روزنامه اصلاح

انجنیر لطیف سینماگر و کارگردان سینما: در بخش سینما، نتوانستیم هنر متعالی، فاخر و متناسب با نیازهای فرهنگی خود مان را تولید نماییم

پدیده‌ی سینما در جمع دیگر پدیده های هنری یک پدیده فرهنگی است، همچنان سینما یک پدیده ی بصری و سمعی نیز میباشد، چیزی را که با چشم مشاهده می کنیم، تأثیر آن بیشتر  از طریق گوش است. گفته می توانیم که سینما یک مدرسه و مکتب است، مدرسه یی که توسط آن بیننده می تواند به کنه مطلب راه باز کند، نیاز هایش را دریافت نماید، برای غنای فکری اش استفاده های شایسته و بایسته را به عمل آورد.

تعمیم فرهنگ و نضج آن تأثیرات اثر گذاری را در روابط اجتماعی برجا می گذارد، زمانی فرهنگ رشد کرد و کار در خصوص گسترۀ فرهنگ صورت گرفت با یقین گفته می توانیم که دیگر بخش ها، موازی با آن رشد می کنند و زمینه های رفاه، آرامش، پیشرفت و ترقی در کشور مساعد می گردد.

سینما در افغانستان و فلم دیدن در آغازین سالهایی که این هنر وارد افغانستان شد با فرهنگ  عالی همراه بود، بیشترینه تماشاچیان فلم ها را، مردمان مکتب خوانده، با دید عالی و از خانواده هایی صاحب تحصیل و روشن فکر تشکیل میداد.

نکته جالب اینکه در چهار پنج سینمای کابل از جمله: سینما آریانا، سینما زینب، سینما پارک تماشاچیان بدون لباس رسمی (دریشی و پتلون) حق فلم دیدن را نداشتند.

وقتی از این هنر گفتیم، صواب می بینیم  این موضوع را با دوتن از پیشکسوتان سینمای کشور آقایان انجنیر لطیف احمدی و جان محمد جوانشیر حیدری در میان بگذاریم و از آنها بخواهیم در مورد فرهنگ فلم دیدن در سینما های کابل وتورید این پدیدۀ هنری توضیح ارایه کنند؛ آقای انجنیر لطیف در باره چنین توضیح داد:

صنعت سینما در افغانستان در سال ۱۳۳۴ هجری . خورشیدی از اوایل قرن بیستم وارد این کشور شد، اما همواره فراز و فرودهای سیاسی و اجتماعی از همان آغاز به سینمای کشور، مجال رشد را نداد.

به هر حال در آن سال ها، فلم های زیادی در داخل و خارج از افغانستان ساخته شد. امیر حبیب الله خان که در آن سال ها امیر افغانستان بود، برای اولین بار نسبت به صنعت سینماعلاقه نشان داد، اما تلاش وی برای ورود سینما به کشور تنها به خانواده ی سلطنتی محدود ماند و این فناوری از دسترس عموم به دور نگهداشته شد.

پس از آنکه شاه امان الله خان در سال ۱۳۰۲هـ .ش به اریکه سلطنت دست یافت برای اولین بار پروژه سینمایی کشور را فعال ساخت و سامانۀ آن را که «فانوس جادویی» یا «جعبه جادویی» هم نامیده میشد وارد افغانستان نمود.

در همین سال برای نخستین بار یک فلم صامت در ولایت لغمان در میان مردم به نمایش درآمد؛ اما اولین فلم افغانی با نام «عشق و د وستی» به کار گردانی لطیف رشیدی ساخته شد.

پس از رویکار آمدن محمدنادر شاه، صنعت سینما و فلم سازی نظر به ملحوظاتی تعطیل گردید، اما با دست یافتن محمد ظاهر شاه به سلطنت فضا برای ساختن فلم و صنعت سینما بازتر گردید، به گونه‎ی که در این زمان اولین سینما در افغانستان به نام سینمای بهزاد بنا نهاده شد و فلم «عشق و دوستی» اولین فلم افغانی نیز در همین سال‎ها ساخته شد که در لاهور فلمبرداری گردیده بود.

وی گفت: گر چه در اوایل، سینمای افغانستان فقط شامل فلم‎های خبری از کار و فعالیت دولت بود و اندکی هم فلم مستند ساخته می‎شد، اما به طور کلی می‎توان گفت در افغانستان همواره سوژه‎ فلم‎های سینمایی سیاسی و در هر دوره ابزار دست دولت بود.

به مرور زمان و گذشت سال‎ها، فضا کمی بازتر شد، تا آنجا که در سال ۱۹۶۸ میلادی اولین سازمان سینمایی به نام سازمان فلم ذبیح‎الله فروتن ساخته شد.

آقای انجنیر لطیف درباره دلایلی که باعث شده‎اند تا سینما در افغانستان رنگ و رونق آن‎چنانی نداشته باشد گفت: این‎که سینمای ما رشد متناسب و آنچنانی نداشت وانمود ساخت که دولت‎ها بالای سینما و فلم به گونه‎ی که ایجاب می‎کرد، سرمایه‎گذاری درست نکردند، تمویل کننده‎های سینما هم بسیار، بسیار کم بودند.

به گفته‎ی وی، عرصه‎ی سینما، صنعت و تولید فلم سرمایه‎گذاری می‎خواهد، تعهد می‎خواهد و پشتکار می‎خواهد، چون منابع تمویل ضعیف بود، صنعت فلم‎سازی در کشور رشد چندانی نکرد، اگر تجار ملی بود، یا متشبثین خصوصی به آن اندازه سرمایه و پول نداشتند که مانند دیگر کشورها سالانه ۸-۹ فلم هنری و سینمایی تهیه می‎کردند.

امکانات کم سبب تولید کم می‎شود، بناً در همان سال‎ها (زمامداری شهید محمد داؤودخان) به یک، دو فلم بسنده شد و بس.

وی گفت: با آنهم حرکتی که در آن سال‎ها در عرصه‎ی سینما به وجود آمد به مثابه یک تحرک و یک جنبش بود که در سینمای افغانستان توسط مؤسسات شخصی آغاز گردید و تا حدودی توانست رضائیت مردم را فراهم بیاورد.

در جریان همین سال‎ها یک گره‎ی که در برابر سینمای افغانستان باز شد و زمینه را برای رشد سینما در افغانستان میسر ساخت، دهۀ هشتاد بود، دهه‎ی که مسؤولان امور و دولتمردان می‎خواستند فرهنگ به مثابه بازو و متکای رژیم باشد.

چون این کار در کشورهای همسایه تجربه شده بود، مسؤولان درصدد افتادند، روی فرهنگ بیشتر تمرکز کنند، فرهنگ را رشد بدهند و آن را بالنده بسازند، عرصه‎ی سینمای ما نیز در دهۀ هشتاد چشم و گوش باز کرد، از مرزها بیرون رفت و در جشنواره‎های جهانی راه پیدا کرد.

با بیرون رفتن محصولات سینمای کشور به خارج از افغانستان و نمایش دادن روی پرده سینمای کشورهای خارجی، میزان تشویق از فلم‎های افغانی بالا گرفت و به شمار بیننده‎های آن افزوده شد.

وی افزود: این تحول که در دهه‎ی هشتاد در عرصه‎ی سینما ظاهر شد، بیانگر یک تعهد بود که آن یک سینمای متعهد به مردم، یک سینمای متعهد به تاریخ و یک سینمای متعهد به فرهنگ می‎باشد.

دولت هم تمامی امکانات را از نظر پولی، تخنیکی، معیشتی و مسافرتی در خدمت سینماگران و کارگردانان قرار داد و فلم ساختن در یک بستر آرام از سوی کارگردانان روی‎دست گرفته
می‌‎شد.

گفته می‎توانم که هیچ‎گونه تشویش در زمینه وجود نداشت؛ زیرا کار گردانان با امکانات فراوانی که در دست داشتند مصروف فلم ساختن بودند، چون هر چیز را امکانات به تحقق می‎رساند.

آقای لطیف گفت: وقتی صنعت سینما رشد کرد، فرهنگ فلم دیدن و سینما رفتن نیز بیشتر شد، هر شهروند ما خودش را متعهد میدانست تا از فرهنگ فلم دیدن، اخلاق فلم دیدن و فرهنگ شهری پیروی نماید و مانند یک شهروند با مسوولیت و متعهد به سینما میرفتند و به تماشای فلم می پرداختند.

آقای جان محمد جوانشیر حیدری کارگردان سینما در مورد اینکه پدیدۀ سینما، چه نوع یک پدیدۀ است چنین توضیح داد: سینما یک پدیدۀ عالی و انسانی است، سینماگر واقعیت‎ها را از طریق تصویر بازتاب می دهد و بیننده از راه تصویر به واقعیت‎ها راه می یابد وقایع را بهتر و خوبتر به تماشا
می نشیند.

به باور آقای جوانشیر حیدری، شهروندان ما، به ویژه جوانان که بیشترین بخش جمعیت کشور ما را تشکیل می دهند، بیش از هر امری به امید اجتماعی نیاز دارند، همه‎ی ما برای داشتن زندگی شاد و آرام، به امیدواری احتیاج داریم، امید اجتماعی یعنی این باور، که فردا می تواند بهتر از امروز باشد.

این باور را هنرمندان بیش از هر بخش دیگر جامعه می توانند ایجاد کنند، که نتیجه امید اجتماعی، اعتماد ملی و خود باوری است.

باور به این که جامعه‎ی افغانستان با استفاده از تمامی ظرفیت های خود می تواند، نظام سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خود را مدیریت کند و از وابستگی به کشورهای خارجی و قدرت های بزرگ بیرون شود.

آقای جوانشیر حیدری در مورد اینکه سینمای افغانستان تا چه اندازه رسالتش را در قبال مردم انجام داده چنین گفت: هنر می تواند بهترین ابزار برای تقویت ارزش های اخلاقی و شگوفایی استعدادها، خلاقیت، زندگی سالم و رسیدن به جامعه‎ی ایده آل باشد.

متأسفانه در این سالها، از این زاویه به هنر نگریسته نشده است و هنر بیشتر خود را به عنوان وسیله، برای تفریح، سرگرمی و بطالت نشان داده است و ما نتوانستیم هنر متعالی و متناسب به نیازهای فرهنگی خودمان را تولید کنیم.

وی افزود: این امر بر هنر سینما نیز بی تأثیر نماند، به گونه‎ی که در این هژده سال میلیارد ها دالر صرف بخش های گوناگون گردیده، متأسفانه کار به درد بخوری در مجموع به هنر و به ویژه هنر سینما صورت نگرفت.

به گفته‎ی وی: سینما رامی توان به عنوان زیربنای اقتصاد تلقی کرد، اما بازهم به این هنر کم پرداختی صورت گرفته و کاری که بایستی انجام میشد نه شده است.

امیدواریم مسوولان امور جداً متوجه این موضوع باشند، سینمای کشور را که از نیازهای روز است دست کم نگیرند و در دوباره حرکت کردن سینما، رشد و بالندگی آن کوشش‌های مستمر و بایسته را انجام دهند.

گل علم ناصری

ممکن است شما دوست داشته باشید