روزنامه اصلاح

آسیب شناسی سیاست در کشور

آصف مهاجر

بخش هفدهم

سیاست دموکراتیک و دولت رفاه؛ از زمانی که مردم و شهروندان در محور سیاست‎ دولت‎ها قرار گرفت و خواسته‎های مردم اولویت حکومت ها شدند، سیاست دموکراتیک برجستگی خود را نشان داد و شکل‎گیری دولت‎های رفاه نیز میسر شد. با شکل‎گیری نظام‎های دموکراسی که بیشتر تجربه‎ی تاریخی در غرب است و اکنون در سراسر جهان دامنه باز کرده و به نظر می رسد که الگوی اجتناب‎ناپذیر شمرده می شود، نقش مردم و مشارکت‎شان در حوزه ی عمومی و تأثیرگذاری شان بر سیاست‎های عمومی یکی از مهم‎ترین اثرات این نوع سیاست تلقی می‎شود. برآیند قابل درک سیاست‎های دموکراتیک، به وجود آمدن دولت‎های رفاه است و در سیاست دولت‎های رفاه، خواسته‎ها و نیازمندی‎های مردم و شهروندان اولویت دارد. و اما دولت رفاه به دولتی اطلاق می‎شود که نهادهای برخوردار از قدرت رسمی از طریق قانون، وظیفه‌ی تهیه‌‌ و بهبود رفاه عمومی را وظیفه‌ی اصلی خود تلقی می‎کنند و دولت رفاه در مقام عمل، بازتاب این ایده است که هیچ کس بدون درآمد نمی‌تواند زندگی کند؛ با این وجود دولت همه‌ی آنانی را که به شکلی از اشکال قادر به تأمین هزینه‎های خود نیستند، مورد کمک نقدی قرار می‎دهد. این گونه دولت از طریق تضمین حداقل درآمد ثابت مثل حقوق بی‎کاری و بیمه‌ی سال‎خوردگی یا ا از طریق کمک‌های نقدی دیگر شهروندان را در شرایط آسیب‎پذیر سنی، جسمی، روانی و اقتصادی، در امرار معاش موقعیت‎شان را تضمین می‎کند. در فرهنگ موجود در خصوص دولت رفاه، دو اصل شاخص است: نخست تأمین خدمات رفاهی برای تضمین بقای شهروندان و اعضای جامعه در شرایط وضعیت اقتصاد بازار و دوم تأکید به دولت دموکراتیک که به صورت خودکار دولت دموکراتیک مستلزم سیاست‎های دموکراتیک است که در قاعده و هرم جامعه باید نهادینه شود.
با این حساب دولت رفاه وظیفه دارد برای عموم مردم و شهروندان خود از دوره کودکی گرفته تا دوران کهن سالی همه‎ی امکانات رفاهی و زندگی را که یک فرد به آن نیاز دارد، تأمین کند. در حقیقت دولت علاوه بر وظایف مهم و عمومی چون تأمین نظم و امنیت، برقراری صلح و حراست از تمامیت ارضی کشور، مسوولیت تأمین نیازمندی‎های رفاهی، بهداشتی، بیمه، حمایت‎های مالی از کودکان و سالمندان و و تأمین سایر نیازمندی‎های مهم شهروندان را به عهده دارد. البته این امر قابل تأمل است که شکل‎گیری دولت‎های رفاهی به این سادگی نیست، بلکه در اول نیازمند سیاست‎های دموکراتیک و دموکراسی باور است که در جامعه رایج شود و دوم این‎که متناسب به این وضعیت، ساختارهای دموکراتیک اقتصادی و سیاسی مشخصی بایستی شکل بگیرد تا تأمین رفاه محقق شود. این که تجربه نخستین دولت‎های رفاه کی و چه گونه شکل گرفت، باز هم باید به تاریخ غرب برگردیم. برای نخستین بار این کشورهای اسکاندیناوی بود که ایده‎های دولت رفاهی را پرورش دادند؛ به گونه‎ای در این کشورها خدمات رفاهی که به ۱۹۳۰ بر می‎گشت و تا پس از جنگ ادامه داشت، هم‎چنان رو به گسترش بود. روشن است که این گسترش در نتیجه‌ی قدرت فزاینده‌ی احزاب سوسیال دموکرات و توانایی آن‌ها در نمایندگی مؤثر از همه گروه‎های مردمی و اصناف میسر شده بود. طی این وضعیت قدرت از دست نخبگان سنتی سلب و زمینه برای ایجاد نوعی سیاست اجتماعی گسترده و منصفانه و مساوات‌طلبانه آماده شد و مسیر دیگری را در جامعه ایجاد کرد. ویژگی‎‎ها و شاخصه‎های اصلی نظام‌های رفاهی کشورهای اسکاندیناوی دربرگیرنده‎ی طیف وسیعی از ابتکارات و خلاقیت‎های دولتی، بیمه‌ی عمر، امتیازات سخاوتمندانه و مشمول ساختن تمام شهروندان، چه غنامند و چه فقیر در برنامه‌های اجتماعی و خدماتی است، تا هیچ شهروندی به دلیل فقر و گرفتاری روزگار بی‎ حرمت نشود و زجر نکشند.
با این حساب، در افغانستان با وجودی که تأمین نیامندی مردم طبق قانون به رسمیت شناخته شده است، اما ما تا دولت رفاهی خیلی فاصله داریم؛ چون هنوز بسترهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی برای پرورش ایده دولت رفاهی هموار نیست و با توجه به شرایط جنگی در کشور و گذشته ی پر از ماجرا، هنوز سیاست دموکراتیک به معنای واقعی آن در جامعه فراگیر نشده و جزو فرهنگ سیاسی نیز قرار نگرفته است. باید گام‎های نخستین برداشته شود و به سمت دولت رفاه قدم بگذاریم.
ادامه دارد..

ممکن است شما دوست داشته باشید