روزنامه اصلاح

انتخابات بدیل ندارد

  در حال حاضر از دو رهگذر با برگزاری انتخابات مخالفت نشان داده می شود. یکی اینکه گفته میشود گفتگو های صلح در جریان است و بگذارید اول این گفتگو ها به یک نتیجه برسد وآنگهی انتخابات را سر و سامان بدهیم. دوم اینکه گفته میشود انتخابات ساز وکاری است که از فرهنگ غرب نشئت کرده و برای گزینش زعیم یک کشور اسلامی باید به سازوکاری دیگری چون شورای اهل حل و عقد مراجعه شود واز این طریق زعیم کشور اسلامی را بر بگزنیم.

     در مورد دیدگاه اول باید گفته شود اینکه صلح و انتخابات هر دو پروسه‌ی ملی مردم افغانستان است. به همان اندازه که یکی از آن ها از یک رهگذر مهم است دیگری نیز از رهگذر دیگری حایز اهمیت است.

به عنوان نمونه صلح برای مردم افغانستان از آن جهت اولویت دارد که لازم است تا هر چه زودتر که ممکن باشد خونریزی در کشور پایان یابد و صلح و امنیت در کشور تامین شود. چیزی که پیش از این توجه دولت افغانستان را به خود معطوف داشته و اهتمام بیش از حد از طرف حکومت وحدت ملی نسبت بدان به خرج داده شده است. دولت افغانستان ونیز حکومت وحدت ملی هزینه های گزاف مادی و معنوی را در این راه متقبل گردیده و قربانی های زیادی را در این زمینه تقدیم داشته است. در نقشه‌ی راه برای صلح دولت افغانستان، مذاکرات صلح بدون پیش شرط مطرح شده و امتیازات یک جانبه‌ی زیادی برای گروه طالبان پیشنهاد گردیده است. هدف هم آن بوده که از دیدگاه دولت افغانستان صلح اهمیت داشته وبا هر قیمتی باید صلح تأمین و جنگ خاتمه یابد. 

      اما انتخابات از آن جهت حایز اهمیت است که بدون برگزاری انتخابات مردم سالاری تامین نمی گردد وآنچه در قانون اساسی حق شهروندان دانسته شده تحقق نمی یابد. بدون برگزاری انتخابات نهادی به نام دولت مشروعیت نمی داشته باشد. زیرا از نگاه قانون اساسی کشور مشروعیت دولت در گرو برگزاری انتخابات و مشارکت مردم در گزینش زعیم دانسته شده است. در این جای شک و تردیدی نیست که موجودیت یک دولت مشروع و قانونی برای تحقق صلح یک شرط اساسی می باشد. زیرا تا چنین دولتی وجود نداشته باشد که از یک طرف ضامن ثبات و حفظ نظم و امنیت بوده  واز طرف دیگر فیصله ها و توافقنامه‌ی صلح را به اجرا بگذارد و تطبیق کند تحقق صلح دشوار بوده و رسیدن به صلح به آسانی میسر نمی باشد. بل شده می تواند که بدون نهاد دولت مشروع و قانونی فیصله ها و توافقنامه های صلح به نیکی تطبیق نگردیده، اوضاع از کنترول خارج شده و رو به بی ثباتی آورد و به بحران بیانجامد.

    در مورد دیدگاه دوم باید توجه داشت که خیلی از کشور های اسلامی امروزه انتخابات را به عنوان یکی از بهترین راه های تعیین زعیم دانسته واز این راه برای گزینش زعیم کشور خود شان اقدام و از این طریق مشکل تعیین زعیم کشور شان را حل می کنند. از سوی دیگر در فقه سیاسی اسلام کدام نص صریحی وجود ندارد که با برگزاری انتخابات وگزینش زعیم از این طریق مخالف باشد. بلکه تاجایی که دیده می شود در تعیین زعیم حتا در صدر اسلام هم طریقه ی واحدی وجود نداشته است. خلیفه‌ی اول اسلام از طریق شورا برگزیده شده. خلیفه دوم با وصیت خلیفه‌ی اول برگزیده شده است. در تعیین خلیفه‌ی سوم از طریق شورای شش نفره شبیه دموکراسی های اشراف و اعیان تصمیم اتخاذ شده ودر تعیین خلیفه‌ی چهارم اسلام، رأی عمومی شبیه رفراندم به کار رفته است و مسلمانان به صورت عام به جناب ایشان بیعت کرده و وی را به جانشینی پیامبر برگزیده بوده است. از این برداشت میشود که تعیین خلیفه و زعیم تابع عرف و شرایط زمان می باشد. در عصر حاضر انتخابات برای تعیین زعیم یکی از بهترین راه ها است که از یک سو مشارکت شهروندان یک جامعه ی اسلامی را در گزینش زعیم تامین میکند واز سوی دیگر باعث می شود که رضایت عمومی که نسخه‌ی دوم بیعت اجتماع می باشد تحقق یابد.

     به نظر می رسد که برگزاری انتخابات بدیل نداشته باشد. با برگزاری انتخابات از یک سو مشارکت و مردم سالاری تامین میگردد وآنچه که در قانون اساسی حق شهروندان دانسته شده محقق میشود و مردم از حق خود در تعیین زعیم بهره می گیرند. از سوی دیگر با برگزاری انتخابات مشروعیت دولتی که از این طریق زعامت مردم را به دوش میگیرد تامین می شود.

در شرایط حالیه جز کشور های که با نظام شاهی اداره میشوند تنها منبع مشروعیت رأی شهروندان است که از طریق انتخابات به صندوق ها ریخته شده و مشروعیت دولت را تامین و تضمین میکند. از سوی دیگر بدون انتخابات راهکار دیگری که بتواند موضوع رقابت بر سر قدرت را از بهترین و سالم ترین راه حل و فصل کرده و حق را به حقدار برساند و جود ندارد. این انتخابات است که در شرایط حالیه ودر اکثریت کشور ها واز جمله تعداد کثیری از ممالک اسلامی به آن به عنوان راهکار مناسب حل رقابت بر سر قدرت سیاسی نگریسته شده وبه آن اتکا می گردد.

     با این وصف لازم است تا همه دست در دست هم بدهیم وکمک کنیم که کمیسیون های انتخاباتی بتوانند یک انتخابات شفاف عادلانه وآزاد را برگزار کنند واز این طریق یک دولت مشروع ملی بر سر اقتدار آید و رتق و فتق امور را به عهده بگیرد واز جمله پروسه‌ی ملی صلح را رهبری و به یک نتیجه‌ی مطلوب برساند وفیصله ها و موافقتنامه های را که قرار است به امضا برسد به نیکی اجرا و انجام دهد وصلح و امن را در افغانستان محقق سازد.

 

ممکن است شما دوست داشته باشید