روزنامه اصلاح

تأملی بر مـفهوم توسـعه نیافتگی و توسـعه یافتگی جـامعـه

آصف مهاجر

بخش هفتم

بخش پنجم: عوامل توسعهنیافتگی جامعه

در  بخشهای اول تا چهارم این مجموعه نوشتار، تلاش شد تا مفهوم توسعه، توسعهنیافتگی و ابعاد آن از جمله بُعد اقتصادی و سیاسی آن توضیح داده شود. در نوشتهی کنونی سعی میکنیم تا به عوامل توسعهنیافتگی بپردازیم. این بحث از جهات مختلف قابل اهمیت است؛ چون هر مسألهی اجتماعی از خود ریشه و علت دارد. برای رسیدن به توسعه، ابتدا دانش توسعهنیافتگی و توسعهیافتگی مهم است و اینکه عوامل توسعهنیافتگی و موانع آن با رویکرد علمی شناسایی شود و تنها در این صورت است که نسبت به مسألهی توسعه چشمانداز روشن خلق خواهد شد. بدیهی است که توسعه در  هر جامعه نیاز و ضرورت اساسی است، اما اینکه چرا تمامی جوامع در امر رسیدن به این خواستهی همگانی موفق نیستند، بحث موانع توسعه را پیش میکشد. هر جامعهای از خود بسترهای تاریخی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی خاص خود را دارد، این بسترها برای توسعه به صورت یکسان هموار و ناهموار نیست. برخی از جوامع بسترهای مناسب برای دستیافتن به توسعه دارد و برخی از جوامع دیگر با شرایط عینی و دشوار مواجه است که مانع جدی در رسیدن به توسعه میشود.

در نوشتههای قبلی یادآور شدیم که توسعه نیازمند کارگزار است. کارگزار اصلی توسعه دولت است. اگر قرار باشد عوامل توسعهنیافتگی را شناسایی کنیم، اولین عامل و اصلیترین آن، به خود دولت بر میگردد. این عامل خیلی بدیهی است. میدانیم در کلیه جوامع، برنامهریزان و مجریهای اصلی برنامههای توسعهای در  همهی ابعاد دولتهاست. برخی از دولتها توسعهگرا اند و برخی از دولتها اساساً گرفتار ایدیولوژیهایی اند که به لحاظ عملکرد با اهداف توسعه مشکل پیدا میکند. در خصوص نقش دولت در توسعه، جدالفکری وجود دارد، برخی از نویسندگان و اقتصاددانها تأکید میکنند که دولت نباید در امور اقتصادی دخالت کند، دولت بیشتر حافظ منافع و مالکیت مردم باشد، اقتصاد باید بر اساس اصول و ارزشهای بازار آزاد سروسامان بگیرد، در حالی که تجربههای تاریخی نشان داده است که دولت نقش به سزایی در توسعه و به صورت خاص توسعه اقتصادی، داشته است. بسیاری از نویسندگان به تجربههای موفق برخی از دولتها در شرق آسیا، کشورهای مثل کوریا و چین اشاره میکند. « موفقیت کشورهای شرق آسیا نشان داد سودمندی نقش گسترده دولت در موفقیت توسعه بیش از چیزی است که به طور سنتی در سیاستهای اجماع واشنگتنی بر آن تاکید میشد، از سوی دیگر شکست برنامههای توسعه مبتنی بر اجماع واشنگتنی در جنوب آفریقا و آمریکای لاتین تردیدها درباره سیاستهای اجماع واشنگتنی را تقویت کرد. (استیگلیتز،۲۰۰۸ ، ص۴۳).

به صورت مشخصی ناکارایی دولت به لحاظ کارکردی و نقش ضعیف دولت در امور برنامههای توسعهای، یکی از دلایل اصلی توسعهنیافتگی جامعه محسوب میشود. به صورت خاص در بخش اقتصاد، سیاست اقتصادی دولت در ارتباط به توسعه خیلی اهمیت دارد. برخی از دولتها نسبت به امور توسعه ضعیف اند و برنامهی کلان و راهبردی ندارند و یا حداقل در راستای این هدف به اجماع ملی و هماهنگی جرایی نمیرسند، برخی دیگر از دولتها بدون اینکه شرایط و ظرفیتهای بومی و محلی جوامعشان را در نظر بگیرند، پیرو دیکتههای نهادهای بینالمللی از جمله بانکجهانی و صندوق بینالمللی پول میشوند، در هر دو صورت نتیجه ناکامی است. مثلاً برخی از کشورهای آفریقایی بنا به دیکتههای این نهادها متضرر شدند، اما تجربههای کشورهای شرق آسیا که با ارادهی دولتهای توسعهگرای شان و درک ملاحظات بومی و ملیشان به نتایج مطلوبی در عرصهی توسعه دست یافتند، خیلی موفق ظاهر شده اند. « رودریک( ۲۰۰۷ ) با اشاره به تجربه کشورهای مختلف از کوریا تا چین و هند نشان میدهد که رشد سریع اقتصادی کوریا و تایوان نه تنها به دلیل پیروی از توصیههای بانک جهانی نبوده است بلکه آنها در جهت عکس آن سیاستها حرکت کرده اند. به عنوان مثال وی اشاره میکند که کوریا و تایوان تا ۱۹۸۰ هیچ گونه اقدامی در جهت مقررات زدایی،آزادسازی و خصوصی سازی انجام نداند و کوریای جنوبی نه تنها از سرمایهگذاری خارجی استقبال نکرد بلکه در ادامه نیز روی خوشی به توصیههای مبتنی بر اجماع واشنگتنی نشان نداد. رودریک همچنین یادآور میشود که در توسعه این کشورها دولت نقش فعالی ایفاء کردند و سیاست صنعتی فعالی را در پیش گرفت؛ اقداماتی که بر خلاف توصیههای اجماع واشنگتنی بود. به اعتقاد رودریک موفقیت چین نیز مسایل دیگری از موفقیت یک کشور در حال توسعه با عمل به الگویی متضاد با توصیههای نیوکلاسیکی و اجماع واشنگتنی است. وی یادآور میشودکه اصلاحات در چین ماهیتی تجربی داشت و شامل اقداماتی بود که با معیارهای غربی فاصله زیادی داشت. این کشورهای نهادهایی را ایجاد کرد که با نهادهای استاندارد تفاوت داشت و به این شیوه ساختار انگیزشی را شکل داد. ( سایت تحلیلی ناظر اقتصاد، نقش دولت در توسعه: بررسی آرای چانگ و باردهان، ص۸).

ممکن است شما دوست داشته باشید