روزنامه اصلاح

انحرافات اجتماعی؛ چالش‌ها و راهکارها

آصف مهاجر    /     بخش یازدهم

فقر چه گونه عامل بروز انحرافات اجتماعی می شود؟

در سلسله بحث های قبلی به نحوی در ارتباط به فقر، انواع آن و رابطه ی این پدیده با انحرافات اجتماعی بحث کردیم، اما به تفصیل در این خصوص بحث نشد. در ارتباط به رابطه ی فقر و انحرافات اجتماعی، نظریات متفاوتی مطرح است، در این میان، جامعه شناسان دیدگاه های خاص خود را دارند. عده ای از جامعه شناسان فقر را یکی از عوامل به وجود آورنده جرم می پندارند و باور دارند که فقر در افراد فقیر و تهی دست عقده حقارت ایجاد می کند و او را به ارتکاب جرم وادار می سازد. در خصوص رابطه برخی از انواع کجروی ها با فقر مانند روسپی گری یا  کج روی های جنسی، گدایی و دزدی و سرقت هایی که صورت می  گیرد، تردیدی نیست که با فقر ارتباط دارد. فقر در گذشته و فقر در دنیای امروز کاملاً اثرات متفاوتی دارد، چون برداشت از فقر و واکنش نسبت به  آن خیلی دچار تغییر شده است. در گذشته خواسته های مردم اندک و ابتدایی بودند، سطح تماس و روابط هم خیلی محدود بوده است، از همه مهم تر انتظارات افراد به خصوص جوانان به علت یک دست بودن شرایط زندگی برای همه و محدود بودن حوزه ارتباطات پایین بوده است، بنا براین، قدرت سازگاری و ظرفیت قناعت در بین مردم قابل ملاحظه بوده و نسبت به امروز خیلی متفاوت بوده است. اکنون اما شرایط فرق می کند، دنیای فناوری، مهاجرت ها، دست رسی جوانان به اطلاعات در مورد سبک های زندگی و دست رسی شان به شبکه های اجتماعی و نمایش عجیب و غریبی که  از نوعیت زندگی و صورت های مختلف آن از طریق این شبکه ها دست به دست می شود، جوانان به شدت در معرض الگوهای پر زرق و برق قرار می گیرند و این امر به شدت تمام تحریک کننده است تا سطح توقع و انتظارات آنان بالا برود. مشکل در همین جا خلاصه نمی شود، مشکل فقر و ناتوانی در خرید و تامین نیازمندی ها و انتظارات افراد است، به ویژه جوانان را وادار به بیراهه رفتن می کند و آنان تحت تاثیر فضا و شرایط امروزی قرار می گیرند و زمانی که دچار سرخوردگی می شوند، سعی می کنند که از راه های غیرمشروع  و نادرست به تأمین نیازمندی های شان بپردازند.

برای نمونه، روی آوری به دزدی و سرقت که در جامعه ی ما روز به روز زیاد می شود، یکی از تأثیرات رشد بی کاری و فقر در جامعه است؛ البته فقر به معنای گذشته نه که مردم تنها به نان و خوراک شان  فکر می کردند، فقر به معنای احساس نابرابری و نابرخورداری که دیگران این ها را دارند، اما ما نداریم، دیگران از این مدل موبایل استفاده می کنند، اما ما قدرت خرید آن را نداریم، دیگران این امکانات را دارند، اما محروم هستیم، این احساس نابرخورداری است که ذهنیت جوانان را به شدت ویران می کند و برای آنان انگیزه های منفی خلق می شود.

این نظر با واقعیت های موجود حتا در جوامع توسعه یافته غربی نیز صدق می کند. در بررسی هایی که در جوامع مختلف از جمله ایتالیا صورت گرفته است، نشان دهنده ی ارتباط عمیق بین فقر و جرم و کج روی های اجتماعی است.  «فورناساری دی ورس» که یکی از جرم شناسان پیشتاز شمرده می شود، طی یک بررسی نشان داده است که در ایتالیا خانواده های فقیر ۶۰ درصد جمعیت را تشکیل می دادند، اما جرایم مربوط به آنها ۸۵ درصد تا ۹۰ درصد درصد کل جرایم بوده است.

در همین ارتباط، کارل مارکس به عنوان یک اقتصاددان و جامعه شناس آلمانی نیز باورمند بوده است که جنایت، فحشا، فساد و رفتار خلاف اخلاق در درجه اول، ناشی از فقر است؛ البته او این وضعیت را با نظام سرمایه داری ربط می دهد که به عنوان یک منتقد جدی نظام سرمایه داری شمرده می شد. جد از نظر کارشناسن در این حوزه، تاثیرات فقر روی وضعیت اجتماعی و بروز کج روی های اجتماعی به صورت برجسته قابل درک است؛ چون در شرایط امروزی که حتا رقابت ها در بین خانواده ها، دوست و اقارب سر کشیده و جدی شده است، آدم ها تحت فشار بیشتر روانی قرار دارند و اگر نتوانند از راه مشروع و از طریق شغل و کار قانونی به نیازمندی های شان پاسخ دهند، متأسفانه راه های نادرستی را در پیش می گیرند تا از دیگران عقب نمانند و  یا خودشان را ناتوان و نادار احساس نکنند. با این وجود، در دنیای امروز پیش از آن که مردم به معنای واقعی کلمه بنا فقر شدید و به دلیل این که نیازهای اولیه شان را برآورده نمی توانند، دست به جرم و کج روی بزنند، بیشتر به دلیل احساس فقر و نابرخورداری  که دارند، انگیزه منفی و جرم گرایی را در پیش می گیرند و این مسأله بیشتر ناشی از یک حالت مقایسه با دیگران و رقابت های ناسالم رایج در جامعه
است.

ممکن است شما دوست داشته باشید