روزنامه اصلاح

از حوادث‌ باید آموخت

طتعدادی از ولایات کشور روز های دشواری را سپری می کنند. مشکلات ممکن وسعت و شدت بیشتر پیدا کند. اما در هر حاثه ی ناگوار درس هایی نهفته است که انسان را به سوی نجات رهنمایی می کند. از انکشافات اخیر چنین معلوم می شود که مشکل افغانستان تا مدت طولانی دوام خواهد، پس باید با استفاده از تجارب گذشته خود را آماده مقابله با آن نمود.
یکی از اولویت ها در هر طرح باید بقای مقاومت باشد. ما در سال های قبلی تعدادی از رهبران خود را از دست دادیم که نبود آن ها را هر لحظه احساس می کنیم. اما تجارب گذشته نشان داده که شرایط و اوضاع انسان ها را امتحان نموده و افرادی را که شایستگی رهبری داشته باشند، به مردم معرفی می کند. خدواند صانع است و امیدواریم رهبران مصمم، هوشمند و با تقوا نصیب مردم بنماید.
مسئله ی دیگر در بقای مقاومت انتخاب اراضی مناسب و پیوسته بهم و داشتن مردمان با اهداف مشترک است. طی سال های اشغال شوروی و مقاومت علیه طالبان دیده شد که چگونه می توان با استفاده از اراضی مناسب بقای مقاومت را در برابر حملات سخت و دوامدار دشمن تضمین کرد. در شرایط فعلی که ولسوالی کران در بدخشان، ورسج و فرخار در تخار، اندراب در بغلان، ولایت پنجشیر و قسمت های اعظم ولایات پروان و کاپیسا با هم پیوست اند و همفکری در میان مردمان شان وجود دارد می تواند بستر بسیار مهم مقاومت اصلی در برابر طالب شود. اندکی مشکلات در ولسوالی خوست وجود دارد که به آسانی قابل حل است.

در پهلوی مقاومت گران نیرو های منظم امنیتی دولت و قوای هوایی آن وجود دارد که در دوران مقاومت قبلی چنین چیزی وجود نداشت.
به نظر بنده یک مشکل ذهنی نزد رئیس جمهور و معاونین او در مورد مقاومت مردم وجود دارد که باید حل شود. آنان برای ساحتن یک دولت نیرومند مرکزی تحت اداره خودشان بسیار زحمت کشیده اند، اما انکشافات چند ماه اخیر نشان داد که مسئولین انتخاب شده از مرکز در رأس ولسوالی چندان موثر نبوده و راه ها دولت سازی با استفاده از متون فکری خارجی موفق نبوده است.
یکی از نقاط عمده دیگر این است که با سقوط چند ولسوالی و حتی شهر نباید بسیار پریشان بود، بلکه برای تغییر اوضاع باید کار جدی نمود. وقتی طالبان بر کابل مسلط بودند، بیش از ۸۰ درصد خاک افغانستان را اداره می کردند، اما برای مقابله با مقاومت در یک منطقه محدود نیر نیرو کافی نداشتند و به ناچار با دادن امتیاز با گروه های تروریستی پاکستانی و عرب آن ها در خطوط جنگی مستقر می کردند. این بازی تا حدی پیش رفت که ملا عمر امارت خود و افغانستان را فدای سر بن لادن نموده و سبب حمله ی امریکا به افغانستان گردید.
نیروهای اسماعیل خان، مارشال دوستم، احزاب شیعه و مجاهدین لغمان و نورستان نیز باید برای بقای مقاومت در برابر دشمن به ایجاد پایگاه های کوهی اقدام کنند و کوشش شود تا همآهنگی میان نیروهای مقاومت صورت بگیرد.
سلاح برداشتن اسماعیل خان در سال های پیری باید مایه دلگرمی برای جوانان کشور در دفاع از کشور باشد.
رهبران احزاب سیاسی نباید به گفتن تسلیت به فامیل شهدا و ابراز همدردی با آنها و تقبیح حملات انتحاری اکتفا نموده بلکه در بسیج مردم برای مقاومت اقدامات عملی کنند. آنها باید به جبهات سر بزنند و جنگجویان مقاومتگر را تشویق نمایند.
در اخیر این که، بسیاری از این رهبران خیلی پولدار اند و از این پول ها را باید درتجهیز مقاومتگران، کمک به بیجاشدگان و خانواده های شهدا مصرف کنند.
انجینیر محمداسحاق

ممکن است شما دوست داشته باشید