روزنامه اصلاح

تأملی بر مفهوم شهروند و شهروندی

آصف مهاجر

بخش هفتم

مسألهی مهم دیگر و مرتبط به بحث شهروند خوب و اینکه چهگونه میتوانیم خودمان را به عنوان شهروندان خوب تثبیت کنیم، با همکاری ارتباط مستقیم دارد. همکاری و فعالیتهای داوطلبانه عینیترین روش و الگویی است که برای پیشرفتهای فردی و اجتماعی ضرورت مبرم است. اگر کل پیشرفتها و دستآوردهای بشری را ریشه یابی کنیم که چهگونه عینت پیدا کرده و اگر بدانیم که چرا برخی از جوامع به قلههای موفقیت و توسعه دست ییافته و مییابند، در حقیقت از یک واقعیت باید یاد کنیم و آن اینکه بدون همکاری در عرصههای مختلف، هیچ طرح و برنامهای موفقانه تحقق نمییابد. همکاری، زیربنای همهی موفقیتها در زندگی و روابط انسانهاست. افراد و شهروندانی که در روابط شان همکاری به یک فرهنگ تبدیل شده است، زمینهها و فرصتهای بیشتری برای موفقیت دارند. سطح و جهت این همکاری هرگاه روابط ملت و دولت را زیربنا شود، ناممکن است که آن جامعه در مسیر پیشرفت و توسعه قرار نگیرد. برعکس اگر میزان  و سطح همکاریها خیلی ضعیف باشد و یا اینکه همکاریها بیشتر گزینشی باشد و صرف به خاطر منافع فردی و گروهی، افراد نسبت به همدیگر همکاری کنند و از همکاری فقط به عنوان تأکتیک استفاده کند، یا به عبارت دیگر گفته شود که این کار را برایتان انجام میدهم، به شرطی که فلان کار را شما برایم انجام دهید، بدون تردید که همکاریها تاکتیکی و خیلی مقطعی میشود و دوام ندارد. اگر همکاری جنبهی اخلاقی و شهروندی به خود بگیرد و اینکه هر شهروند این را جزو وظیفهی شهروندی خود در نظر بگیرد که در رفع مشکلات دیگران و در امر یاریرساندن به دیگران مسوولیت مدنی و اخلاقی دارد، آن وقت همه برای  همدیگر کار خواهند کرد و تمام استعدادها و توانمندیهای فردی تبدیل به یک ظرفیت و قابلیت قدرتمند عمومی میشود و این گونه است که جامعه در کلیت خود توانمند خواهد شد.

خیلی بدیهی است که بدون اصل همکاری و گرایش به همکاری در رفتار و روابط مان در عرصههای مختلف، پیشرفت حاصل نمیشود؛ چون پیشرفت یک امر تصادفی نیست، یک امر رفتاری و مستلزم عمل و طرح و برنامه است. تنها با همکاری است که قدرت عمل ایجاد میشود و هر طرحی به ثمر میرسد. با این وجود، یکی از روشها برای تربیت شهروندان خوب، آموزش همکاری است. لازم است شهروندان همکاری را آموزش ببینند. برای همین ضرورت است که نصابهای جدید آموزشی در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دچار تغییر شده است. یکی از شاخصهای تغییر در نصاب آموزشی، عملگرایی با گرایش اخلاق، عطوفت و همکاری است. یادگیرندهها در مکاتب و مراکز علمی؛ همکاری، اهمیت همکاری و روشهای عملی همکاری را باید فرا بگیرند و این خصیصه در رفتار شهروندان تبدیل به یک عادت شود تا از مسیر همکاریها، تغییر و پیشرفت بروز کند. واضح است که بدون گرایش به همکاری، شهروندان نمیتواند خوب و مطلوب عنوان شوند.

قابل یادآوری است که یکی از کاستیها و دریغها در جامعهی ما، نبود روحیه‌ی همکاری در میان مردم و شهروندان است.اگر همکاریهایی صورت میگیرد، خیلی معطوف به هدفهای خودخواهانه و مقعطی است و همکاری با هدفهای اجتماعی و کشوری خیلی کمرنگ است. نه تنها که سطح همکاری در میان خود شهروندان ضعیف است، بلکه میان مردم و دولت نیز این مهم کمرنگ به نظر میرسد و برای همین است که جامعه هنوز به یک قدرت واحد و منسجم تبدیل نشده است و اکثریت ظرفیتها در صورتهای فردی، پراکنده و غیرقابل استفاده میماند که در نتیجه کشور همچنان در دام عقبمانی گرفتار مانده است.

                                                                  ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید