روزنامه اصلاح

افزایش هشدار آمیز خطر تروریزم در جهان؛ امحای تروریزم نیازمند توافق فکری-عملی و همکاری همه‌ی کشورها است

وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا در گزارش سالانه‌ی خود از افزایش هشدار آمیز تروریزم در جهان سخن زده و گفته که: فعالیت های تروریستی با انگیزه های قومی و نژادی به طرز هشدار آمیزی در سطح جهان و ایالات متحده‌ی امریکا افزایش یافته است.

   واقعیت هم همین است که عصر ما از این جهت که گواه گسترش بی پیشینه‌ی تروریزم می باشد در میان اعصار گذشته یک استثنا است. امروزه ما شاهد توسعه‌ی کنشگری تروریستی در شرق و غرب جهان استیم. کم تر کشور و جامعه ای را می توان یافت که از گزند پیامدهای ناشی از کنشگری تروریستی در امان بوده و اعمال و کنش های تروریستی از آن قربانی نگرفته باشد. آنگونه که این گزارش نشان داده، تروریزم به شکل بی پیشینه ای در حال افزایش می باشد.

   در حال حاضر صد ها گروه و دسته‌ی خورد و بزرگ در اکناف عالم فعال و مصروف کنشگری تروریستی اند. مهمترین شاخصه‌ی مشترک در میان این گروه ها این است که در برابر نظم قانونی و برای براندازی ساختارهای ملی برخاسته از قانون می جنگند و جویبار خون به راه می اندازند. مبارزه‌ی آن‎ها بنیادی در قوانین نافذ در یک کشور نداردو قوانین انجام اعمال و کنش های آن ها را حمایت نمی کند.

   اما اینکه چرا تروریزم در این سال ها رو به گسترش بوده و مطابق این گزارش وزارت امور خارجه‌ی ایالات متحده‌ی امریکا به گونه‌ی هشدار آمیزی افزایش  یافته است، عوامل زیادی در آن دخیل است و دلایل فراوانی دارد، اما این چند عامل که ذیلاً توضیح می دهیم در گسترش تروریزم و افزایش اعمال تروریستی بی دخل نبوده و تا حدودی در گسترش تروریزم موثر می باشد.

   یک: گسترش بی عدالتی در جهان؛ جهان ما به طرز وحشتناکی از بی عدالتی و نابرابری رنج می برد. امری که به گونه‌ی مهارناپذیری دایماً در حال گسترش می باشد. این نابرابری و بی عدالتی فزاینده که باعث شده برخی جوامع انسانی در محرومیت همیشه گی به سر برده و زنده گی پر مرارتی را تجربه کند، بهانه به دست گروه هایی داده است که دست به کنشگری و انجام اعمال هراس افگنانه بزنند و بعد آن را توجیه کنند و اعلام بدارند که دارند برای عدالت و رفع ظلم و ایجاد برابری میان جوامع می جنگنند. این گروه ها کنشگری تروریستی خود شان را زیر پوشش مبارزه برای عدالت پنهان و توجیه می کنند.

   دو: منافع متضاد کشور های مختلف؛ این تضاد منافع  باعث شده دولت های حاکم بر کشورهای دارای منافع متضاد در یک تخاصم و دشمنی قرار داشته وعلیه یک دیگر موضعگیری کنند. این باعث می شود که هر یک از این دولت ها نیروی غیر رسمی را در کشور دیگری به استخدام خود آورند که به نیابت از آن در کشور رقیب به کنشگری تروریستی بپردازد. کنشگری تروریستی از آن حیث که در کشور رقیب برای این گروه ها اجازه‌ی فعالیت به نفع کشور دیگر داده نمی شود ونه فعالیت آن ها قانونی و مشروع می باشد. از این کنشگری گاهی به تروریزم دولتی یاد می گردد. زیرا این گروه ها بر بنیاد اراده‌ی دولت ها دست به انجام اعمال تروریستی می زنند. همین مسئله هم سبب شده که در حال حاضر تعریف واحدی از تروریزم شکل نگیرد و هر کشوری تعریف خود از تروریزم را ارایه بدارد و باعث شده که هر کشوری گروه های تروریستی را به خوب و بد تقسیم کند ودر امر مبارزه در برابر تروریزم به صورت گزینشی عمل کند. هر کشوری گروه هایی را که در راستای منافعش عمل می کند مورد حمایت قرار دهد. حتا تمویل و تجهیز وبه صورت همه جانبه مورد حمایت قرار دهد. زیرا در راستای منافع آن و بر ضد کشور رقیب دست به کنشگری می زند.

   سه: ایدیولوژی های وارداتی؛ تجربه ثابت کرده که برخی گروه ها برای اهداف خاصی دست به خلق ایدیولوژی می زنند. گاهی دولت های اقتدارگرا و سلطه طلب این کار را می کنند واین ایدیولوژی را به خورد گروه ها و دسته هایی در کشور دیگری می دهد و آن ها را وا می دارد تا در برابر نظم قانونی حاکم بر آن ایستاده شده و با به کار گیری اعمال تروریستی برای آن دولت ایجاد مشکل کرده و نظم مبتنی بر قانون در آن کشور را  به چالش مواجه کنند.

   چهار: به رسمیت نشناختن منافع گروه ها از سوی دولت ها در سطح ملی؛ در برخی از کشور ها که منافع گروه های سیاسی ویا قومی وزبانی و…، برای حکومت ها اهمیت نداشته وبه رسمیت شناخته نمی شود و راه مشروعی برای تبلور خواسته ها و حقوق گروه های خاص در قوانین نافذه تعریف نگردیده است؛ این گروه ها در برابر حکومت های شان دست به نافرمانی میزنند و به شورشگری می پردازند. این برای آن گروه هایی که کنشگری هراس افگنانه دارند فرصت این را میدهد که دست به انجام اعمال تروریستی بزنند.

مواردی را که بر شمردیم همانگونه که گفتیم عوامل منحصر به فرد گسترش اعمال تروریستی نیست و نه در همه‌ی کشور به گونه واحدی موجود بوده و یکسان عمل می کنند واما بدون تردید بخشی از زمینه ها ونیز بستر رشد تروریزم در جهان امروز ما می باشد. این ها سبب شده است که تروریزم بنا به گزارش وزارت امور خارجه‌ی امریکا به شکل هشدار دهنده‌ای افزایش یابد و جهان ما را نا امن کرده و همه روزه از جوامع بشری امروز قربانی می گیرد و هزینه های کمر شکن مادی و معنوی را بر دوش بشریت امروز بار کرده است. جهانی که در آن زنده گی میکنیم به طرز وحشتناکی عرصه‌ای برای کنشگری گروه های تروریستی گردیده که شهروندان هر کشوری را قربانی می کند.

چه باید کرد؟

    با آنکه از آغاز ایتلاف جهانی مبارزه علیه تروریزم سال ها می گذرد و در این مدت هزینه های گزاف مادی و معنوی صرف این مبارزه شده است و اما آنگونه که می بینیم و گزارش ها از آن حکایت دارد، نه تنها موفق به مهار بلای تروریزم نگردیده ایم، بلکه به شکل فزاینده و هشدار دهنده‌ی توسعه و گسترش هم یافته است. پس این سوال پیش می آید که عیب کار در کجاست؟ و حال چه باید بکنیم؟.

   به نظر می رسد که چند مشکل در کار مبارزه با این پدیده از همان آغاز وجود داشته است.

   یک؛ در کار مبارزه با تروریزم صداقت لازم وجود نداشته است.

    دو؛ نزد همه‌ی کشور ها تعریف واحدی از تروریزم وجود نداشته است؛ بلکه هریکی تعریف خود از این پدیده را داشته. در نتیجه با تروریزم به گونه‌ی گزینشی عمل شده است. هر کشوری فقط با گروهی که تروریست می دانسته جنگیده و گروهی را که با منافع خود سازگار می دیده،تقویت کرده است.

   سه؛ با تروریزم به صورت ناپایدار و مقطعی مبارزه شده و مبارزه با این گروه ها به عنوان یک روند دوامدار به پیش برده نشده واین روند با وقفه ها و با ایجابات روزمره گی مواجه بوده است.

   بنا براین ایجاب می کند که فرایندهای مربوط به مبارزه علیه تروریزم به گونه‌ی جدی مورد بازنگری قرار گیرد و مسایل و موضوعات شامل این فرایندها از نو تعریف و گزینش و به صورت جدی به روز شود. به گونه‌ای که بتواند نیازهای موجود را مرفوع بسازد و روند مبارزه علیه تروریزم را وارد فاز جدیدی بکند و موثریت ببخشد.

   چنانکه ایجاب می کند که همکاری ها در این راستا تقویت شود. هیچ کشوری به تنهایی نمی تواند که در برابر تروریزم مبارزه کند واز پس مهار و امحای این پدیده با موفقیت بیرون شود. کشورهایی که در حال حاضر در یک تضاد منافع به سر می برند باید با همدیگر به گفتگو بپردازند و حد اقل در قبال ضرر و زیانی که تروریزم به همه می زند و آسیب های که به همه‌ی این کشورها به صورت یکسان می رساند و ضرورت مهار آن دیدگاه های خود را یکی کنند. زیرا تروریزم بلایی است که هیچ کس از آن سود نمی بیند و بر عکس زیان های آن به همه می رسد. تروریزم تهدیدی است که با هرچه مدنیت و ترقی است در مخالفت به سر می برد و با همه‌ی جوامع بشری سر دشمنی دارد.

عنابی

ممکن است شما دوست داشته باشید