روزنامه اصلاح

تأملی بر قانون اساسی کشور؛ بایدها و نبایدها

آصف مهاجر

بخش ششم

 در نوشتههای قبلی، چندین مادهی قانون اساسی کشور بازخوانی شدند و توضیحات تحلیلی پیرامون آن صورت گرفت. آخرین مادهی مورد بحث، مادهی پنجم بود که در آن وظایف اساسی دولت صراحت یافته است، بهگونهای که تطبیق قانون اساسی، دفاع و حراست از استقلال، حاکمیت ملی و تمامیت ارضی و نیز تأمین امنیت از جمله وظایف اساسی و بنیادی دولت شمرده میشود. در نوشتهی کنونی روی چند مادهی دیگر قانون اساسی بحث میشود. مادهی ششم قانون اساسی، بحث آغازین نوشتهی کنونی را شکل میدهد. دولت به ایجاد یک جامعه‌ی مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی، حفظ کرامت انسانی، حمایت حقوق بشر، تحقق دموکراسی، تامین وحدت ملی، برابری بین همه اقوام و قبایل و انکشاف متوازن در همه مناطق کشور مکلف می باشد».

در مادهی ششم تعهدات عمومی دولت در برابر مردم صراحت یافته است. یکی از این تعهدات بر مبنای مادهی ششم قانون اساسی، ایجاد یک جامعهی مرفه و مترقی بر اساس عدالت اجتماعی است. این مورد یک آرمان تاریخی است. دولت تعهد سپرده است تا جامعهی مرفه و پیشرفته را سروسامان دهد. اکنون که این خواستهی تاریخی مردم بار حقوقی به خود گرفته است، قانون اساسی، دولت را مکلف میسازد تا در راستای تأمین این خواستهی عمومی گام های عملی بردارد. مردم کشور هنوز هم بار فقر و عقبمانیِ تاریخی را بر دوش میکشند، اگر دولت موفق شود که این چرخهی ناکامی را عقب بزند و فصل جدیدی را باز کند تا مردم به رفاه و آسایش برسند و بر مبنای عدالت اجتماعی، رفاه، عمومی و بومی شود، افغانستان دچار تحول تاریخی خواهد شد.

حفظ کرامت انسانی تعهد دیگر دولت را نشان میدهد. این تعهد بار حقوق بشری دارد؛ چیزی که در جامعهی ما هنوز خیلی ناپیداست. عوامل  مختلف باعث شده است که کرامت انسان در این سرزمین دچار شکستگی شود. جنگ و خشونتهای عمومی، نفرتها و تبعیض قومی، نژادی، زبانی و مذهبی و حتا سمتی کرامت انسان را در این جامعه خدشه دار ساخته است. حفظ کرامت انسانی اساس و بنیاد جامعهی مبتنی بر عدالت و صلح است. این تعهد نیازمند اقدامات و کارهای بزرگ است. باید فرهنگ جامعه اصلاح شود، ارزشهای ناب دینی، انسانی و حقوق بشری از طریق نهادهای آموزشی- تحصیلی و رسانهها در جامعه عمومیت پیدا کند تا  رعایت کرامت انسانی افراد این جامعه که در جریان تاریخ نفی شده است، به یک فرهنگ تبدیل شود.

در این ماده، دولت به صورت رسمی تعهد سپرده است تا از حقوق بشر و دموکراسی در جامعه حمایت کند. همهی اینها تعهدات جدید از ارزشهای جدید است. برای اینکه کشور فصل جدید تاریخی خود را رقم بزند و در خانوادهی جهانی صاحب اعتبار شود، لازم است که نسبت به ارزشهای جهانی متعهد بماند. حقوق بشر و دموکراسی تنها یک ارزش نیست، بلکه ضرورت مبرم زندگی جمعی و حیات سیاسی است. در فقدان حقوق بشر و دموکراسی، مردم کشور، رنجهای سنگین تاریخی را متحمل شده اند، اکنون باید با پابندی به این ارزشها، زمینههای زیستن مسالمتآمیز و قانونمند را تجربه کنیم. بازهم قابل یادآوری است که تحقق این ارزشها نیازمند اقدامات عملی و جدی است که دولت باید از طریق برنامههای درازمدت خود گام به گام آن را دنبال کند.

تأمین وحدت ملی و برابری میان اقوام ساکن در کشور تعهد ملی دیگر دولت را نشان میدهد. یک چیز روشن است و آن اینکه بیاتفاقی نقطهی اصلی ضعف ما بوده است. مردم کشور بیش از دیگران نیازمند همگرایی و وحدت ملی است؛ چون بیاتفاقیهای تاریخی ما، همواره برای مردم تاوان بزرگ بوده است. وحدت ملی با ارادهی همگانی مردم و تطبیق قانون اساسی توسط دولت ممکن میشود. هرگاه دولت در چارچوب قانون اساسی عمل کند و به تعهدات خود پابند باشد، وحدت ملی امری تحققپذیر میشود. برابری میان اقوام ضرورت دیگر است. نابرابریها همواره عامل تقابل و شکافهای قومی شده است. تمام اقوام ساکن در کشور باید در روشنایی قانون اساسی خودشان را برابر و اعضای مشترک پیکرهای به نام افغانستان بدانند. این ضرورت فوری است که تاریخ کشورها اهمیت آن را درک میکند. مثلاً ایالات متحده آمریکا بر پایهی همین وحدت ملی و اتحاد همگانی امروزه قدرت برتر جهان شده است؛ این چیزی است که خیلی بدیهی مینماید و قابل تردید نیست.

از سوی دیگر، میدانیم که برنامههای انکشافی و توسعهای ضرورت فوری دیگر است که دولت آن را جزو تعهدات خود شمرده است. افغانستان خانهی مشترک همهی ساکنان آن است، این سرزمین مشترک را نمیشودکه به اجزای خوب و بد تقسیم کرد. تمام واحدهای سرزمینی افغانستان و تمام ولایات کشور جزو جداناشدنی کشور است، پس ارزش برابر دارد و این امر مستلزم آن است که دولت برای آبادانی سرزمین مشترک، انکشاف متوزان را اصل بشمارد. ما افغانستان را باید در تمام بخشهای آن آباد بخواهیم و هر گوشهای این کشور اگر آباد شد، پیشرفت همه است و اگر ویران و عقبمانده باقی ماند، بایستی شکست و مایهی خفت برای همه تلقی شود. افغانستان واحد و یکپارچه باید در کلیت خود پیشرفت کند تا همه شاهد صفحهی آبادانی جامعهی مان باشیم.

ادامه دارد……

ممکن است شما دوست داشته باشید