روزنامه اصلاح

بیم و امیدهای گفتگو های جاری صلح

چهارمین دور مذاکرات
زلمی خلیلزاد، نماینده‌ی خاص وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده امریکا در امور صلح افغانستان و نمایندگان گروه طالبان در شهر دوحه‌ی کشور قطر در جریان است. تا حال چیز های زیادی از جریان مذاکرات به رسانه ها و افکار عمومی راه نیافته و نه طرفین گفتگو کننده چیزی به رسانه ها گفته است. اما گفته شده که قرار است در ختم مذاکرات یک اعلامیه‌ی مشترک صادر شود وافکار عمومی در جریان مباحثات و نتایج به دست آمده قرار داده شود. اما در  عین زمان گفته شده که بیشترینه مباحث روی خروج نیروهای خارجی از افغانستان مطابق یک جدول زمانی صورت گرفته و نیز اطمینان از اینکه پس از خروج نظامیان امریکایی، افغانستان به میدان عمل گروه های تروریستی چون القاعده و داعش ویا سایر گروه های دهشتگر دیگر مبدل نخواهد شد وآتش بس برای یک مدت طولانی متمرکز بوده است، برخی از منابع اما گفته که یکی از موضوعات جنجالی، مذاکره‌ی گروه طالبان با جانب دولت افغانستان پس از امضای احتمالی توافقنامه میان دو جانب گفتگو کننده بوده است.

نفس این مذاکرات از سوی افکار عمومی یک گام به جلو تلقی شده وباعث امیدواری هایی شده است که روند مذاکرات تکانه‌ای به خود دیده و امکان این را بیشتر کرده است که گفتگو های صلح در مسیری قرار گرفته که ممکن است در نهایت به صلح در افغانستان منجر شود. به خصوص که برخی پیشرفت هایی در روند گفتگو ها رونما گردیده است. قرار برخی گزارش ها که به نقل از نمایندگان گروه طالبان در این نشست در برخی رسانه ها بازتاب یافته است، در زمینه ی خروج نیروهای امریکایی از افغانستان واطمینان از اینکه گروه طالبان بعد ازین از گروپ های مربوط به گروه های تروریستی چون القاعده ویا داعش میزبانی نکرده ودر استفاده ی این گروه ها از خاک افغانستان بر ضد منافع کشور های دیگر سهولت ایجاد نمیکنند، پیشرفت هایی به عمل آمده است. ویا اینکه گروه طالبان همزمان مسئوولان در دفتر قطر مربوط به این گروه ویا مسئوولان در بخش های نظامی و ملکی شان در قلمرو های در افغانستان که زیر سلطه ی شان قرار دارد تغییراتی آورده اند وهدف ازین تغییرات را تقویت ظرفیت دفتر سیاسی شان در قطر برای پیشبرد مذاکرات صلح ونیز بستر سازی برای تطبیق بهتر فیصله های صلح در افغانستان خوانده اند.

ملا برادر در دفتر قطر ؛

ملا عبدالغنی برادر که پیش ازین از زندانی در پاکستان رها گردیده بود، جدیداً به عنوان معاون ملا هبت الله، رهبر گروه طالبان و رییس دفتر این گروه در قطر تعیین شده است. گفته میشود که ملا برادر چهره ی نسبتا معتدل و طرفدار پایان یافتن جنگ وخشونت وتحقق صلح در افغانستان است و تعیین وی به این مقام خود بیانگر این است که گروه طالبان کم کم آماده میشود که جنگ در افغانستان را پایان داده وگفتگوهای صلح را به عنوان یک گزینه ی جدی به پیش برده و در راستای تحقق صلح با جامعه ی جهانی در گام اول ودولت افغانستان در قدم بعدی به یک نتیجه ی ملموسی برسند. گفته میشود ملا برادر  از معدود چهره های است که در آغاز به همراه ملا محمد عمر و چند چهره‌ی دیگر گروه طالبان را تشکیل داده بوده و نزد فرماندهان نظامی، اعضا و هواداران این گروه از محبوبیت زیادی برخوردار بوده، آنان ازو حرف شنوی دارند و او کسی است که سالها پیش به خاطری در پاکستان زندانی گردید که ارتباطاتی را با جانب دولت افغانستان برای آغاز گفتگو های صلح برقرار نموده بوده وآماده شده بود که به جنگ ها از راه گفتگو پایان دهد. تعیین او به زعم برخی تحلیلگران واز جمله فرماندهان پیشین گروه طالبان کمکی خوبی در راستای به نتیجه رسیدن گفتگو های صلح بوده میتواند. برخی رسانه ها به نقل از سید  اکبرآغا یک قوماندان پیشین و  همچنان مولوی عبدالسلام ضعیف، سفیر پیشین این گروه در اسلام آباد گفته اند که تعیین ملابرادر به عنوان معاون ملا هبت الله و رییس دفتر سیاسی این گروه در قطر به این معنا است که گروه طالبان بالای گفتگو های صلح یک حساب جدی باز نموده است.

این همه باعث شده که نوعی خوشبینی به وجود بیاید مبنی بر اینکه گفتگو های صلح دارد وارد مرحله‌ی تازه وحساسی گردیده ودور نمای صلح از هر زمانی روشنتر دیده میشود. زیرا هیچ زمانی کشور های حامی گروه طالبان تا این اندازه آماده نبوده اند که آنان را به اشتراک در نشست های مربوط به تلاش ها برای صلح زیر فشار قرار داده واز آنها بخواهند که برای باز و هموار شدن راه های تحقق صلح آماده شده و در مذاکرات مربوط به صلح اشتراک نمایند. ونه این گروه در این راستا تا این اندازه از خود جدیت نشان داده وآماده بوده اند که برای به نتیجه رسیدن مذاکرات همکاری کنند.

کل ماجرا اما این نیست. زیرا گفتگو های حاضر در قطر در غیاب مردم و دولت افغانستان، میان نمایندگان ایالات متحده ی امریکا به ریاست زلمی خلیلزاد، نماینده ی خاص وزارت امور خارجه این کشور در امر گفتگو ها برای صلح افغانستان و نمایندگان گروه طالبان انجام میشود وتا این مرحله نسبت به آنچه که در این سلسله گفتگو ها در جریان بوده به خوبی اطلاع رسانی نشده ونه نوعیت بحث ها وموضوعاتی که مورد گفتگو قرار گرفته ویا فیصله هایی صورت گرفته مشخص و معلوم اند. این باعث شده که نوعی ابهام در زمینه به وجود بیاید و سبب شود برخی شک وتردید هایی در افکار عمومی مطرح گردد. واین میتواند باعث ایجاد مشکلاتی در راه به موفقیت رسیدن این سلسله گفتگو ها گردد. زیرا همه ی این چیز هایی که گفته شد میتواند به معنای دور زدن دولت افغانستان منحیث طرف اصلی مذاکرات گردیده و شایبه‌ی آن را به وجود بیاورد که امریکاییان و برخی کشور های دیگری که در موضوع دخیل اند واز جمله پاکستان و کشور شاهی قطر، دارند فیصله هایی را به سر میرسانند که در حقیقت دولت و مردم افغانستان از آن بی خبر اند و در نبود و غیاب دولت ومردم افغانستان برای سرنوشت کشور ما تصمیم میگیرند و پس از آن توقع دارند که دولت ومردم افغانستان آن را بپذیرند. واین از یک سو میتواند اعتبار و وجاهت دولت افغانستان را منحیث تنها نماینده‌ی قانونی و مشروع مردم افغانستان آسیب بزند واز سوی دیگر
می تواند برخی سوء ظن ها و سوء تفاهمات را در خصوص این تلاش ها به وجود بیاورد. در گام سوم میتواند گروه طالبان را بیشتر از هر زمانی غره نموده و به آنها باور کاذب بدهد که پسان ها به هیچ صورت حاضر به گفتگو با جانب دولت افغانستان نگردیده و بخواهند بر خواسته های خود به صورت یکجانبه پا بفشارند و راه پایان خشونت ها از طریق گفتگو را به گونه ی دیگری با بن بست مواجه سازد.

از این که بگذریم گفتگو ها به گونه‌ای که در حال حاضر در جریان است و صحبت ها و مباحث وطرح موضوعات به صورتی است که دولت ومردم افغانستان، جریانات و احزاب سیاسی، بنیاد های مدنی و نهاد های حقوقی موجود در افغانستان از آن غایب است وگفتگو ها دارد در غیاب آن ها به پیش برده میشود و این باعث میگردد که نوعی بد بینی و نارضائیتی به وجود بیاید و سبب شود که فیصله های انجام یافته به هیچ صورت فرصت پذیرش وعملی شدن نیابد و نوعی مقاومت وایستاده گی را به وجود بیاورد وباعث مشکلاتی در آینده شود. زیرا گفتگو کنندگان قطر نمی توانند انتظار داشته باشند که در غیاب ودر عوض دولت به عنوان نماینده‌ی مشروع وقانونی مردم افغانستان، شهروندان کشور و قشر سیاسی کابل از جانب شان تصمیم بگیرند و فیصله نمایند وآنگاه بخواهند که فیصله های شان را بپذیرند وعملی کنند.

    به ویژه که  دولت و مردم افغانستان یک سلسله خطوط قرمز دارند که به هیچ صورت از آن ها گذشتنی نیستند ونمی گذارند که کسانی دیگری به بهانه‌ی صلح روی آن ها معامله نمایند واز جانب مردم ما حاتم بخشی نموده وآن را به دیگران ببخشند. حقوق شهروندی، آزادی های مدنی، حق مشارکت سیاسی وحق انتخاب وتصمیم گیری نسبت به سرنوشت کشور و…، که در فصل سوم قانون اساسی به تفصیل بیان شده از جمله ی این خطوط است ومردم افغانستان به هیچ وجه حاضر نیستند که روی این خطوط معامله‌ای صورت بگیرد. هیچ گروهی هم حق این را ندارد که این حقوق را مورد تعرض قرار دهد ویا آن ها بی اعتبار و فاقد مشروعیت سازد.

مردم ترس ازین دارند که کشور های دخیل در سلسله مذاکراتی که به ابتکار دولت امریکا و مشارکت برخی کشور های منطقه واز جمله پاکستان، عربستان سعودی، امارات متحده‌ی عربی و کشور شاهی قطر و…، به راه افتاده وبه پیش برده میشود، حق حاکمیت مردم افغانستان در زمینه تعیین سرنوشت کشور و خویشتن شان نقض شده وبه جای آنان کسانی دیگری تصمیم بگیرند و از آنان نماینده گی کرده،حقوق شان را به معامله بگذارند و ارزش هایی که نسبت به برخی از آن ها اشاراتی به عمل آمد را قربانی گفتگو های صلح کنند. مردم افغانستان انتظار دارند که برابر با اصول و قواعد حاکم بر نظام بین الملل هر کشوری باید به حق حاکمیت افغان ها بر سرنوشت خویش، استقلال سیاسی وحاکمیت ملی افغانستان احترام گذاشته وحق انحصاری دولت افغانستان را منحیث نماینده ی مشروع و قانونی مردم افغانستان در همه‌ی زمینه های مربوط به سرنوشت کشور و مردم افغانستان واز جمله تصمیم گیری در زمینه‌ی صلح نباید نقض و زیر پای کنند.

در غیر آن هر نوع مذاکره‌ای راه به جایی نخواهد برد ونه تنها به ختم بحران در افغانستان منجر نخواهد گردید، بلکه میتواند بحران های دیگری را به وجود بیاورد و مشکلات را چندین برابر ساخته ونا آرامی ها، جنگ ها و خشونت های دیگری را زمینه سازی نماید. این امر میتواند باعث دوام بحران به صورت دیگری شده و خون ریزی های جدیدی را در پی بیاورد. مردم افغانستان خود میخواهند که نسبت به سرنوشت خویش و کشور شان تصمیم بگیرند و میخواهند طرف اصلی مذاکره بوده باشند. میخواهند راجع به آینده‌ی خود تصمیم بگیرند، نه اینکه دیگران از طرف آنها تصمیم بگیرند.  

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید