روزنامه اصلاح

اوضاع پیچیده‌ی امنیتی، عوامل و ایجابات

هفته ی گذشته تعدادی از شهر ها و ولایات کشور گواه مرگبار ترین حملات تروریستی انتحاری و انفجاری بود که به شهادت و جراحت تعدادی از شهروندان منجر گردید. تنها در دو حمله ی انتحاری در ولایات کابل و ننگرهار بیش از شصت تن به شمول نوزادان، اطفال و زنان شهید و بیش از یکصد تن دیگر زخمی شدند. در حمله ی دیگر موتر بمب در شهر گردیز ده ها تن غیرنظامی شهید و زخمی شدند. برخلاف دو مورد اول، مسئولیت حمله ی سومی را گروه طالبان به عهده گرفته است. اما مسئولیت حمله بالای شفاخانه ی داکتران بدون سرحد در کابل و حمله بر مراسم تشییع جنازه در ولایت ننگرهار را کسی به عهده نگرفته و گفته شده این حملات کار گروهک داعش بوده است. اما نهادهای امنیتی و دفاعی کشور این حملات را کار مشترک داعش، شبکه ی حقانی و لشکر طیبه دانسته است. در عین زمان گفته شده: از آنجایی که گسترش بستر هراس افگنی و خشونت ورزی در افغانستان کار گروه طالبان است و درعین زمان این گروه میزبان گروه های هراس افگن بوده است/ می باشد؛ این گروه صرفا با صدور یک اعلامیه نمی تواند در قبال حوادثی چون حملات یاد شده از خود رفع مسئولیت کند.

در هر حال حمله ای که بر شفاخانه ی داکتران بدون سرحد در کابل که برای زنان گرفتار تکالیف ولادی و نسایی ارایه ی خدمات می کند و زایشگاه بخش اصلی آن است؛ در نوع خود بی سابقه بوده و مهاجمان زنان، کودکان و اطفال و حتا نوزادان را هدف قرار داده و شهید و زخمی کردند. چیزی که جز در جنگ های افسانوی کشور گشایان و امپراطوری سازان و…، پیشینه نداشته است ویا هم در روایات متعلق به نسل کشی ها در گذشته های تاریخی ویا در نبرد های فاشیستی برخی اقتدارگرایان در گوشه و کنار جهان به مواردی از آن بر می خوریم.

حمله بر نوزادانی که قاعدتا چند ساعتی بیش از تولد شان نگذشته و زنانی که تاره طفل به دنیا آورده ویا زنان بارداری که در بستر بیماری افتاده واز شدت درد زایمان به خود می پیچند نه تنها از نگاه شرع حرام است، بلکه خلاف تمام موازین انسانی و حقوق بشری و قواعد حاکم بر مناسبات مربوط به جنگ ها می باشد. حالا پرسش این است که پشت سر حملات این چنینی دست چه کسان و یا حلقاتی است؟ و آیا راستی این ها کار گروه طالبان نیست؟ آن گروهی که پس از امضای موافقنامه ی صلح با امریکاییان از جنگجویان خود خواست تا در برابر نیروهای های ملی امنیتی ودفاعی و اهداف مربوط به دولت افغانستان حملات خود را از سر بگیرند. در پاسخ به این پرسش دیدگاه های مختلف مطرح شده است.

برخی را باور بر آن است، از آن جا که گروه طالبان از همان آغاز هم یکپارچه نبوده و بیشترینه نیروهای که در صفوف طالبان مصروف کنشگری بوده پیرامون اشخاص و فرماندهان متعلق به منطقه و شهر خود شان گرد آمده و فقط از آن ها فرمان می گرفته اند و نقطه ی جمع شان در گذشته ملا محمد عمر بوده است و پس از سقوط امارت وبه ویژه پس از مرگ ملا محمد عمر دیگر این گروه ساختار منسجم و مرکز فرماندهی واحد نداشته وهر یک از دسته ها و حلقات راه خود را می رفته اند وبه کنشگری می پرداخته اند. پس از آن، جنگ در برابر دولت افغانستان ونیروهای بین المللی تنها موضوعی بوده که آن حلقات و دسته ها را در یک سمت وسو سوق کرده بوده است. اما پس از آنکه گفتگوهای صلح با امریکاییان در میان آمد وچگونه گی توافقات احتمالی صلح با امریکا مطرح گردید، چند دسته گی میان سیاستگران وعدم هماهنگی میان آنان با نظامیان این گروه خود را نمایان ساخت. زیرا گفتگوهای صلح به تضاد منافع میان جنگجویان و طیف سیاسیون این گروه منجر گردید. نظامیان که در بستر صلح وپایان یافتن خشونت ها منافع خود را به خطر می دیدند به فکر تشدید خشونت ها به عنوان یک گزینه ی جدی شدند وهمین بود که کمیسیون نظامی این گروه به از سرگیری خشونت ها در برابر دولت فرمان داد تا این تضاد منافع را تا حدودی کم رنگ کند وبه اصطلاح منافع جنگجویان خود را نیز پاس بدارد. به اساس این باور، حملاتی که مسئولیت آن ها را گروه طالبان به عهده نمی گیرد، کار گروپ ها و دسته هایی است که بی توجه به فیصله هایی قشر سیاسی این گروه وبه خاطر منافع خود انجام میدهند. به باور این تعداد این گروپ ها با دسته های که زیر مجموعه ی سایر گروپ های هراس افگن اند به دور از اراده ی سیاستگران خارج نشین این گروه به راحتی کنار می آیند ودر قالب طرح های مشترک حملاتی از قبیل حمله بر شفاخانه ویا حمله بر مراسم تشییع جنازه را به سر می رسانند و در بدل آن امتیاز می گیرند. چیزی که به نحوی می تواند موید دیدگاه نهادهای کشفی و استخباراتی نیز باشد.

نهادهای کشفی واستخباراتی افغانستان گروه های چون داعش، شبکه ی حقانی، لشکر طیبه و…، را عامل حملات یاد شده می دانند که مشترکا دست به انجام این حملات زده اند. بر بنیاد یافته های این نهادها نوعی تبانی میان گروه هایی که در حال حاضر در برابر دولت می جنگند به شمول گروه طالبان موجود است. بر بنیاد آنچه که نهادهای امنیتی همین دو هفته قبل اعلام کردند یک مرکز مشترک مربوط به داعش و شبکه ی حقانی در حومه ی پایتخت کشف واز بین برده شد که پشت سر حملاتی قرار داشتند که در گذشته در کابل انجام شده بود. مانند حمله در روز مراسم تحلیف بالای ارگ ریاست جمهوری و حمله بالای مراسم سالیاد شهید عبدالعلی مزاری و… .

برخی از نماینده گان مردم در ولسی جرگه در نشست روز پنجشنبه شان مستقیما گروه طالبان را متهم به انجام این حملات کرده وهدف شان را ایجاد رعب و وحشت برای هموار کردن بازگشت شان به قدرت از راه زور دانسته ودر عین زمان انگشت انتقاد را سوی ایالات متحده ی امریکا نشانه رفتند و گفتند که این کشور با امضای توافقنامه با گروه طالبان به دور از حضور و دید مردم و دولت افغانستان، کشور را به این گروه و اگذار کرده وبه آنان اجازه داده که هرچه از دست شان می آید انجام دهند و راه را برای بازگشت شان به قدرت از راه زور هموار کنند.

اشاره ی این نماینده گان به موضعگیری وزارت امور خارجه امریکا پس از این حملات بود که غیرمسئولانه گروه طالبان را برائت داده و در یک موضعگیری رسمی از این گروه و دولت افغانستان همزمان خواست که عاملان حملات اخیر در شهر کابل و ولایت ننگرهار را شناسایی و مجازات کنند. امری که نه تنها گروه طالبان را از انجام حملات این چنین برائت می دهد بلکه این گروه را با دولت افغانستان در یک موازات حقوقی قرار میدهد. درعین زمان روایت  وزارت امور خارجه ی امریکا درست در نقطه ی مقابل روایتی است که دولت و نهادهای استخباراتی افغانستان از حملات انجام میدهند. در حالیکه یافته های نهاد های کشفی و استخباراتی افغانستان نشان می دهد که حد اقل شاخه ی حقانی گروه طالبان که از سوی سراج الدین حقانی معاون گروه طالبان رهبری می شود در انجام این حملات با افراد گروهی که داعش خوانده میشود کاملا همکار است و به صورت مشترک این حملات را اجرا می کند.

برخی اما قضایا را پیچیده تر از این میدانند ومی گویند دست استخبارات منطقه پشت این حملات است. این عده همزمان شدن اوج گیری دوباره ی این نوع حملات بر شهرها با تحولاتی که در عرصه ی سیاست منطقه روی میدهد را گواه این میداند که دست استخبارات منطقه در این موج تازه ی حملات انتحاری و انفجاری در شهرها دخیل است. اینکه حملات اخیر در شهر کابل و ولایت ننگرهار وبه تعقیب آن در ولایت پکتیا، پس از آن صورت گرفت که زلمی خلیلزاد از دولت هندوستان خواست با گروه طالبان گفتگو واز آن طریق بر رفع نگرانی های بپردازد که معنای دخیل ساختن هندوستان در گفتگوهای صلح می باشد؛ و گروه طالبان مسئولیت دو تای اول را به گردن نگرفتند وکدام گروه دیگری هم ادعای مسئوولیت نکرد؛ به معنای این است که دست های استخبارات منطقه پشت سر این حملات قرار دارد و هدف ان هم برهم زدن روند جاری بوده و نمی گذارند که امریکاییان رقبای منطقه ای شان را در بازی دخیل بسازند و میخواهند بازی در اختیار آنان باشد واز روند به نفع خود بهره گیری کنند.

هر چه باشد روند جاری حاکم برعرصه ی امنیت در کشور نشان آشکار از پیچیده گی اوضاع در این عرصه بوده و بیانگر این است که بیش از هر زمان دیگر دست ها و اراده های مختلف مربوط به آدرس های مختلف در به هم زدن روند های مربوط به امنیت در افغانستان دخالت دارد. این ایجاب آن را می کند که دولت و به ویژه نهاد های ملی امنیتی ودفاعی بیش از گذشته بیدار بوده و دقیقا برنامه ریزی کرده وبا موثریت آن را تطبیق کند تا در این آشفته بازار موجود از منافع مردم افغانستان دفاع کنند ونگذارند که موجودیت نظام و سلامت کشور با مخاطره مواجه شود. فراموش نه باید کرد که دولت.

ایجاب می کند همه ی نیرو های سیاسی و مردمی همصدا و یکپارچه مانند همیشه پشت سر نیروهای ملی امنیتی ودفاعی کشور صف ببندند و مانند هر وقت دیگر آن ها را مورد حمایت و پشتیبانی قرار دهند.  چنانکه ایجاب می کند که قشر سیاسی حوزه ی جمهوری و حامیان نظام وقانون اساسی اختلافات ذات البینی خود را در روشنی مفاد احکام قانون اساسی حل و فصل کرده وبا یکپارچه گی و همصدایی از منافع مردم ومصالح نظام دفاع نمایند. ما به هر اندازه که با هم اختلاف دیدگاه داشته باشیم اما در راستای حفظ نظام و پاسداری از دستاوردهای دو دهه ی پسین و ارزش های مندرج قانون اساسی هم نظریم.

عنابی  

ممکن است شما دوست داشته باشید