روزنامه اصلاح

انحرافات اجتماعی؛ چالش ها و راهکارها

آصف مهاجر  /    بخش چهاردهم

تاثیرات عمومی انحرافات اجتماعی؛

در سلسله نوشته هایی که پیرامون انحرافات اجتماعی داشته ایم، به موضوعات مهم و کلی در خصوص انحرافات اجتماعی و بیشتر عوامل دخیل مرتبط به این مسأله پرداخته شد، اما بحث مهم دیگر پیامدها و چالش هایی است که باعث دوام انحرافات اجتماعی می شود و نیز  اشاره به چالش هایی است که در  نتیجه ی بروز انحرافات اجتماعی بر کل جامعه تحمیل می شود. مورد دوم جزو تاثیرات و پیامدهای عمومی انحرافات اجتماعی قابل بحث است. در نوشته ی کنونی و در این نوبت در ارتباط به این موضوع بحث مان را دوام می دهیم. می دانیم که هر مسأله ی اجتماعی جدا از این که وابسته به زمینه ها و عوامل اجتماعی است که در بروز آن دخالت دارند، یک سری پیامدهایی را به جا می گذارند که بر وضعیت اجتماعی تاثیر گذار است. مثلاً دزدی یک رفتار انحرافی و مجرمانه است، اما این که ما بگوییم آمار دزدی درجامعه بالا رفته است، بحث در همین جا خلاصه نمی شود، بلکه متوجه شویم که چه این مسأله چه قدر تاثیرات دیگر دارد و چه پیامی برای افراد و ساکنان یک جامعه انتقال می دهد.

تاثیرات اولیه یک انحراف اجتماعی نظیر دزدی، سرقت و یا موارد حاد یا ضعیف مشابه آن، ایجاد ناامنی روانی است. تصور کنید وقتی میزان سرقت و دزدی های مسلحانه در جامعه بالا می رود، دیگر مردم محیط بیرونی و داخلی مثل خانه و منازل شان را مصوون نمی بینند و این یعنی ناامن شدن حوزه ی عمومی و خصوصی. در نتیجه روان مردم آسیب می بینند. سرقت مال و اموال مردم از بیرون یا داخل، یک مسأله است، اما تاثیرات روانی آن  مسأله ی دیگر است. یک بار یک شخص موبایل خود را از دست می دهد، یک بار مصوونیت و آرامش خود را از دست می دهد، مورد دومی جدی تر و خطرناک است. یک موبایل را می شود بار دیگر خریداری کرد، اما وقتی کسی مصوونیت و آرامش خود را از دست بدهد و محیط زندگی اش را نامصوون درک کند، بازگشت حالت مثبت خیلی دشوار می شود و تا حکومت و مسوولان بر وضعیت مسلط می شود، قانون در جامعه حاکم می شود و نظم برقرار، خیلی وقت می گیرد و تا این مرحله ی زمانی، شهروندان یک سره رنج می  کشند و با تشویش و نگرانی مواجه  خواهند بود.

تاثیرات بد روانی را که انحرافات اجتماعی به جای می گذارد، خیلی خطرناک است، جدا از این که اثر منفی برای افراد دارد و مصوونیت روانی آنان به چالش کشیده می شود، نگرش شهروندان را نسبت به وضعیت عمومی و دولت منفی می سازد این امر پایه های اعتماد مردم را نسبت به دولت و کارآمدی آن ضعیف خواهد ساخت.

با تمام این بحث های کلی، اما مردم کشور از جهات مختلف در معرض آسیب پذیری های شدید قرار دارند، ناامنی و جنگ به حد کافی روان مردم را آشفته ساخته است، اما وقتی آسیب های اجتماعی نظیر پیش روی سرقت های مسلحانه تا خانه های مردم می رسد، حتا خانواده به عنوان مصوون ترین پناه گاه و زیست گاه افراد ناامن می شود و این خیلی زجر آور است.

با این وجود، انحرافات اجماعی و به خصوص پیامدهای آن و اثرات تخریبی آن بیشتر مورد توجه و طرح های تدابیری مسوولان قرار گیرد تا این مشکلات به قیمت ممکن کنترل و دامنه ی انحرافات اجتماعی، جمع و محدود شود و این گونه آرامش در جامعه و به خصوص خانواده ها برگردد. البته مبارزه با انحرافات اجتماعی، تنها بحث مدیریتی روزانه نیست، بلکه نیازمند ایجاد تغییرات بزرگ است که در بخش های مختلف بایستی رخ دهد، از جمله تغییرات اقتصادی و توسعه اقتصادی در جامعه. تا زمانی که در اقتصاد مردم تغییری رخ ندهد و نیازهای اولیه و مادی مردم به صورت نسبی که هم شده تأمین نشود، خیلی از انحرافات اجتماعی به صورت مطلوب کنترل نخواهد شد و این بدین معناست که مشکلات اجتماعی باید ریشه ای حل شود و با اقدامات سطحی و روزمرگی مهارنشدنی است.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید