روزنامه اصلاح

ترور علمای دینی؛ تلاشی در راه خاموش ساختن صدای منبر

شهر کابل بار دیگر گواه یک حمله ی تروریستی بر یک مسجد بود که به شهادت و جراحت تعدادی از نماز گزاران انجامید. تروریستان با انفجار بمبی در مسجد شیر شاه سوری در حوزه ی سوم امنیتی شهر کابل، به شمول عزیز الله مفلح، امام و خطبب این مسجد چهار تن نماز گزار را شهید و تعداد دیگری از نماز گزاران را زخمی کردند. این دومین حمله در نوع خود در دو هفته ی اخیر می باشد که به صورت هدفمند امامان مساجد و نماز گزاران را هدف داده و شهید و زخمی می سازد. در حمله ی مشابه دیگری در دو هفته قبل مولوی محمد ایاز نیازی امام و خطیب مسجد وزیر محد اکبر خان در حوزه ی دهم امنیتی با جمعی از نماز گزاران شهید و زخمی شدند.

این دو حمله از جهاتی با هم شبیه و یکسان بوده است. در این دو حمله بر جان دو تن از شخصیت های علمی و چهره های مذهبی سوء قصد شد که به نحله ی علمای ” اعتدال گرا ” و ” خرد ورز ” تعلق داشته اند و از زمره ی عالمان دینی مخالف افراطگرایی و نحله های تکفیری بوده است و پیوسته در سخنرانی ها و خطابه های شان جنگ، خونریزی، انتحار و انفجار و توسل به خشونت برای اهداف سیاسی را محکوم می کردند و نسبت به روش و منش افراطگرایانه معترض و گروه های فعال در عرصه ی خشونت ورزی را به ترک این روش و منش دعوت می کردند. بدون تردید عالمان دینی متعلق به این نحله به ویژه آنانی که جرئت به خرج بدهند و علیه جریانات تکفیری و خشونت ورز و خونریز علناً موضعگیری کنند، دشمن این گروه ها دانسته می شوند و قتل شان در دستور کار قرار می گیرد.

به نظر می رسد در این شرایط که همزمان با تلاش ها برای صلح، خیلی از گروه های افراطگرا و خشونت ورز در پی تشدید دوباره ی خشونت و مشتعل ساختن آتش جنگ اند و به گونه ی مرموزی به برخی از کشور های بیرونی نیز پیوند می رسانند؛ حمله بر آن تعداد عالمان دینی که مخالف افراطگرایی و خشونت ورزی اند و انتحار و انفجار را محکوم می کنند، قابل تفسیر و ارزیابی بوده باشد. به این معنا که هدف از این نوع حمله ها در حقیقت تلاشی در راستای خاموش ساختن صدای منبر در برابر این گروه ها و روش و منش شان می باشد.

زیرا آنان از این صدا می ترسند. چون این صدا رسا ترین صدا در برابر افراطگرایی و خشونت ورزی است و در میان توده ها و نیز بر افکار عمومی زیاد اثرگذار می باشد. این گروه ها می توانند صدا های برخاسته از آدرس نهاد های متعلق به جامعه ی مدنی، نهاد های حقوق بشری و حتا نهاد های وابسته به دولت را به نحوی توجیه کنند و در برابر آن استدلال کنند و اما بدون شک در برابر صدای منبر و موضع علمای دینی اعتدالگرا و وابسته به مساجد مبنی بر عدم مشروعیت جنگ جاری و ناروا بودن دوام خون ریزی و کشتار شهروندان یک کشور اسلامی به مانند افغانستان، نه کدام توجیهی می توانند ارایه کنند و نه دلیلی برای اثبات مشروعیت کار خود می داشته باشند و نه هم می توانند افکار عمومی را قناعت دهند.

به این لحاظ زیاد محتمل است که پس از این نیز  این سلسله حملات ادامه پیدا کند. زیرا هم از این جهت که این حملات باعث ایجاد رعب و وحشت در میان شهروندان می شود که هدف اصلی این گروه ها است و هم از این جهت که مساجد را نا امن نشان داده و سبب محدودیت تجمع افراد و اشخاص به پای منابر و خطابه های این تعداد علما می شود و هم آن عالمان دینی که دارای نفوذ کلام و جلای اندیشه و روشنی فکر دینی اند را به گونه ی فزیکی برای همیشه حذف و از سر راه خود بردارند و با اجرای چنین خشونت هایی جرئت مخالفت با خود شان را صفر کنند.

ایجاب می کند که تدابیر بیشتر و ویژه یی برای تامین امنیت این عالمان دینی و مساجد از سوی نهاد های امنیتی اتخاذ و به اجرا گذاشته شود. نهاد امنیت ملی بیشتر از گذشته در کشف و خنثا سازی حملات این تعداد گروه ها و سوء قصد های این گروه ها در برابر علمای دینی بیش از پیش تلاش کند تا آن عالمان دینی که شهامت به خرج می دهند و از بیان حق ابا نمی ورزند و علیه جریان های باطل جنگ افروز و خشونت ورز موضع می گیرند، با خطرات جانی و تهدیدات علیه خود مواجه نشوند. این وظیفه ی نهاد های امنیتی است که امنیت شهروندان به ویژه متنفذان و چهره های اثر گذار به ویژه عالمان دینی را تامین کند.

ممکن است شما دوست داشته باشید