روزنامه اصلاح

تأثیر سفرهای منطقه‌یی مشاور امینت ملی بر روند صلح

داکتر حمدالله محب مشاور امنیت ملی افغانستان بعد از سفرش به هندوستان، عازم کشور چین گردیده است. چین یکی از کشور های بزرگ جهان و منطقه بوده و می تواند نقش برجسته‌ای را در تعاملات منطقه‌یی و صلح افغانستان بازی نماید. در اعلامیه‌ی شورای امنیت ملی افغانستان آمده است که هدف از این سفر گفتگو پیرامون صلح به رهبری و مالکیت افغان ها، برگزاری نشست پروسه‌ی کابل، امنیت و ثبات منطقه و نیز مبارزه مشترک علیه تروریزم بین المللی و منطقه‌یی بوده است.

صلح یکی از آرمان های مردم افغانستان است؛ چون بدون صلح هیچ کشوری نمی تواند به رفاه اجتماعی، شگوفایی اقتصادی و بالندگی سیاسی دست یابد. اما رسیدن به صلح پایدار راه پرپیچ و خم خود را دارد. افغانستان کشوریست که در طول چهار دهه‌ی گذشته به گونه‌ی دوامدار درگیر جنگ بوده و شهروندان این کشور از نعمت صلح و بهزیستی محروم بوده اند. که علت اساسی آن صف آرایی کشورهای منطقه در قطب های مختلف و منافع متضاد آنها می باشد. که هر یک تلاش دارند منافع خود را در افغانستان بدون در نظر داشت منافع ملی افغانها دنبال نمایند. هر چند بعد از سقوط رژیم طالبان در آواخر ۱۳۸۰ خوشبینی هایی مبنی بر تامین صلح در افغانستان به وجود آمد، اما حمایت و پشتیبانی دوامدار پاکستان و برخی کشور های منطقه از طالبان این خوشبینی ها را به نا امیدی مبدل نمود. اما در حال حاضر یکبار دیگر بعد از تلاش های حکومت افغانستان در چند سال گذشته بخصوص برگزاری نشست بزرگ علمای افغانستان و نکوهش جنگ از سوی علما، برگزاری کنفرانس علمای جهان اسلام و کشورهای اسلامی در کابل، اندونیزیا و عربستان سعودی و اعلام یک جانبه‌ی آتش بس مبنی بر خواست علما و تمدید آن از سوی رئیس جمهور کشور باعث شد تا پایگاه های مردمی و اخلاقی طالبان از بین برود و کشورهای منطقه و جهان نیز برای صلح افغانستان چراغ سبز نشان دهند.  

با این همه، در پروسه‌ی صلح، طرف اصلی قضیه مردم افغانستان هستند که همه خواهان صلح در کشور بوده و صلح را به عنوان یک آرمان ملی قبول نموده اند و همه آرزوی تحقق آن را دارند.  دولت افغانستان برای تحقق این آرمان ملی آستین همت بالا نموده است. طرف دوم کشورهای منطقه می باشند که در حال حاضر یکی از مهمترین مباحث در سطح منطقه موضوع صلح در افغانستان بوده و هر کشور تلاش می کند تا با گفتگو با نماینده گان طالبان تاثیر گذاری خود را نسبت به پروسه‌ی صلح افغانستان نشان دهند. از طالبان همانند توپ فوتبال در میدان افغانستان از چند هفته بدین سو استفاده میشود. طرف سوم آمریکا به عنوان هم پیمان استراتیژیک افغانستان که دارای منافع متعدد در منطقه می باشد و با فرستادن آقای خلیلزاد به عنوان نماینده ویژه‌ی خود برای صلح در افغانستان میخواهد صلح را در افغانستان تامین نماید؛ اما به چه بهایی؟ این قابل تأمل و بحث است. طرف چهارم گروه طالبان اند که آنها نیز خواهان صلح و گفتگو هستند.

سوال اساسی این است که کدام صلح را مردم افغانستان می خواهند؟ صلح که آمریکا، روسیه، ایران، پاکستان، عربستان سعودی و سایر کشور های منطقه و جهان با در نظر داشت منافع خود و با قربانی نمودن منافع ملی و ارزش های ملی و دست آورد های چندین ساله افغانستان درصدد تامین آن هستند؟ یا صلحی که با مالکیت و رهبری افغانها و با حفظ ارزش های ملی، اسلامی و دست آورد های ۱۸ ساله مردم افغانستان باشد؟

به نظر می‎رسد مردم افغانستان به هیچ وجه نمی خواهند به ۱۸ سال قبل برگردند و همه چیز را از صفر شروع نمایند. به زمانی که بنیادهای حکومت سست و چیزی بنام نظام سیاسی وجود نداشت، آزادی فرد و حقوق بشری محدود بود، آزادی مطبوعات زیرتهدید و نظام اجتماعی و سیاسی متزلزل بود. بنا بر این ملت افغانستان از طرح صلح دولت حمایت می نمایند و به دنبال تحقق آرمان ملی شان هستند اما نه به قیمت از دست دادن ارزش های ملی و دست آورد های که در قانون اساسی تسجیل یافته است و همچنان نه به قیمت بازگشت به نقطه سفر و ۱۸ سال قبل.

حکومت افغانستان هم با تبعیت از خواسته های مردم افغانستان خواهان صلح به رهبری و مالکیت افغانها بوده و به همین منظور هیأت هایی به نمایندگی افغانستان عازم کشور های مختلف می شوند تا به کشور های منطقه تفهیم نمایند که مردم افغانستان تنها صلحی را قبول دارند که به رهبری و مالکیت خود افغانها باشد.

سوال دومی که مطرح می شود این است که سفرهای مشاور امنیت ملی افغانستان چه تاثیری میتواند در روند صلح افغانستان داشته باشد؟ در پاسخ به این سوال میتوان گفت سفرهای مشاور امنیت ملی افغانستان در چنین شرایط و وضعیتی که همه در صدد آن هستند تا روند صلح افغانستان را به نفع خود رقم بزنند و در روند مذاکره، افغانستان را به حاشیه برانند عاری از تاثیر نخواهد بود.

سفر قبلی آقای داکتر محب مشاور امنیت ملی افغانستان به کشور هندوستان نشان داد که چقدر گفتگو های هیات افغانی در تغییر ذهنیت مقامات هندی تاثیر گذار بوده است. یکی از دستآورد های بزرگ این سفر این بود که مقامات هندی از طرح پروسه صلح به رهبری و مالکیت افغانها استقبال نموده و آماده هر نوع همکاری در روند صلح و مبارزه با تروریزم در افغانستان شدند. حتا ۴ فروند چرخ بال نیز برای افغانستان کمک نمودند. بدون شک سفر آقای محب به چین نیز در نفس خود بر روند صلح افغانستان تاثیر دارد. چون چین یکی از بازیگران اصلی و پر قدرت در منطقه می باشد. تعهدات این کشور در امر مبارزه با تروریزم و حمایت از پروسه صلح به رهبری و مالکیت افغانها یکی از دست آورد های دیگر هیات افغانی به رهبری آقای محب برای صلح کشور می باشد. از اینرو سفرهای مشاور شورای امنیت ملی افغانستان در جهت ایجاد اجماع منطقه ای پیرامون صلح افغانستان به رهبری و مالکیت افغانها خیلی مهم و تاثیرگذار میباشد.

نتیجه گیری:

با بررسی اجمالی سفرهای مشاور امنیت ملی افغانستان و تحولات منطقه و جهان پیرامون صلح افغانستان می توان این گونه نتیجه گرفت:

    صلح در افغانستان تبدیل به یک آرمان ملی و مشترک گردیده و همه از آن استقبال می کنند، اما رسیدن به صلح و ثبات پایدار در افغانستان راه پر پیچ و خم خود را دارد.

    مردم افغانستان صلحی را می خواهند که در آن ارزش های ملی و دست آورد های ۱۸ ساله آنها قربانی بازی های سیاسی کشور های منطقه و جهان نشود و با مالکیت و رهبری خود افغان ها باشد.

    طالبان اگر واقعاً صلح میخواهند باید به عنوان یک طرف اختلاف طرح ها و خواسته های خود را روی میز مذاکره با طرف اصلی که حکومت افغانستان هست مطرح نمایند.

    سفرهای مشاور امنیت ملی در جهت ایجاد یک اجماع منطقه‌یی و جهانی پیرامون صلح به رهبری و مالکیت افغانها خیلی تاثیر گذار در روند صلح افغانستان می‎باشد.

محمد ظهیر شعبان

ممکن است شما دوست داشته باشید