روزنامه اصلاح

انحرافات اجتماعی؛ چالش ها  و راهکارها

بخش چهارم   /  آصف مهاجر

معیارها برای سنجش انحراف اجتماعی؛

معمولاً انحرافات اجماعی یا کج روی های اجتماعی به خصوص اگر از حالت طبیعی خود خارج شود، یک نهاد و در سطح کلان جامعه را در وضعیت غیرعادی نشان می دهد. در واقع این وضعیت خود نشانه ای از یک بحران اجتماعی خواهد بود. این پرسش مطرح می شود که چه ملاک ها و میعارهایی وجود دارد که طی آن عادی بودن وضعیت یا غیرعادی بودن آن را سنجش کنیم. در  این نوشته به چند ملاک و معیار مهم اشاره می شود که لازم است مورد توجه قرار گیرد.

از معیارهایی که یاد کردیم، در واقع با این معیارها  می توانیم تشخیص دهیم که آیا رفتارها در یک سازمان، نهاد و یا جامعه ای  صورت عادی و حالت نرمال دارد، یا غیر عادی، غیرنرمال و نابه هنجار است. به طور کلی چهار معیار برای چنین ارزیابی وجود دارد:

اول؛ معیار آماری: در  جمع معیارها و ملاک های مورد  بحث، آمار برای تشخیص رفتار نابه هنجار، یکی از گزینه هاست که مورد استفاده قرار می گیرد. معمولاً در هر جامعه ای آماری از کج روی ها و انحرافات وجود دارد، هیج جامعه ای نمی توان متصور شد که در آن هیچ رویداد جرمی و انحرافی صورت نگیرد، اما اگر تعداد و فراوانی این انحرافات از حد متوسط بالا زد یا به تکرار رخ داد، نشان می دهد که یک سازمان و یا جامعه ای حالت  عادی ندارد. مثلاً دزدی یک رفتار انحرافی است، معمولاً دزدی و سرقت در هر جامعه ای رخ می دهد، اما اگر متوجه شدیم که در یک شهر روزانه این رفتار به ده ها مورد اتفاق می افتد، بدون تردید وضعیت نظم در جامعه غیرعادی است و اگر روزمره در یک شهر نسبتاً کلان چند مورد عمل دزدی انجام می گیرد، باید بررسی شود و تا حد صفری کاهش پیدا کند، اما چند مورد سرقت وضعیت را غیرعادی نشان نمی دهد.

از سوی دیگر اگر خود فرد نابه هنجار و کج رو را در نظر بگیریم، بازهم فروانی رفتارنابه هنجار آن مورد سنجش قرار می گیرد. ممکن است هر انسانی در جریان زندگی خود دچار اشتباهی شود و رفتار نابه هنجاری را انجام دهد، اما بدین معنا نیست که آن را در جمع آدم های کج رفتار حساب کنیم، اما زمانی این که کج روی فراوانی پیدا می کند و یا بیش از حد متوسط تکرار می شود، آن وقت است که به عنوان کج رو و آدم منحرف به حساب می رود. با این وجود،  کسانی که بیرون از حد وسط قرار دارند، افراد نابه هنجار محسوب می شوند و رفتار آنان رفتار غیرعادی و انحرافی تلقی خواهد شد.

دوم؛ معیار اجتماعی: این معیار با قضاوت و سنجش دیگران در مورد رفتار فرد مرتبط می شود. انسان موجود اجتماعی است که لازم است طبق الگوهای فرهنگی و اجتماعی زندگی کند؛ اینکه تا چه حد رفتار فرد با هنجارها، سنت های رایج در جامعه و انتظاراتی که  یک سازمان  و یا جامعه از فرد دارد،  در مغایریت قرار می گیرد و جامعه به چه ترتیبی درباره آن قضاوت می کند، معیار دیگری است برای  سنجش و تشخیص وضعیت غیرعادی رفتار در جامعه مورد توجه قرار می گیرد . حرف این است که هرگاه رفتاری مورد پسند جمع واقع نشود یا با واکنش دیگران مواجه شود، این گونه رفتار، انحرافی و نابه هنجار تلقی می شود و اگر چنین واکنش ها در جامعه زیاد شود، وضعیت را نیز غیرعای نشان می دهد.

سوم؛ معیار فردی: یکی از معیارها، حالت فردی به خود می گیرد، یعنی  رفتار نابه هنجار به میزان وشدت ناراحتی فرد وابسته است که فرد احساس می کند. در صورتی که  این رفتار خاص، با ارزش ها و هنجارهای اجتماعی نهاد خاص یا جامعه ناسازگار باشد و  به سازگاری فرد صدمه بزند و یا با واکنش هایی مواجه شود که فرد از آن متاثر شود، باز هم رفتار نابه هنجار تلقی می شود. ممکن است یک فرد در شرایط خاص فرهنگی بزرگ شده باشد و در اصل آدم نابه هنجار نباشد، اما اگر رفتار خاص آن که قبلاً آموخته است و یا به آن عادت کرده است در یک جمع دیگر ناسازگار واقع شود و یا به طبع دل دیگران نخورد و این گونه است که فرد احساس بدی پیدا می کند. معمولاً در روند مهاجرت ها چنین وضعیتی برای افراد رخ می دهد. ملاک ها و معیارهای دیگری نیز وجود دارد که در نوبت های بعدی به آن خواهیم پرداخت.      

ادامه دارد..

ممکن است شما دوست داشته باشید