روزنامه اصلاح

افغانستان در مسیر خودکفایی

حکومت وحدت ملی اقتدار سیاسی را در سال ۱۳۹۳ به دست گرفت؛ سالی که در آن پیش‌بینی‌های بدی برای افغان‌ها شده بود. دشمنان مردم افغانستان، انتقال مسوولیت‌های امنیتی را فرصتی برای تشدید حملات و رسیدن به خواسته‌های نامشروع‌شان انتخاب کرده بودند. در عین حال تلاش‌های چندین‌ساله برای صلح، موفقیتی نداشت. در شروع حکومت، فقر از ۳۶ درصد به ۳۹ درصد و بیکاری از ۲۵ درصد به ۳۹ درصد افزایش یافته بود و اقتصاد کشور با کاهش ۵۰ درصدی سرمایه‌گذاری‌های خصوصی مواجه گردید. عواید دولت در سال ۱۳۹۳ کم‌تر از یک‌صد میلیارد افغانی بود و با کسر بودجه شدید مواجه بودیم. از سوی دیگر، تجارت ما به خاطر محدود بودن به بنادر یک کشور، آسیب‌پذیری داشت و بیلانس تجاری فوق‌العاده منفی و به نفع واردات بود. پروژه‌های منطقه‌ای به کندی و در سطح توافقات پیش می‌رفت؛ به ‌گونه‌ای که تطبیق آن‌ها برای مردم، تنها یک رویا بود. با وجود همه‌ی این‌ها، آغاز «دهه تحول» برای افغانستان با این سال برابری می‌کرد. از این رو، جامعه جهانی نسبت به قرار گرفتن افغانستان در مسیر تحول در حالت ابهام به سر می‌برد و خطر قرارگیری در انزوای مطلق، تهدید جدی برای افغانستان قلمداد می‌شد.

حکومت وحدت ملی در مواجهه با چندین چالش، سکان هدایت افغانستان را به دست گرفت. تشدید حملات دشمن هم‌زمان با ختم مأموریت جنگی ناتو، وابسته‌گی اقتصادی به کمک‌های خارجی و اقتصاد جرمی، فساد ریشه‌ای، رکود اقتصادی، فقر گسترده و شکاف‌های عمیق سیاسی و اجتماعی عمده‌ترین این چالش‌ها بود. اما آن‌چه توانست حکومت را در فایق آمدن بر مشکلات کامیاب کند، وجود اراده‌ی قاطع در رهبری دولت برای پایان بخشیدن به بحران ۴۰ ساله‌ی افغانستان بود.

حکومت وحدت ملی چه کرد؟

اکنون بیش از چهار سال از عمر حکومت وحدت ملی گذشته است. این دوره را می‌توان طلایی‌ترین سالیان از نظر عمل‌کرد برنامه‌محور از روی یک دیدگاه واضح نسبت به آینده‌ی افغانستان بیان کرد؛ مسیری روشن اما دشوار که در آن باید فصل ناتمام امانی تکمیل گردد و برای ارتقای ظرفیت و عمل‌کرد قوت‌ها، صلح پایدار، زدودن فساد، رشد سرمایه‌گذاری و تولیدات داخلی و  تثبیت موقعیت جیواکونومیک افغانستان، با اراده‌ی قاطع حرکت شود.

حکومت با حضور برنامه‌محور خود در نشست‌های بین‌المللی و ارائه‌ی طرح‌های جامع مبتنی بر پاسخگویی متقابل، اعتماد جهانی را به افغانستان بازگرداند و نه ‌تنها خطر فرورفتن در انزوای مطلق را از بین برد، که توانست تعهد تداوم کمک‌ها و همکاری‌ها را در هر‌دو بخش نظامی و ملکی به میزان ۳۰ میلیارد دالر کسب کند. این تعهدات پشتوانه‌ای برای افغانستان در ایجاد تحرک در عرصه‌های مختلف می‌باشد. بهره‌گیری مؤثر حکومت از این کمک‌ها در بخش نظامی، سبب آموزش، تجهیز و تمویل نیروهای امنیتی و دفاعی شده است؛ به گونه‌ای که ضمن آوردن اصلاحات عمده در نهادهای امنیتی و دفاعی، قوت‌ها توانایی راه‌اندازی عملیات مستقل و تهاجمی را به دست آورده و با احیای نیروهای هوایی، ضربات مهلک بر دشمن وارد می‌کنند.

حکومت اجندای خودکفایی را روی دست گرفت و برای تحقق آن برنامه‌سازی نمود و پلان‌های مختلف چندساله را تدوین کرد و به مرحله‌ی اجرا گذاشت. جایگاه افغانستان در منطقه را از نو تعریف کرد و بر حیثیت پل ارتباطی و نقطه‌ی وصل آن تأکید نمود. اکنون موقعیت جغرافیایی ما از یک عامل برای تباهی کشور، به مهم‌ترین عامل برای ثبات و رفاه مردم‌مان تبدیل شده است.

از جانب دیگر تمرکز روی برنامه‌های اقتصادی و اعمار زیربناهای کشور، سبب شده که اساسات رشد اقتصادی در این سال‌ها پی‌ریزی شود و با انجام اصلاحات در نظام مالی کشور، عواید دولت در هر‌سال سیر صعودی را بپیماید، به شکلی که در سال ۱۳۹۷ به ۱۸۹ میلیارد افغانی رسیده و سهم حکومت در تمویل بودجه‌ی ملی به ۴۷.۵ درصد ارتقا کرده است. قابل ذکر است که در این سال مصرف بودجه‌ی انکشافی دولت نیز ۹۱ درصد بوده است که یک ریکارد می‌باشد.

حکومت وحدت ملی رویکرد حاکم بر صلح را تبدیل به یک گفتمان ملی کرد. صدها جلسه و نشست مشورتی با اقشار گوناگون جامعه از جمله علما برگزار شد. از این حیث حکومت توانست برای نخستین‌بار آتش‌بس با طالبان را عملی کرده و پیشنهادهای واضح انجام مذاکرات بین‌الافغانی را برای تحقق صلح با مالکیت افغان‌ها پیشکش کند. با مشروعیت‌زدایی دینی از جنگ علیه جمهوری اسلامی افغانستان به سطح داخلی و خارجی و در موازات آن تلاش‌های دیپلماتیک، اجماع برای ختم جنگ و تحقق صلح در سطوح ملی، منطقه‌ای و بین‌المللی ایجاد گردید. هم‌چنین به منظور پایدار بودن صلح، «نقشه راه صلح» به حیث یک سند جامع تدوین شد که مورد استقبال داخلی و جهانی قرار گرفت‌. تلاش‌های حکومت در این راستا موجب تحرک در همکاری‌های بیرونی برای صلح نیز گردیده است.

اکنون در کجا قرار داریم؟

افغانستان حالا توانسته به حیث قلب آسیا، اتصال شرق، غرب، شمال و جنوب را با اتصال به خطوط آهن منطقه، ایفای نقش حیاتی در راه ابریشم و بهره‌گیری از بنادر آب‌های آزاد مانند چابهار، در اجندای خود داشته باشد. ایفای این نقش در کنار سرازیر ساختن میلیون‌ها دالر عاید برای کشور، نقش به سزایی در رشد صادرات و ایجاد بیلانس تجاری دارد. دست‌آورد ملموس در این بخش، افزایش میزان صادرات افغانستان به ۸۷۵ میلیون دالر در سال ۱۳۹۷ است. افغانستان هم‌چنین با امضای موافقت‌نامه‌های دوجانبه و چندجانبه و عملی‌سازی پروژه‌های انکشافی تولید و توزیع برق و تمدید فایبر نوری در حال تبدیل شدن به دهلیز انرژی و دیجیتل منطقه است.

امروز وضعیت کشور نسبت به شروع حکومت وحدت ملی دگرگون شده و ماشین محرکه‌ی عرصه‌های مختلف دولت‌داری به گردش درآمده و تهداب‌های بسیاری گذاشته شده است. این تهداب‌ها شامل نهایی شدن توافقات و عملیاتی شدن پروژه‌های ترانزیتی و ترانسپورتی منطقهای مانند لوله‌ی گاز تاپی، خطوط آهن بین‌المللی، انتقال برق تاپ ۵۰۰ و کاسا۱۰۰۰، راه لاجورد، بندر چابهار و توافقات روی فایبر نوری؛ پروژه‌های زیربنایی مانند اعمار بندها، سرک‌های حلقوی و نیروگاه‌های برق آفتابی؛ اسناد و پالیسی‌ها مانند چارچوب ملی صلح و انکشاف افغانستان، سند پاسخگویی متقابل جنیوا، نقشه راه صلح، قوانین انکشاف‌یافته، نقشه راه زمین‌داری، استراتژی ملی مبارزه با فساد و نقشه راه حکومت‌داری محلی است.

افزایش مؤثریت عملیات‌ها و قهرمانی‌های نیروهای امنیتی و دفاعی در میدان نبرد و نیز تلاش‌های دیپلماتیک در عرصه صلح، سبب شده که افغانستان بیش از هر‌زمان دیگر به صلح نزدیک شود و بهانه‌ای برای تداوم جنگ نزد طالبان و حامیان آنان باقی نماند.

سال ۱۳۹۸ سال آخر حکومت وحدت ملی است. همان‌گونه که شروع حکومت وحدت ملی با سالی سرنوشت‌ساز برای مردم افغانستان همراه بود، ختم آن نیز با سالی برابر است که سرنوشت و مسیر آینده افغانستان در آن رقم خواهد خورد. سال ۱۳۹۸ در حالی که صدمین سالروز استرداد استقلال افغانستان است، سال «توسعه، مردم‌سالاری و صلح» نام‌گذاری شده تا حکومت در هرسه عرصه یادشده تحرک بیش‌تری ایجاد کند. در این سال، حکومت با توجه به دیدگاه عمومی چهارراه آسیا، توجه مضاعفی روی طرح و تطبیق برنامه‌های توسعوی خواهد کرد. انتخابات ریاست‌جمهوری در مشارکت مردم، نهادهای مسوول، رسانه‌ها و جامعه مدنی، به صورت شفاف، افغانستان‌شمول و همه‌جانبه تدویر خواهد یافت و امیدواری بسیاری وجود دارد که تلاش‌های صلح به ثمر بنشیند. تجلیل از یک‌صدمین سالروز استرداد استقلال کشور، ضمن تعهد حکومت به آزادی فکری، همراه با تجلیل از ۱۱۰ سال ژورنالیزم افغانستان و ۱۲۰۰ سال ادبیات فارسی دری همراه است.

افغانستان پیش رو؛

بن‌مایه‌ی مسیری را که حکومت وحدت ملی برای رسیدن افغانستان به رفاه و ثبات طرح کرد و خود در آن قرار گرفت، تبدیل‌کردن اراده به عمل است. با مرور سال‌های اخیر و دید واقع‌بینانه به آن، می‌توان دریافت که در نیمه دوم دهه تحول تا سال ۱۴۰۳ (۲۰۲۴م)، با تداوم مسیر طرح‌شده، می‌توان افغانستانی را متصور بود که از فرصت‌های موجود مانند موقعیت جغرافیایی، نسل جوان، مشارکت زنان و کمک‌های بین‌المللی بهره کامل برده و توانسته باشد ظرفیت‌های بالقوه خود را به قوت‌های بالفعل تبدیل کند؛ طوری که در عمل تبدیل به چهارراه آسیا شده، بیلانس تجاری تحقق یافته، تولیدکننده انرژی شده، پایه‌های دولت‌داری را تحکیم بخشیده، شفافیت و حکومت‌داری خوب را بهبود داده، صلح سراسری و پایدار را به وجود آورده و خودکفایی را به معنای واقعی آن تحقق بخشیده است.

هارون چخانسوریسخنگوی رییس جمهور

ممکن است شما دوست داشته باشید