روزنامه اصلاح

اسـلام و تجـدد

دکتور محمد امین احمدی، رییس و استاد پوهنتون ابن سینا

بخش نهم

هفتم؛ تجدد و مدرنیته به گفته هابرماس یک پروژه نا تمام است، خود ابزار نقد خود را به دست داده است و در واقع بر عقلانیت انتقادی از جمله بر انتقاد از خود استوار است.

همین ویژه‌گی سبب شده است که عقلانیت مدرن سرانجام به این دیدگاه نیز مجال دهد که دین به عنوان یک حقیقت قدسی قابل پژوهش است، با روش علوم تجربی به‌تنهایی نمی‌توان همه مسایل را حل کرد، بلکه جهان و داده‌هایی که با آن سروکار داریم، متنوع‌تر از آن است که تنها و تنها با روش علوم تجربی و پارادایم آن توضیح داد، منابع معرفت و روش فهم وقایع گوناگون و متنوع است. بر این اساس به گفته ایان باربور علم دقیقه جدید تاریخی‌تر از آن است که تصور می‌شد. به این ترتیب، این مجال به دین‌داران داده شد که روایت خود را از مدرنیته داشته باشند. یعنی با نقد مدرنیته از نگاه خود صورت‌بندی‌یی از مدرنیته ارایه دهند که در عین عدم خروج از چارچوب آن، نوعی نگاهی دین‌مدارانه از تجدد تلقی شود.

بر این اساس می‌توان گفت که فیلسوفانی چون هانری کربن، الوین پلنتینگا، سید حسین نصر، فضل‌الرحمن و اقبال لاهوری نیروهای ضد مدرنیته به شمار نمی‌آیند.

اما یک سخن می‌ماند و آن این‌که: آیا تجددگرایی دینی و اسلامی به تقلیل دین نمی‌انجامد؟ به عبارت دیگر، از خلال فهم متجددانه از دین و شریعت چه چیزی برای آن باقی می‌ماند؟

به صورت خلاصه در پاسخ این پرسش می‌توان گفت که دین دارای ابعاد اعتقادی، آیینی عبادی، اخلاقی عرفانی و حقوقی است، عقل‌گرایی و فهم متجددانه از آن‌ها، این ابعاد را از میان نمی‌برد، بلکه در حد وسیع فهمِ ما را از آن‌ها نو می‌کند. توضیح این‌که بر اساس پروژه عقل‌گرایی و تجدد در بعد حقوقی دین که در اسلام توسط علم فقه صورت‌بندی می‌شود، عنصر اخلاق به مثابه معیار نقد و بررسی نصوص وارد می‌شود. نه این‌که این رشته بسیار مهم در علوم دینی را از اساس منتفی و نظام حقوقی اسلام را که در ذاتِ خود بسیار وسیع، عمیق و از ظرفیت‌های بسیار بالایی برخوردار است، از میان بردارد.

بعد اخلاقی دین که تا حدودی زیاد نوعی اخلاق فضیلت و معنویت‌گرا را تعقیب می‌کند، از نیازهای اساسی بشر به حساب می‌آید و در پروژه نوگرایی از اهمیت آن کاسته نمی‌شود. فرد و جامعه دین‌دار می‌توانند این نوع اخلاق را مبنای عملِ خود قرار دهند و به این وسیله فضیلت را در خود و مناسبات جمعی خویش گسترش دهند. بُعد عرفانی دین تفسیر معنوی از حقیقت و هستی به دست می‌دهد، معنویت و اخلاق را در وجود انسان قوت می‌بخشد و به این ترتیب، به زنده‌گی انسان معنا می‌بخشد. بُعد آیینی و عبادی دین، نیایش را به مثابه ابزاری برای تجربه امر قدسی و درک حضور الوهی در وجود انسان محقق می‌کند.

 بُعد اعتقادی دین به مثابه جهان‌نگری دینی در پروژه نوگرایی سنجش و صورت‌بندی و دست کم معقولیت حداقلی آن‌ها احراز می‌گردد و به این وسیله، معقولیت سایر ابعاد دین به طور خاص بُعد آیینی آن نیز احراز می‌گردد.

چون سایر ابعاد دین در معنا داشتن خود تا حدودی بر جهان‌نگری دینی استوار است. تلاش مهمِ دیگری که نوگرایی انجام داده و می‌دهد، شناخت حقیقت ایمان و بازتعریفِ آن بر اساس پژوهش‌های دین‌شناسانه است. تعریف ایمان و تعیین نسبت آن با اعتقادات دینی، زمینه استواری را برای جمع میان کاربرد عقل در تفسیر و نقد اعتقادات دینی که مغایر جزمیت ارتدوکسی و راست‌کیشانه است و داشتن ایمان که مستلزم اعتماد وجودی، سکون و رضایت خاطر است، فراهم کرده است.

پایان

ممکن است شما دوست داشته باشید