روزنامه اصلاح

انحرافات اجماعی؛ چالش ها و راهکارها

بخش دهم  /  آصف مهاجر

انواع فقر و انحرافات اجتماعی؛

فقر یک امر کلی است که مصداق های متنوعی دارد. به عبارت دیگر با یک نوع و صورت از فقر مواجه نیستیم، بلکه فقر انواع مختلف دارد. با این حساب،  می توانیم فقر را از نظر حد گسترش آن به فقر جمعی، گروهی و فردی صورت بندی کنیم. برای نمونه، در مناطقی که تعداد مصرف کنندگان نیازمندی های زندگی شان بیش از عرضه آن قابل محاسبه است، فقر جمعی پدید می آید و عدم دست رسی جمعی از مردم به کالاهای مورد ضرورت شان نشان گر بروز فقر جمعی است. روستایی را تصور کنید که  جمعیت زیاد دارد، اما اکثراً به خدمات صحی و درمانی دست رسی ندارند، پس آن اجتماع با فقر جمعی مواجه است. به همین ترتیب، نوع دیگری از فقر، «فقر دوره ای» عنوان می گیرد.  این گونه فقر معمولاً تحت شرایط خاص شکل می گیرد و یک امر دایمی نیست، یا در نتیجه کاهش موقتی امکانات زندگی به اثر شرایط خاص طبیعی مثل خشک سالی در زمینه اقتصاد، کشاورزی، اختلال در روابط تجای و سایر مسایل مشابه رخ می دهد. باید گفت که در مقابل این  فقر دوره ای که جنبه جمعی دارد و در  عین حال گذرا است، «فقر فردی» قرار می گیرد که با موقعیت و شرایط اجتماعی که فرد در آن قرار دارد، ارتباط می گیرد. معمولاً این نوع فقر بیرون از اراده و اختیار فرد قابل تصور است. برای مثال، در اکثر جوامع، افراد کهن سال مثل پیرمردان و پیرزنانی که قدرت کار ندارند، بیوه زنانی که نان آور خانواده ی شان را از دست داده اند، یتیمانی که بی سرپرست شده اند.. با فقر فردی مواجه می شوند که یک امر استثنایی است.

در کنار این صورت هایی از فقر، فقر دیگری نیز در میان است که با عقاید و باورهای افراد ارتباط می گیرد و حتا گفته می توانیم که فقر خود خواسته است. این نوع فقر به طور مستقیم تحت تاثیر گرایش های دینی و بنا به خواسته ی اعتقادی فرد شکل می گیرد. این نوع فقر را می توانیم فقر آرمانی نیز بنامیم. برای مثال، در پاره ای از موارد در ادیانی چون بودایی و مسیحیت، فقر جایگاه بلندی دارد و به آن برچسب تقوا نیز داده می شود و جزو صفات احسن برای پیروان شمرده می شود.

فقر با توجه به کلی بودن آن در این حد خلاصه نمی شود، ما می توانیم از فقر فرهنگی نیز یاد کنیم که به لحاظ اثرگذاری روی وضعیت عمومی و آینده ی جامعه، فقر فرهنگی یکی از خطرناک ترین نوع فقر شمرده می شود که در مقایسه با سایر فقرها، اثرات تخریبی و منفی آن خیلی عمیق و گسترده است. در ارتباط به انحرافات اجتماعی، فقر فرهنگی عامل تاثیرگذار و زمینه ساز است تا انحرافات اجتماعی برای رشد مجال بیشتر پیدا کند. فقر فرهنگی با این امر که افراد در معرض آسیب های اجتماعی و فرهنگی قرار بگیرند، ارتباط دارد. بی سوادی، بی هدفی، موجودیت نگرش های منفی در بین مردم، مسوولیت گریزی، بی توجهی به اهداف، کار و تلاش، منفی بافی ها، رسم و رواج های ناپسند و هرزگی همه نشانه های از فقر فرهنگی است. یک جامعه ی کم تحرک و بدون اهداف آرمانی، یک جامعه ای است که دچار فقر فرهنگی است.

فقر فرهنگی با بروز انحرافات  و کج روی ها خیلی رابطه دارد. معمولاً جامعه ای که از لحاظ فرهنگی غنی و پر بار است، نگرش افراد آن چیز متفاوتی می شود و بستری خلق می شود که طی آن انگیز های مثبت، روحیه سازگاری، ارزش گذاری به اهداف متعالی جامعه،  قانون گرایی، اولویت دهی به منافع ملی و موارد دیگر خطوط سرخ جامعه قلمداد می شوند و افراد نسبت به آن متعهد اند. این وضعیت به معنای خنثا شدن بسترهای اجتماعی برای بروز انحرافات است. البته بدین معنا نیست که سایر فقرها با انحرافات اجتماعی ربط ندارد، فقر اقتصادی یکی از مهم ترین عاملی است که در بروز انحرافات اجتماعی نقش دارد، اما تاثیرات فقر فرهنگی خیلی عمیق است و علاوه بر این که با انحرافات اجتماعی ارتباط پیدا می کند، برای سایر بخش های حیات اجتماعی، تأثیرات تخریبی دارد. با این وجود، مسأله ی فقر باید با نگاه عمیق و چند بعدی مورد مطالعه قرار بگیرد تا با یک چشم انداز روشن مسایل اجتماعی از جمله انحرافات اجتماعی مورد بررسی قرار گیرد.

ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید