روزنامه اصلاح

بی‌باوری مردم نسبت به موفقیت مذاکرات صلح

مردم افغانستان امید شان نسبت به مذاکرات جاری صلح را از دست داده اند. این روزها حتا گفتگوهای صلح میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و نمایندگان گروه طالبان فراموش شده و حتا رسانه ها هم کمتر به مسأله صلح می پردازند. در حالی که گفتگوهای صلح میان دولت جمهوری اسلامی افغانستان و گروه طالبان یکی از رویدادهای بزرگ در تاریخ سیاسی افغانستان شمرده می شود. برای نخستین بار است که نمایندگان دولت افغانستان و گروه طالبان دور یک میز حضور می یابند و برای رسیدن به یک توافق سیاسی به منظور پایان دادن به جنگ چهل ساله مذاکره می کنند. برای نخستین بار است که جهان روی حل معضل افغانستان از طریق گفتگو و تفاهم سیاسی به اجماع رسیده و تمامی کشورهای منطقه و جهان حمایت شان را از این روند اعلام داشته اند. اما افکار عمومی در افغانستان نسبت به این روند بدبین است. مردم افغانستان امید و باور شان نسبت به موفقیت گفتگوهای دوحه و برقراری صلح و ثبات در کشور را از دست داده اند. مردم افغانستان به دو دلیل عمده به برایند گفتگوهای جاری بدبین و نسبت به موفقیت این پروسه شک و تردید دارند. دلیل نخست این است که روند کنونی واقعاً یک روند افغانی نیست و دست کشورها، عوامل و عناصر بیرونی در آن باز است. روند جاری به منظور حل بینادی معضل افغانستان به راه انداخته نشده است و بیشتر روی منافع کشورها و حلقات بیرونی می چرخد تا منافع افغانستان و مردم آن. گفتگوهای جاری از بنیاد مشکل دارد و دورنمای روشنی که بیانگر تأمین منافع ملی افغانستان و برقراری صلح و ثبات دایمی در این کشور باشد ندارد. دلیل دیگری که مردم افغانستان را نسبت گفتگوهای جاری بی باور ساخته این است که طالبان واقعاً ارادۀ و اختیار جنگ و صلح را ندارند. ارادۀ طالبان به دست خود شان نیست و کشورها و حلقات بیرونی برای آنان تعین تکلیف می کنند. اکثر اعضای هیئت مذاکره کنندۀ طالبان از شهرها، مناطق و زندان های پاکستان رها شده و برای پشبرد مذاکرات با دولت افغانستان به دوحه انتقل داده شده اند. طالبان به صلاحیت، اختیار و میل خود شان به قطر نرفته اند. آنان توسط کسان دیگر به آنجا برده شده اند. نقشه و پلان مذاکره را کسان دیگر ساخته و در اختیار طالبان قرار داده اند. یکی از دلایل اساسی‌ای که طالبان حاضر به آتش بس نمی شوند و به دوام جنگ و خشونت تأکید دارند، این است که کشورهای بیرونی و حلقات استخباراتی حامی طالبان به آنان اجازۀ آتش بس و توقف خشونت ها را نمی دهند. طالبان نه مدیریت جنگ را در اختیار دارند و نه مدیریت و رهبری صلح و توقف خشونت ها از صلاحیت های آنان است. کسانی که به نمایندگی از طالبان در دوحه مذاکره می کنند، به ظاهر نمایندگان طالبان اند، اما تصمیم اصلی را پشت پرده کسانی دیگری می گیرند. کشورهای و حلقات دیگر اند که برای جنگ و صلح طالبان تصمیم می گیرند. با این وصف هیچ امیدی به پیشرفت مذاکرات جاری وجود ندارد. وقتی اختیار و ارادۀ رهبران طالبان به دست خود شان نباشد، نباید توقع صلح و ختم جنگ را از آنان داشت. تنها راهی که برای دولت افغانستان باقی مانده این است که تمام انرژی و توان خود را روی تأمین امنیت و سرکوب شبکه های تروریستی و تخریبی به کار بندد. ابتکار عمل در میدان نبرد باید به دست نیروهای امنیتی و دفاعی کشور باشد. به طالبان و گروهای مسلح دیگر نباید فرصت تحرک و عمل داده شود و جلو هرنوع کنش گری تروریستی و تخریبی باید گرفته شود. تا زمانی که طالبان و کشورها و حلقات بیرونی حامی آنان مجبور به آتش بس و توقف کامل خشونت ها نشوند، پیشبرد گفتگوهای صلح سودی در پی نخواهد داشت.

ممکن است شما دوست داشته باشید