روزنامه اصلاح

آغاز سال جدید تعلیمی؛ مشکلات سکتور معارف و راه‌حل‌ها

روز دوشنبه(پنجم حمل ۱۳۹۸) سال جدید تعلیمی مناطق سردسیر کشور با نواخته‌شدن زنگ مکتب توسط رییس جمهورغنی آغاز شد. رییس جمهورغنی در مراسم آغاز سال تعلیمی جدید گفت که در سال جاری۱۲۰۰ مکتب جدید در سرتاسر افغانستان ساخته خواهد شد و بودجه برای اعمار۲۷۰۰ مکتب دیگر نیز تخصیص داده شده است. در آغاز سال تعلیمی گذشته، رییس جمهورغنی وعده داده بود که طی آن سال(۱۳۹۷) شش هزار مکتب جدید در کشور ساخته می‌شود.

اما این وعده در جریان سال ۱۳۹۷ عملی نگردید. رییس جمهورغنی روز دوشنبه در مراسم آغاز سال تعلیمی ۱۳۹۸، دلیل عملی نشدن این وعده را مشکلات غیرمترقبه و مشکلات در بخش هماهنگی خواند و گفت که برنامه‌ی اعمار شش هزار مکتب جدید در سال‌های پیش‌رو عملی خواهد شد. میرویس بلخی سرپرست وزارت معارف گفت که در سال پیش‌رو یک میلیون کودک برای نخستین بار وارد مکاتب خواهند شد و برنامه‌ی جذب ۳٫۷ میلیون کودک محروم از آموزش و پرورش نیز پی‌گیری می‌شود. سال جدید تعلیمی در حالی آغاز گردید که معارف کشور با مشکلات عدیده‌ای دست و پنجه نرم می‌کند. یکی از مشکلات اساسی فرا روی سکتور معارف و پروسه‌ی آموزش و پرورش افغانستان، دوام جنگ و ناامنی در کشور است.

ناامنی سبب شده تا روند آموزش و پرورش در بخش‌های زیادی از کشور مختل شده و دانش‌آموزان از تعلیم و تحصیل به دور بمانند. بر اساس آمارهای وزارت معارف افغانستان، هم اکنون حدود ۳٫۷ میلون کودک واجد شرایط تعلیم و تربیه، از رفتن به مکتب محروم اند. بخش زیادی از این کودکان در مناطق ناامن کشور بود و باش دارند. جنگ و ناامنی از یکسو سبب محرومیت بخش بزرگی از کودکان، جوانان و نوجوانان از تعلیم و تربیه شده و از سوی دیگر زیرساخت‌های معارف را در مناطق مختلف کشور آسیب رسانیده است. یکی از دلایلی که سبب شده به زیرساخت‌های معارف کشور آسیب برسد و مکاتب ویران شده و آتش بگیرند، موضع‌گیری مخالفان مسلح نظام در مکاتب، مدارس و نهادهای آموزشی است. طالبان به دلیل اینکه از حملات نیروهای امنیتی و دفاعی کشور در امان بمانند و یا عملیات‌های تهاجمی این نیروها را کند و به چالش بکشانند، در مکاتب، نهادهای آموزشی و در خانه‌های مردم پناه گرفته و بر روی نیروهای امنیتی و دفاعی کشور آتش‌باری می‌کنند.

 این امر سبب شده تا زیرساخت‌های معارف و نهادهای آموزشی به گونه‌ی دوامدار زیر تهدید جنگ و خشونت باقی بمانند و روند آموزش میلیون‌ها دانش‌آموز مختل گردد. مخالفان مسلح کشور در بخش‌هایی از مناطق کشور مکاتب و نهادهای آموزشی را به گونه‌ی عمدی ویران نموده، می‌سوزانند و یا دروازه‌های مکاتب را بر روی دانش‌آموزان می‌بندند. گروه تروریستی داعش در سال‌های اخیر در شرق کشور ده‌ها مکتب را آتش زده و مانع رفتن هزاران دانش‌آموز به مکاتب شده است. مکاتب بخش‌هایی از ولسوالی‌های دور دست ننگرهار و کنر هنوزهم از تهدید گروه داعش بیرون نشده است. بستن مکاتب و محروم ساختن عمدی دانش‌آموزان پسر و دختر از مشکلات دیگری است که سکتور معارف کشور را به چالش کشیده است.

 گروه طالبان در سالی که گذشت مکاتب چندین ولسوالی ولایت لوگر را به روی دانش‌آموزان بست. گروه طالبان در واکنش به عملیات‌های تصفیوی نیروهای امنیتی و دفاعی کشور  در ولایت لوگر و مناطق همجوار آن، مکاتب را مسدود نموده و برای چندین هفته مانع رفتن دانش آموزان به این نهادهای آموزشی شدند که این کار گروه طالبان با انتقادها و اعتراضات شدید شورای ولایتی و مردم ولایت مواجه شد. ممانعت از رفتن دانش‌آموزان دختر به مکتب از سوی طالبان و گروه‌های تروریستی دیگر، مشکل کلان دیگری است که سبب شده میلیون‌ها دختر واجد شرایط آموزش و پرورش از تعلیم و تحصیل به دور بمانند.

از ۳٫۷ میلیون دانش آموز که از آموزش و پرورش محروم اند، بخش بزرگ آنرا دختران تشکیل می‌دهند. محرومیت دختران از آموزش و پرورش چالش بزرگی فرا راه برنامه‌های توسعه‌یی حکومت در سکتور معارف است. این چالش در درازمدت سبب می‌شود تا افغانستان خانه‌ی انبوهی از مادران بی‌سواد باشد و بخش بزرگی از نسل جوان و نیروی بشری کشور غیرفعال و غیرمتحرک باشد و نتوانند هیچ گونه کمک و مساعدتی در به گردش درآوردن چرخه‌ی اقتصاد خانواده‌ها و در مجموع اقتصاد کشور شان انجام دهند. این چالش در درازمدت سبب می‌شود تا مادران سهمی در تعلیم و تربیه‌ی کودکان شان نداشته باشند. مهاجرت و جابجایی خانواده‌ها از یک منطقه به منطقه‌ی دیگر کشور مشکل دیگری سد راه توسعه‌ و رشد معارف کشور است. در سالی که گذشت به دلیل ناامنی و خشکسالی و رویدادهای طبیعی دیگر، ده‌ها هزار خانواده از مناطق شان بیجا شده و در حومه‌های شهرهای بزرگ جابجا گردیده اند. این خانواده‌ها با انبوهی از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و صحی مواجه اند و حتا فرصت اندیشیدن به تعلیم و تربیه‌ی کودکان شان را ندارند. کودکان این خانواده‌ها از آموزش محروم شده اند و به کارهای شاق در شهرها و خیابان‌ها رو آورده اند. فقر و بیچارگی از عوامل دیگر مشکلات در سکتور معارف است. بخش زیادی از کودکانی که از آموزش و پرورش محروم گردیده اند، به دلیل فقر و مشکلات اقتصادی خانواده‌ها است. روزانه هزاران کودک و نوجوان واجد شرایط تعلیم‌و تربیه در شهرهای بزرگ کشور مصروف تگدی، دست‌فروشی، موترشویی و کارهای شاق دیگر اند. متأسفانه به دلیل ناامنی و مشکلات اقتصادی کشور، همه‌ساله به شمار کودکان خیابانی در شهرهای بزرگ افزوده می‌شود. تاهنوز هیچ برنامه‌ای برای شامل ساختن کودکان خیابانی در پروسه‌ی آموزش و پرورش وجود ندارد و به نظر نمی‌رسد این مشکل به این زودی‌ها برطرف شود.

فساد مشکل دیگری است که برنامه‌های دولت برای رشد و توسعه‌ی معارف را مختل کرده است. از حیف و میل شدن حقوق و امتیازهای معلمان گرفته تا ایجاد مکاتب خیالی و حتا معلمان خیالی از موارد فسادزا در سکتور معارف است. در موجودیت فساد و حیف و میل دارایی معارف، برنامه‌های توسعه‌یی دولت و کمک‌های جامعه‌ی بین‌المللی در سکتور معارف افغانستان تغییری در وضعیت کنونی به میان نخواهد آورد.

راه‌حل‌ها؛

-برای حل مشکلات فرا راه معارف کشور در قدم نخست نیاز است روی حل چالش اصلی و اساسی تمرکز صورت گیرد. ناامنی مانع اصلی فرا راه رشد معارف و برنامه‌های توسعه‌یی دولت در این سکتور است. برای حل مشکل محرومیت دانش‌آموزان از تعلیم و تربیه در مناطق ناامن باید راه حل اساسی جستجو گردد. میرویس بلخی سرپرست وزارت معارف کشور در مراسم آغاز سال تعلیمی ۱۳۹۸ گفت که ده سال پیش‌رو به عنوان دهه‌ی معارف نامگذاری شده و حکومت افغانستان و وزارت معارف برنامه دارد تا در جریان این دهه چالش‌های سکتور معارف کشور به گونه‌ی اساسی و ریشه‌یی حل گردد. اما در صورت دوام ناامنی و محروم ماندن میلیون‌ها دانش آموز از تعلیم‌وتربیه مشکلات معارف کشور حل نخواهد شد. از اینرو نیاز است از هرطریق ممکن و حتا گفتگو و تفاهم با گروه‌های مخالف مسلح نظام، زمینه‌ی شمولیت کودکان محروم از آموزش و پرورش به مکاتب و باز شدن دروازه‌های مکاتب مسدود شده در مناطق ناامن فراهم شود. با توجه به اینکه پیشرفت‌هایی در گفتگوهای صلح با طالبان به میان آمده، نیاز است این موضوع در میز گفتگوهای صلح مطرح شود و از هیئت مذاکره‌کننده‌ی طالبان خواسته شود تا دروازه‌های مکاتب را در مناطق زیر تسلط شان بر روی کودکان دختر و پسر باز کنند.

– در مناطقی که زیرساخت‌های معارف کشور سوزانیده و ویران می‌شود، باید عملیات‌های تصفیوی راه اندازی شده و مکاتب و نهادهای آموزشی از خطر تخریب نجات داده شوند. گروه داعش هنوزهم در مناطق شرقی کشور دست به تخریب و آتش زدن زیرساخت‌های معارف می‌زند. از اینرو باید عملیات‌های نظامی در این مناطق تشدید گردیده و دشمنان معارف سرکوب شوند.

– وزارت معارف برای شمولیت کودکان خیابانی به مکاتب دست به کار شود. وزارت معارف می‌تواند در   هماهنگی با وزارت کار و امور اجتماعی، جمعیت هلال احمر افغانی و نهادهای مدد رسان دیگر کودکان خیابانی را شامل پروسه‌ی آموزش و پرورش کند. مبلغی را که کودکان خیابانی در بدل انجام کارهای شاق و یا تگدی دریافت می‌کنند، بسیار ناچیز است و این کودکان با همین پول خرج خانواده‌های شان را تهیه می‌کنند. در صورتی که همین اندازه پول به عنوان معاش تشویقی به این کودکان داده شود، خانواده‌های آنان مانع رفتن کودکان شان به مکاتب نشده و بخشی از مصارف شان را از همین معاش تشویقی کودکان شان که شامل مکتب شده اند، دریافت می‌کنند و به این ترتیب بخش بزرگی از کودکان محروم از آموزش و پرورش شامل مکتب می‌شوند.

-شریان‌های فساد و حیف و میل دارایی معارف باید خشکانیده شود. بخش بزرگی از کارمندان خدمات ملکی افغانستان را معلمان و کارمندان وزارت معارف تشکیل می‌دهد. تشکیل و پرسونل بزرگ در وزارت معارف سبب شده تا مدیریت منابع این وزارت با مشکل مواجه شود و فساد در سطوح مختلف وجود داشته باشد. رهبری وزارت معارف و در مجموع حکومت افغانستان باید در این زمینه با جدیدت بیشتر برخورد کند و مشکل معلمان خیالی، مکاتب خیالی و فساد در بخش مقرری و تهیه منابع و تجهیزات را از میان ببرد. یک بخش از دارایی‌های که از چنگال فسادپیشه‌گان بیرون ساخته می شود، باید صرف حقوق و امتیازات معلمان شود تا آنان با انگیزه و انرژی بیشتر برای تربیه‌ی فرزندان و اولاد این وطن تلاش کنند.

پاینده

ممکن است شما دوست داشته باشید