روزنامه اصلاح

انحرافات اجتماعی؛ چالش ها و راهکارها

بخش ششم / آصف مهاجر

عوامل و پیدایش انحرافات اجتماعی؛

هر مسأله‌ی اجتماعی وابسته به عوامل و زمینه های خاص است، انحرافات اجتماعی نیز از این قاعده بیرون نیست. این گونه نیست که میزان انحرافات اجتماعی در هر جامعه ای یکسان باشد، شدت و نوعیت انحرافات نظر به هر جامعه متفاوت است؛ چون هر جامعه شرایط خاص فرهنگی، تاریخی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی خود را دارد. برای مهار و کنترل انحرافات اجتماعی، لازم است عواملی را شناسایی کنیم که در پیدایش انحرافات اجتماعی نقش دارند. معمولاً عوامل و علل پیدایش انحرافات متنوع است، اما می شود آن را دسته بندی کرد.

عوامل شخصیتی و چه گونگی آن یکی از دسته های مهم در ارتباط به انحرافات اجتماعی و دلایل شکل گیری آن،  قابل بحث است. این دسته از عوامل معطوف به عدم تعادل روانی، شخصیتی و اختلال در روش و رفتار افراد است که مورد بحث واقع خواهد شد. با این وجود، هر فرد شخصیت منحصر به فرد خود را دارد، اما معمولاً افراد نابه هنجار، مجرم و بزهکار، ویژگی های شخصیتی خاص خودشان را دارند. یکی از ویژگی های افراد با رفتارهای انحرافی که دارند، حالت نامطلوب روانی شان است، یا به عبارت دیگر ، این دست آدم ها حالت روانی شان عادی و نرمال نیست. افراد روان رنجور و پریشان خاطر معمولاً نسبت به ارزش ها، هنجارها، قواعد و مقررات اجتماعی بی تفاوت بوده و کم تر نسبت به آن از خودشان پابندی نشان می دهند. اعمال و روش های رفتاری این دست آدم ها،  نظام اجتماعی و روابط جمعی را متزلزل و گاهی هم مختل می سازد و باعث می شود نوعی از بی باکی ها و خودسری نسبت به قواعد و هنجارهای اجتماعی رایج شود یا اذهان دیگران را نیز به رفتارهای نابه هنجار جلب توجه کنند.

با این حساب، بعضی از شاخصه های برجسته و قابل دید شخصیتی این گونه افراد، خودمحور بودن، پرخاش گری، قاعده شکنی، فریبندگی ظاهری و مسوولیت گریزی است. آن ها کمتر به پیامدهای رفتاری شان فکر می کنند و می اندیشند. به پیامد عمل خود نمی اندیشند. معمولاً این تیپ آدم ها در امور کاری خود بی پروا و بی ملاحظه ظاهر می شوند و  کمتر از تجربه های تلخ خود و دیگران درس می گیرند و همین طور در قضاوت های خود بیشتر خود محور اند و به اصول و منطق رو نمی آورند. البته این تاکتیک برای آن ها خیلی مهم است که از این طریق می خواهند توجه دیگران را به خودشان جلب کنند و ضعفی را که دارند، پنهان کنند یا با گزینه های نامناسب رفتاری که بیشتر پرخاش گرانه و یا جنبه هنجارشکنی دارد، جبران کنند.

در بیان دیگر می توانیم این نکته را برجسته کنیم که افراد هنجارشکن با رفتارهای انحرافی، معمولاً بر فکر خود مسلط نیست و برای شان مهم نیست که دیگران در موردشان چه گونه قضاوت می کند، فقط آن چه خودشان می خواهند عمل می کنند و کم تر رفتار سنجیده شده و محاسبه شده ای را از خود نشان می دهند. با این وجود، تعادل شخصیتی، محاسبات رفتاری و توأم با عقلانیت، احترام به شخصیت خود و موارد دیگر برای این که در دام رفتارهای انحرافی نیافتیم، خیلی مهم است؛ اما شخصیت آدم های هنجارشکن و رو به انحراف ا جتماعی، معمولاً از این ظرفیت ها محروم اند و این گونه است که رفتارهایی از خود نشان می دهند که از یک حالت ناتعادلی شخصیتی بر می خیزد.

و البته نباید نگاه انتقادی ما یک سره به سمت این گونه افراد باشد، این نکته خیلی مهم است که باید مورد تأمل واقع شود که چرا این افراد این گونه دچار انحرافات اجتماعی می شوند، درست است که ما از عامل شخصیتی یاد کردیم، اما این هم خیلی مهم است که بپرسیم این شخصیت را در کجا  و چه گونه کسب کرده است، دیگران در تکمیل این نوع شخصیت نقش داشته است. مثلاً خانواده، والدین، اطرافیان، نظام آموزشی و الگوهای دیگر. به هر حال، انحرافات اجتماعی بسته به عوامل زنجیره ای است که باید نظام مند مورد مطالعه قرار گیرد. در نوبت های بعدی تلاش می کنیم که هر کدام از این عوامل را شناسایی و مورد مطالعه قرار دهیم تا چشم انداز روشنی خلق شود و در پرتو آن انحرافات اجتماعی به  عنوان یک مسأله ی مهم مورد شناخت دقیق تر قرار بگیرد.

ادامه دارد…

ممکن است شما دوست داشته باشید