روزنامه اصلاح

انـتخابات؛ چالـش‌ها و امـیدها

انتخابات یک پروسه‌ی ملی  و یک فرایند مدنی و دموکراتیک است که میزان بلوغ اجتماعی، فکری و سیاسی یک جامعه را به نمایش می‌گذارد. به این معنی که هر چه جامعه از لحاظ سیاسی بالغ‌تر باشد و از شعور سیاسی بالایی برخوردار باشد، به همان میزان احساس مسؤولیت بیشتری نسبت به مشارکت در انتخابات و تعیین سرنوشت جمعی نیز شکل می‌گیرد. از طرف دیگر ملاحظه می‌شود که هر چه جامعه رشد فکری و سیاسی بیشتری داشته باشد، قدرت تعیین کنندگی بیشتر و دقیقتر خواهد داشت؛ آنچه که در افغانستان نسبتاً جایش خالیست و بسترش فراهم نشده است.

افغانستان حد اقل در یک و نیم سده‌ی اخیر نظام‌های سیاسی متنوع را تجربه کرده است، از سلطنت مطلقه تا سلطنت مشروطه و نظام جمهوری. وقتی نظام جمهوری برای اولین بار در افغانستان به تجربه گرفته شد انتظار آن وجود داشت که در نظام جمهوریت به پروسه‌های ملی احترام گذاشته شود و اکثریت خاموش و همیشه محروم جامعه به کمک پروسه‌های دموکراتیک هم‌چون انتخابات از حاشیه به متن بیایند، اما متأسفانه نه در دوره جمهوریت و نه در دوره حزب دموکراتیک خلق و نه هم در دوره حکومت اسلامی مجاهدین و طالبان در هیچ یکی از این دوره‌ها آنگونه‌ی که باید به شعور و اراده‌ی سیاسی مردم و اتباع افغانستان در عمل احترام گذاشته می شد، نشد. متأسفانه در هر دوره‌ای تبعات و پیامدهای منفی و طاقت فرسا را نیز برجا گذاشت و بیشترین تاوان هم متأسفانه بر ملت افغانستان تحمیل شد.

بعد از سال۲۰۰۱ میلادی و رویداد یازدهم سپتامبر و حضور نظامی ناتو در افغانستان، نوع معادلات سیاسی تغییرکرد. با شکل گیری نظام سیاسی دموکراتیک و مبتنی بر آراء مردم نوع نظام لزوماً ایجاب می‌کرد تا به آرای شهروندان احترام گذاشته شود و در قالب پروسه‌ی ملی یعنی انتخابات، خواست و اراده جمعی بازتاب پیدا نمایند.

به طور عموم نظام سیاسی کنونی قانون اساسی ۱۳۸۲ دست آورد بس بزرگیست برای ملت افغانستان، اما بازهم خواسته یا نا خواسته در همین نظام سیاسی مردم سالار، که عمر ۱۸ سالگی را کامل کرده انتظار می‌رفت که به بلوغ کامل نیز می‌رسید اما بازهم واقعیت‌های جاری در کشور نشان می‌دهد که مؤلفه‌های اساسی دموکراسی از جمله انتخابات در افغانستان هنوزهم  با چالش‌های متعدد روبرو است.

گذشته از اینکه انتخابات یک حق و یک تکلیف است، می‌توان گفت که انتخابات در دنیای جدید یک فرایند قدرت مشروع در دست شهروندان یک جغرافیای سیاسی می‌باشد. قدرت در واقع در دستان مردم است. اگر بخواهیم یک شهروند فعال داشته باشیم، باید ابتدا حقوق پایمال شده و اعتماد را به او برگردانیم و بپذیریم شهروند فعال اولا دارای بلوغ فکری است، دوماً صاحب حق تعیین کنندگی است و سوماً مسؤولیت پذیر است. مجموعه‌ی این عناصر قدرت را در دستان شهروند قرار می‌دهد و شهروندان در این وضعیت است که از حالت منفعل و دستورپذیر به حالت فعال و مسؤولیت پذیر تبدیل می‌شوند.

امروزه نیز در افغانستان با طی نمودن فراز و فرودهای سیاسی اینک در این مقطع حساس و شکننده قرار دارد، انتخابات با چالش‌ها و امیدهایی مواجه است. از یک طرف بی‌کفایتی مسؤولان قبلی کمیسیون‌های انتخاباتی، عدم استقلالیت و ضعف مدیریت آن‌ها و نبود شفافیت لازم در انتخابات دوره‌های پیش از جمله انتخابات ریاست جمهوری۱۳۹۳ و انتخابات مجلس نمایندگان ۱۳۹۷ بی اعتمادی‌هایی را به وجود آورد که مردم فکر می‌کنند آرای شان تعیین کننده نیست و به شعور سیاسی شان اهانت صورت گرفته و اینبار کم‌تر به پای صندوق‌های رأی خواهند رفت. در صورتی که تغییر ایجاد نشود، این خود یک چالش بزرگ فراروی پروسه انتخابات است. در کنار آن مشکلات دیگری از جمله تهدیدات امنیتی و عدم تفاهم ملی روی میکانیزم‌های برگزاری انتخابات و استفاده از تکنالوژی و سیستم انتخاباتی پا برجاست. جامعه شناسان می‌گویند هر نظام دموکراتیک که تحقق می‌یابد مستلزم  پیش زمینه‌هایی است، این پیش زمینه‌ها هستند که لباس دموکراتیک را به تن یک نظام مردم سالار می‌دهد. پیش فرض‌های بروز دموکراسی را می‌توان در اقتصاد، سیاست، فرهنگ و اجتماع بازشناسی کرد. در فرایندهای شبه دموکراتیک افغانستان چند عنصر زیربنایی نظام دموکراتیک جایش خالی است و با چند چالش مواجه است:

فرایند جامعه پذیری سیاسی؛

در افغانستان هنوز هم ما با یک فرایند مدنی برای جامعه پذیری سیاسی روبرو نیستیم. جامعه یک جامعه قومی و پارچه پارچه است، سلسله مراتب سنتی و قومی و مراجع قدرت هنوز در سطوح و لایه‌های جامعه وجود دارد.

عدم مواجهه با فرایندهای رشد فرهنگ دموکراتیک؛

مردم از نظر ذهنی، فکری و فرهنگی هنوز به آن سطح از درک سیاسی نرسیده اند که بسیاری از مفاهیم و رفتارهای دموکراتیک را درونی سازی بکنند و براساس این درک عمل کنند و رأی دهند. ما هنوز فرهنگ دموکراتیک را در جامعه نمی‌بینیم، جامعه ما هنوز اعتقاد قلبی و درونی به دموکراسی ندارد و تنها از برخی مفاهیم به صورت لفظی و برای کشمکش‌های سیاسی استفاده ابزاری می‌کنند.

عدم بسترسازی برای تحقق دموکراسی؛

 آنچه  یک جامعه را به دموکراسی می‌رساند، پیش زمینه عملی و جدی از هویت ملی است. بدین معنا که ما ابتدا باید ملتی با هویت مشخص و با بنیان‌های فکری معین داشته باشیم و بعد از آن می‌توانیم بنیان‌های دموکراسی را اجرا بکنیم. عناصر هویت ملی هنوز در افغانستان تعریف نشده است، ما هنوز با یک ملت روبرو نیستیم. ما با یک جامعه چند قومی و ملیتی روبرو هستیم.

عدم شکل گیری عقلانیت سیاسی مطلوب؛

 بدون شک فرایندهای دموکراسی ازجمله  انتخابات نیازمند عقلانیت سیاسی است. علاوه بر اینکه ما باید جامعه پذیری سیاسی داشته باشیم، باید عقلانیت سیاسی نیز داشته باشیم. زمانی که جامعه به عقلانیت سیاسی رسیده باشد شما انعکاس این رشد و عقلانیت را در رفتارهای مدنی و سیاسی جامعه مشاهده می‌کنید که ما متاسفانه در افغانستان هنوز شاهد این رشد نیستیم.

امیدها نسبت به پروسه انتخابات؛

باتمام کم و کاستی‌هایی که وجود دارد بازهم ظاهراً یک اراده سیاسی جمعی تمام جوانب ذیدخل بر برگزاری یک انتخابات شفاف شکل گرفته است. گزینش کمیشنران جدید کمیسیون‌های انتخاباتی با میکانیزم جدید و اینکه افراد متعهد و صادقی روی کار آمده ند امیدواری‌هایی را ایجاد کرده تا این‌بار بستر برگزاری انتخابات شفاف ریاست جمهوری فراهم گردد.

در هرصورت نخبگان، فرهنگیان و دانش آموختگان کشور به ویژه نسل جوان رسالت بیشتر نسبت به این پروسه ملی دارند تا این‌بار باهمکاری همه جانبه به انتخابات شفاف در سال ۹۸ برسیم. ما در جامعه‌ای هستیم که حتا دموکراسی را هم کسانی تعریف می‌کنند که خودشان اعتقادی به این مساله ندارند. بعضی این افراد همان کسانی هستند که با مبناهای دموکراسی مشکل دارند. مشکل ما در چرخه ناسالمی است که در جریان است.

طبیعی است که نقش نخبگان باید برجسته شود که هم از نظر فکری و هم از نظر عملی رهبری سیاسی و فکری جامعه را به دست بگیرند. اما در جامعه افغانستان دموکراسی معمولا در دست کسانی است که با این مفاهیم مشکل دارند. نخبگان ما قدرت عملی و اجرایی و امکانات اقتصادی ندارند.  به همین دلیل است که کاری از دست شان بر نمی‌آید.

در نتیجه این‌بار تا همین اراده سیاسی جمعی برای شفافیت انتخابات شکل نگیرد و عملی نشود و تا نخبگان و فرهنگیان کشور برای بیداری مردم آستین بالا نزنند و تا مردم نسبت به تعیین سرنوشت سیاسی شان حساس نباشند، تغییر و شفافیت در انتخابات تضمین نخواهد شد، چه خوب که علاج واقعه قبل از وقوع صورت گیرد و زمینه برگزاری انتخابات شفاف، عادلانه و قانونمند فراهم شود تا این‌بار شاهد نظام سیاسی و حکومت منتخب، مقتدر و مطلوب در افغانستان باشیم.

احمدذکی سروری

ممکن است شما دوست داشته باشید