به جنگ ، اعاده و تعمیم صلح در افغانستان؛ روند مذاکرات با طالبان در نبود دولت جمهوری اسلامی افغانستان به راه افتاد و این مذاکرات درچند دور، میان خلیلزاد نماینده‎ی ارشد وزارت امورخارجه ی امریکا و گروه طالبان درقطربه راه انداخته شد و دورنهم آن با حضور صدراعظم پاکستان، وزیرخارجه‎ی آن کشور،  با نماینده‎های گروه طالبان وآقای خلیلزاد برگزار  گردید که تا اکنون کدام نشانه‎ای از چند دورمذاکرات مبنی برپایان یافتن جنگ و آوردن صلح برافغانستان به چشم نمی‎خورد.

اما مردم می‎گویند: مذاکراتی که در آن دولت حضور نداشته باشد؛ روی یک میکانیزم دقیق که بتواند صلح را جاگزین جنگ سازد بحث و مذاکره صورت نگیرد، هیچ‎گاه ممکن نخواهد بود، صحبت درباره دستیابی به صلح در نبود دولت جمهوری اسلامی افغانستان کدام معنا و مفهومی داشته باشد.

انجنیر محمد هارون مصطفی مالک فروشگاه مصطفی می‎گوید:  مردم افغانستان به طالبان و تعهدات آنها که با جانب نماینده ی امریکا صورت میگیرد  بی باور استند.

وی گفت: ما شاهد ظلم و ستم طالبان، در زمان حاکمیت‎شان درکشور بودیم، آن‎ها پابند هیچ نوع میثاق انسانی نبودند، آنچه در مخیله‎ی شان  دور می‎خورد آن  را بالای مردم تعمیل می‎کرد.

آقای مصطفی افزود: ما برای آینده‎ی یک شمار وسیع زنان و دختران که پس از سرنگونی طالبان  برای حقوق‎شان مبارزه سخت کردند و آن را بدست آوردند  نگران استیم که مبادا دو باره این گروه سرنوشت مردم را به دست بگیرند.

زرینه فیضی فارغ التحصیل پوهنځی هنرهای پوهنتون کابل در مورد تعهدات طالبان ابراز شک مینماید که مبادا طالبان وضعیت حقوق وآزادی افغان ها را دو باره به گذشته  برگردانند .

وی گفت: طالبان به دنبال انحصار قدرت استند، که این عمل آن‎ها برای مردم افغانستان به ویژه زنان قابل  قبول نیست. افغانستان امروزی افغانستان سال‎های ۱۳۷۰ نیست، ما در سده‎ی بیست و یکم زندگی می‎کنیم، مردم افغانستان بالای طالبان و تعهدات آن‎ها هیچ باور ندارند.

یاسرحیدری محصل دورماستری در هندوستان که با استفاده از رخصتی های سه ماهه به افغانستان آمده است در مورد آمدن صلح به افغانستان و ثبات سرتاسری در کشور چنین گفت:

من از تفاهمنامه‎ی که راه را برای صلح دوامدار به افغانستان بازکند، استقبال می‎نمایم.

اما مشروط بر آن که در این مذاکرات دولت دخیل و گونه‎ی مذاکرات شکل بین الافغانی را داشته باشد، نه اینکه یک کشور خارجی با طرف‎های درگیر، دولت افغانستان  مذاکرات صلح را در غیاب دولت راه اندازی نمایند.

یاسرحیدری می‎گوید: مابرای کشورخود  راه حل نظامی نداریم؛ مذاکره و مفاهمه یگانه راه،  برای حل مشکل افغانستان می‎باشد .اگر طالبان با کارکردن زنان و تعلیم دختران مخالفت نداشته باشند، به آن‎ها اجازه‎ی کار و آموزش را بدهند، ما کدام حرفی نداریم، درغیرآن،  با آوردن قیودات و فشارهای طالبانی مردم افغانستان در برابر آن‎ها خواهند ایستاد و اجازه حکمروایی برای آنها را نخواهند داد.

اما کارشناسان مسایل اجتماعی به این نظراستند که فرهنگ صلح ،فرهنگ همدیگرپذیری و فرهنگ زدودن جنگ، آوردن ثبات درکشورو با هم آمیختگی آنها نظم را در جامعه به وجود می آورد .

سرمحقق شریف الله شریف عضو علمی اکادمی علوم افغانستان درمورد گونه های آوردن صلح و تعمیم فرهنگ صلح در نشست های بین الافغانی چنین توضیح ارایه کرد: ” پیش از این‎که از اعاده‎ی صلح به کشور، روند مذاکره و تأمین امنیت در افغانستان بگوییم یک تعریف بایستی از هماهنگی، نظم و صلح داشته باشیم.

صلح، ثبات و آرامی در جامعه به عنوان یکی از مولفه های اساسی در زندگی اجتماعی انسان‎ها مطرح می‎باشد و تأثیر فراوان بر تداوم زندگی اجتماعی او دارد، چگونگی کیفیت آن می‎تواند نقش مهم در توسعه، پیشرفت، انحطاط و عقب  ماندگی یک کشور داشته باشد.

وی گفت: این در حالیست که سایر موجودات اجتماعی نیز دارای زندگی صلح‎آمیز، نظم و هماهنگی است، اما نظم در جامعه های انسانی به خاطرخصلت عقلانیت و فرهنگ از سایر موجودات اجتماعی متفاوت می‎شود، به تعبیر دیگر نظم درجامعه تابع فرهنگ و شعور انسانی است نه برخاسته ازغرایز و خارج ازاختیاراو.

سرمحقق شریف افزود: اگر بخواهیم فرهنگ صلح وهمدیگر پذیری را به تعریف بگیریم، چنین می‎گوییم که: ” فرهنگ صلح عبارت ازارزش ها، نگرش ها، رویه، رفتار ها وروش های زندگی مبتنی بر عدم خشونت و احترام به حقوق و آزادی‎های اساسی هر انسان است . درفرهنگ صلح، قدرت نه از میل تفنگ، بل از طریق مشارکت و سهم گیری، بحث و گفتگو و همکاری ناشی می‎شود. فرهنگ صلح هرگونه خشونت را نفی می‌‎کند، به شمول جنگ وفرهنگ جنگ، به جای سلطه و استعمار انسان‎های ضعیف توسط زورمندان ، فرهنگ صلح به حقوق اقتصادی و سیاسی مردم احترام می‎گذارد.

فرهنگ صلح مبین این است که ازحقوق ضعیفان مانند: کودکان، اشخاص دارای معلولیت، بزرگسالان ازحقوق اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی انسان های محروم مراقبت و محافظت به عمل می‎آید.

آقای شریف گفت: نهضت فرهنگ صلح مانند دریای بزرگی است که ازجویبارهای گوناگون سیراب می‎شود، یعنی فرهنگ صلح متشکل است ازتمام:  فرهنگ‎ها، سنت‎ها، زبان‎ها‎، ادیان و دیدگاه‎های  سیاسی، هدف آن دنیایی است که در آن  همه مردم با توجه  به موجودیت این تنوع غنی،  با فهم تفاوت‎های میان فرهنگی، بتوانند با روحیه‎ی تحمل، مدارا و همبستگی زندگی کنند.

به باور وی: در فرهنگ صلح مردم پذیرای یک هویت انسانی جهانی است که جاگزین سایرجنبه‎های هویتی مانند: جنسیت، خانواده، جامعه، گروه های اتنیکی و ملیتی نمی‎شود، بل بر فرازآن‎ها رشد می‎کند، جایی که اگر در آن تعارض میان این هویت‎ها به وجود آید، تعهدی برای حل و فصل مسالمت آمیز آن وجود می‎داشته باشد.

سرمحقق شریف علاوه کرد: فرهنگ صلح هرگونه تنفر، بیگانه هراسی، نژاد پرستی و دیگران را به عنوان دشمن تلقی کردن نفی می‎کند.

مشارکت و سهم گیری کامل زنان و توانمندسازی آن‎ها  برای ترویج و انکشاف فرهنگ صلح نکته‎ی اساسی به شمار می‎آید. درحقیقت، سهیم ساختن همه‎ی گروه‎ها که توسط ساختارهای سنتی  به حاشیه رانده شده اند، در این فرایند، مهم تلقی می‎شود.

فرهنگ صلح از خارج تحمیل شده نمی‎تواند، این یک فرایندی است که از باورها و عملکردهای خود مردم منشأ می‎گیرد و براساس تاریخ، فرهنگ و سنت‎های هر جامعه به گونه‎های متفاوتی انکشاف و توسعه می‎یابد.

وی افزود: پرداختن به پیامد های خشونت ، مستلزم بازتاب فکری ، تأمل ، تجزیه و تحلیل زمان است، هیچ پاسخ معجزه‎آسا  و یا راه حل‎های ثابت و سریعی برای آن وجود ندارد، هریک باید در جستجوی مناسب ترین  ابزارها و پروسه‎هایی باشیم که با درنظر داشت بسترهای به خصوص زندگی ما بوده  و دیگران را نیزدر پالیدن و تعقیب آن شامل بسازیم، با تأمین انرژی و تعهد به خاطر تداوم این فرایندها، با تشریک تلاش‎ها و با برقراری ارتباطات ما  با دیگران می‎توانیم سفر خویش را آغاز و ازخشونت پیشی بگیریم. در جامعه‎ی انسانی هیچ جا نظم بدون فرهنگ وجود ندارد ، بهم آمیختگی نظم و فرهنگ این گونه می‎نمایاند که نظم و فرهنگ دو چیز جدا از هم نیستند.” فرهنگ نوعی نظم است اگرعین آن نباشد ” اما به نظر می‎رسد که فرهنگ بستر شکل گیری نظم و انسجام اجتماعی است.

آقای شریف گفت: بنابر این چنین به نظر می‎رسد نظم اجتماعی پویا و با ثبات، لااقل بدون وجود برابری در فرصت‎ها در ابعاد مختلف آن تحقق نخواهد یافت.

آقای سرمحقق شریف در مورد برداشت فرهنگی بر نظم اجتماعی چنین وضاحت داد: ” در این رویکرد، فرهنگ به عنوان عامل اصلی در انسجام اجتماعی به حساب می‎آید. این در حالیست که سایرموجودات اجتماعی نیز دارای نظم و هماهنگی است، اما نظم درجامعه‎ی انسانی تابع اندیشه و فرهنگ اوست.

وی گفت: درجهان انسانی در هیچ جا نظم بدون فرهنگ وجود ندارد. آمیختگی نظم و فرهنگ یک چیز است و دوگانگی درآن نیست . درحالیکه فرهنگ بستر نظم اجتماعی است.

منظور از فرهنگ صلح؛ ارزش، اندیشه و باور عمومی است که ساخت اجتماعی را شکل می‎دهد و باعث هماهنگی و انسجام می‎شود؛ زیرا توافق بر سر ارزش‎ها امکان کنش متقابل، مبتنی بر همکاری را افزایش می‎دهد و زمینه را برای انسجام و هماهنگی بیشتر آماده می‎سازد، بنابراین فرهنگ صلح به این معنی است که مردم در باره بسیاری از موضوعات مهم، قواعد، ارزش‎ها و باورها، توافق دارند. البته این توافق یک قرار داد رسمی نیست، بل همان روح جمعی است که در بستر زندگی اجتماعی شکل می‎گیرد. بنابر این یکی از عناصر و پدیده‎های بنیادین اجتماعی انسان‎ها و گروه‎های اجتماعی و … در یک جامعه می‎باشد.

اگر این پدیده‎ها و عناصر به صورت متوازن و عادلانه در شکل‎دهی جامعه که در ترکیب آن نا برابری ساخت و سامان یافته است، نقش نداشته باشد، در چنین حالت، انتظار برقراری نظم اجتماعی خیالی بیش نیست.

اما آقای احمد سعیدی آگاه مسایل سیاسی در کشور در مورد تحقق صلح و آوردن آن به کشور چنین می‎گوید:

“مسأله‎ی صلح در افغانستان بایستی پس از ریشه‎یابی و خشکانیدن افراط‎گرایی، خشونت‎گرایی و  منابع که این خشونت گرایان را تمویل می‎نماید در افغانستان تحقق یابد.

وی گفت : با این چند دور مذاکرات که میان آقای خلیل‎زاد و نماینده‎های طالبان جریان دارد و ما شاهد نهمین دور آن  می‎باشیم، منازعۀ افغانستان پایان نمی‎یابد؛ زیرا در این مذاکره نفس دولت جمهوری اسلامی افغانستان دخیل نیست، وقتی چنین باشد که یک طرف درگیر جنگ که دولت افغانستان است در خلأ قرار بگیرد، از امکان بعید است که مردم مصیبت دیده کشور ما شاهد صلح سرتاسری در افغانستان باشند.

به گفته‎ی آقای سعیدی؛ هرچند طالبان و آمریکا گفته‎اند که در نُه دور گفتگو های صلح در قطر، روسیه و پاکستان همواره بر کاهش شدت جنگ و حملات تأکید شده، اما حملات مرگبار اخیر، در شش‎درک کابل که از اثر آن یک سرباز امریکایی کشته شد و حملات  مرگبار دیگر در کابل، غزنی، ننگرهار و… و جنگ‎های خونین کندز و بغلان در جریان گفت‎وگوها؛ نشان  داد که همه‎ی طالبان از گفت‎وگوهای صلح  راضی  نیستند و به یک راه حل سیاسی  باورمند نمی‎باشند.

آقای سعیدی افزود:  مردم افغانستان وقتی شاهد صلح سرتاسری در این کشورخواهند بود که ابتکارصلح را دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نهادهای داخلی که دراین راستا کار می‎کنند بدست بگیرند و برای آوردن پدیده‎ی صلح و پایان دادن به جنگ‎های چندین ساله مساعی شان را انجام دهند.

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید