روزنامه اصلاح

تأملی  بر مفهوم شهروند و شهروندی

آصف مهاجر

بخش اول 

اهمیت پرداختن به مفهوم شهروند؛

تغییر، واقعیت غیرقابل انکار در تجربهی بشری است. جامعه در حال تغییر است، تاریخ بشر در حال تغییر است. در محور این تغییر، انسان قرار دارد. در نبود انسان و کنش تغییرساز او، چیزی تغییر نخواهد کرد. آنچه امروزه از شهروند یاد میشود نیز نشانهی یک تغییر است؛ چون وضعیت و موقعیت انسان تغییر کرده است.

گذشتهی تاریخی انسانها نشان میدهد که وضعیت متعلق به گذشته و آن چه در مسیر زیست خود طی کرده است، با امروز ما متفاوت بوده است.

 انسان در عرصهی روابط، در بخش حقوق و فرصتها دچار محدودیتهایی بوده است که بیشتر جنبهی تحمیلی داشته است. یکی از این محدودیتها، رابطهی یک جانبهای بوده است که از سوی حکومتها در جامعه وضع میشده است.

در گذشته، افراد جامعه صرف تابع اصول و قوانین حکومتها پنداشته میشده است، افراد فقط وظیفه داشته که طبق دستورات و قانون وضع شده عمل کنند، اینکه این قانون چه حق و امتیازاتی را برای افراد در نظر میگیرد، مهم نبوده است. موقعیت و جایگاه افراد و اتباع در یک کشور، با مفهوم رعیت قابل وصف بوده است. رعیت، به کسی گفته میشده است که تابعیت کشور خاص بوده و از قانون و اصول حاکم در آن باید تبعیت میکرده است و رابطهی رعیت با حکومت، رابطهی یکجانبه و از بالا به پایین بوده است.

 رعیت محکوم به اطاعت بوده است، بدون اینکه حکومت در برابر آنان مسوولیتهای خاص حقوقی را عهدهدار باشد. با این حساب، شکلگیری مفهوم شهروند، نشانهی یک تغییر است. این تغییر محصول مبارزات و انقلاباتی است که افراد برای دست یافتن به حقوق و وضعیت مبتنی بر برابری به آن دست زدند.

شهروند در حقیقت، عضو فعال، صاحب اراده، دارندهی مکلفیت و مسوولیت و عضو تأثیرگذار جامعهی سیاسی است. شهروندان در واقع یکی از طرفهای اصلی در جامعه است که طرف دیگر آن دولت است. رابطهی شهروندان با دولت، بر اساس یک سند و قرارداد تنظیم میشود که عینیت این سند و قرداد، قانون اساسی است. 

قانون اساسی، رابطهی دو سویه و دو جانبهای را تعریف میکند که یک طرف مردم و شهروندان است و طرف دیگر دولت و حکومت است. هر دو جانب بر اساس این سند، دارندهی صلاحیت، امتیازات و مکلفیت و مسوولیت  شمرده میشوند.

 این وضعیت، بزرگترین تغییر معطوف به تحولی است که بر اساس مبارزات نرم افزاری و سختافزاری در تاریخ جوامع رخ داده است. شهروند، جایگزین رعیت است. رعیت نشانهی یک وضعیت است و شهروند بودن، نشانهی وضعیت دیگر. عبور از وضعیت رعیت بودن به شهروند بودن، نه کار سادهای بوده است و نه یکشبه اتفاق افتاده است، بلکه طی مدت زمان طولانی و مبارزات پیگیر رخ داده است. آنچه که در این تغییر نقش محوری داشته است، افرادی بوده اند که وضعیت مبتنی بر رعیت بودن برایشان قابل قبول و تحمل نبوده است.

 مثلاً انقلاب کبیر فرانسه و اعلامیه حقوق انسان و شهروند یکی از مصداقهای برجستهی این مبارزات تلقی میشود.

با این وجود، شهروند، صرف معنای ساکن بودن در شهر را افاده نمیکند، بلکه شهروند اشاره به وضعیت متفاوتی دارد که انسان امروزی از آن برخوردار شده است.

ادامه دارد..

ممکن است شما دوست داشته باشید