روزنامه اصلاح

انحرافات اجتماعی؛ چالش‌ها و راهکارها

آصف مهاجر    /     بخش هشتم

انحرافات اجتماعی بسته به عوامل مختلف است، یعنی وابسته به زمینه ها وشرایطی است که انحراف رفتاری از آن ریشه می گیرد و یا آن زمینه سبب می شود که کج روی ها در جامعه شکل بگیرد. در نوبت های قبلی به یک سری عواملی اشاره کردیم که بیشتر جنبه ی شخصیتی، روانی و فردی داشت. هرچند به عامل اجتماعی و چند عامل کلی دیگر نیز پرداختیم، اما وارد جزئیات و بحث های مصداقی نشدیم. در این نوبت تلاش می شود که عامل اجتماعی را به صورت جامع تر مورد بحث قرار دهیم که چه گونه با بروز انحرافات و کج روی ها در جامعه ارتباط دارد یا دخیل است.  در بحث ا ز عوامل اجتماعی، موارد مهم تاثیرگذار به نظر می رسند:

یکم؛ ناسالم بودن محیط خانواده.

می دانیم که خانواده یکی از اساسی ترین نهاد اجتماعی است، با توجه به کارکردهای متنوع خانواده، یکی از کارکردهای مهم آن بار تربیتی به خود می گیرد. سالم بودن کانون خانواده و رفتار هوشمندانه والدین در ارتباط به امور تربیتی فرزندان نقش حیاتی را در پرورش سالم آنان ایفا می کند و اگر این ملاحظات به صورت جدی مورد توجه قرار نگیرد و فضای خانواده با رفتارهای نامسوولانه و ناآگاهانه اعضای خانواده به خصوص بزرگ ترها، ناسالم شود، این وضعیت به یقین که روی آینده و شخصیت فرزندان تاثیر منفی می گذارد و روند اجتماعی شدن و یا جامعه پذیری که شروع آن از خانواده است، به درستی بنیان گذاشته نمی شود و این مورد یکی از عواملی خواهد بود که زمینه ساز بروز رفتارهای انحرافی در افراد می شود..

دوم؛ خشونت و آشفتگی در خانواده.

خانواده نخستین پایگاه دایمی برای زندگی افراد است و کانونی است که روابط عاطفی و چه گونگی آن، روابط اجتماعی و کسب مهارت ها برای زندگی و همین طور سنگ بنای شخصیتی افراد از آن جا شکل می گیرد. نقش خانواده طبعاً سازنده باید باشد، اما اگر محیط خانواده آشفته و همراه با خشونت و جنجال باشد، این امر یکی از مؤلفه های مهم در سوق یافتن نوجوانان و جوانان در جهت انحرافات و کج روی ها  شمرده خواهد شد. گسسته شدن پیوندهای عاطفی و روحی میان اعضای خانواده  اثرات مخرب دارد.  هر چند در بسیاری از خانواده ها، پدر و مادر حضور دارند و بودن آنان در کنار فرزندان شان خیلی مهم و حیاتی است، اما این حضور بدون روابط سالم آنان و تاثیرگذاری های مفید نمی تواند برای تربیت فرزندان کارآمد باشد. اگر در روابط والدین و اعضای خانواده پیوندهای محکم عاطفی برقرار نباشد و با خشونت و ماجراجویی همراه باشد، فضای خانواده آشفته خواهد بود و این آشفتگی حالت روانی نوجوانان و جوانان را بر هم می زند و باعث می شود که دست به رفتارهای انحرافی بزنند.

در برخی از جوامع توسعه نیافته ا ز جمله کشور ما، حتا خیلی از فرزندان از حضو رفزیکی پدرها محروم اند. تجربه ی مهاجرت های گسترده، برای خیلی از فرزندان کشور تاثیر منفی به جا گذاشته است، چون اکثراً مردها مهاجرت می کنند، سال ها از خانواده و فرزندان شان دور می مانند، این دروی یک خلای تربیتی و عاطفی ایجاد می کند و باعث می شود که فرزندان فرصت هر آن چه که دل شان می خواهند انجام دهند را پیدا  کنند . متاسفانه بنا به گستردگی سطح بی سوادی در میان زنان و مادران، اکثریت مادران قادر به کنترل فرزندان شان نمی شوند و این جاست که زمینه برای روی آوری آنان به رفتارهای انحرافی بیشتر شود.  مسأله ی دیگری هم است، در برخی از خانواده ها پدر، مادر و یا هر دو، بنا به دلیل های مختلف از جمله طلاق و جدایی، مرگ والدین و… نه حضور فیزیکی دارند و نه حضور برای اثرگذاری، در این صورت خانواده ها که با معضل طلاق و جدایی مواجه می شوند، فرزندان پناهگاه اصلی شان را از دست می دهند، هیچ هدایت کننده ای در جریان زندگی ندارند و این جاست که دچار سرخوردگی های شدید شده و ممکن از کنترل خارج شوند؛ هرچند آمار جدایی و طلاق در جامعه ی ما نسبت به خیلی از جوامع دیگر پایین است، اما در عوض تعدد ازدواج و مسأله چند همسری نیز چنین مشکلاتی را در خانواده ها در پی دارد.

روشن است که در جامعه ی ما این آسیب شناسی ها اصلاً مورد توجه قرار نمی گیرد، روند اجتماعی شدن و تربیت فرزندان خیلی ناسنجیده و به طور طبیعی پیش می رود، فقر فرهنگی و اقتصادی باعث می شود که بسیاری از خانواده ها برای فرزندان شان هیچ دورنمایی  از هدف و عمل نداشته باشند و این خطر بزرگی است که آینده فرزندان و نسل نو در جامعه را تهدید می کند و بروز انحرافات اجتماعی یکی از پیامدهای آن خواهد بود.

ممکن است شما دوست داشته باشید