روزنامه اصلاح

آسیب شناسی سیاست در کشور

آصف مهاجر

بخش چهاردهم

منابع مشروعیت؛ مشروعیت یکی از مهم‏ترین مسأله برای نظام‏های امروزی است. از سوی دیگر جوامع به لحاظ فرهنگی و تاریخی  هر کدام وضعیت متفاوت دارد. از این رو، منابع مشروعیت نیز متفاوت است، اما به لحاظ تقسیم بندی که ماکس وبر از منابع مشروعیت دارد، حداقل سه منبع را برای مشروعیت برشمرده است که به شرح زیر مورد بحث قرار می‏گیرد:

اول؛ سنت:  سنت‏ها به عنوان یک داشته‏ی تاریخی و فرهنگی در هر جامعه مورد توجه است، اما در برخی از جوامع سنت‏ در همه‏ی حوزه‏ها و به خصوص عرصه‏ی سیاست حرف اول را می‏زند. به هر حال، در نمونه‏ی نظام سنتی، فرمانبری به خاطر نفوذ و مشروعیت اقتداری است که از گذشته ی دور و تاریخی به‏جا مانده است. سنت‏ اشاره به مجموعه‏ای از باورها و اعتقادات و رسومی است که از ادوار گذشته نسل به نسل انتقال یافته و اکنون در برخی از جوامع مبنای تصمیم‏گیری شمرده می‏شود. هنگامی که سنت مبنای مشروعیت می‏شود، معادله ی قدرت و سیاست نیز چیز متفاوت از امر امروزی تر است و روشی که در گذشته‏ها افراد نفوذ و سلطه‏ی شان را طبق آن توجیه می‏کردند، اکنون نیز در برخی از جوامع ادامه دارد. در این روش، معمولاً قدرت‏ و سلطه جنبه‏ی فردی و شخصی داشته و صورت ارثی دارد و این روش از آن جایی که به گذشته‏ی تاریخی ربط دارد، در جامعه‏ی سنت محور هنوز قابل پذیرش است و عمومیت دارد.

دوم؛ عقلانیت و بروکراسی: عقلانی شدن امور تجربه ی پیش قدم در تاریخ غرب بوده است و  پیدایش بوروکراسی به عنوان رویداد عقلایی  نیز برای اولین بار در جامعه‏ی غربی تجربه شده است و سپس به سایر بخش های جهان نیز سرایت کرده است. بروکراسی یک امر سازمانی است که محاسبات اداری و  اتکاء با اصل سلسله مراتب و کتبی شدن امور اداری شاخص می‏شود؛ ازین‏رو، تمدن غربی نسبت به سایر تمدن‏های باستانی مزیت و برتری فنی پیدا کرد، به‏گونه‏ای که امور را به گونه‏ای و سریع انجام می‏یابد. توسعه‏ی عقلانیت به عوامل بسیاری بر می‏گردد که از جمله پیدایش نظام حقوقی عقلایی، اقتصاد پولی،  پیشرفت امکانات ارتباطی و به ویژه تحول فکری به سوی علایق برجسته‏های آن تلقی می‏شود. در بوروکراسی مدرن مهارت و تخصص فنی جایگزین تعهدات سنتی و شخصی و نسب می‏شود. به موجب اصول، مقررات و هنجارهای قانونی منصب و مقام از هم تفکیک پذیر است و منصب داشته‏ی شخصی به حساب نمی‏رود و یا از شخصی به دیگری به ارث نمی رسد. طبق سازوکارهای بوروکراتیک همه‏ی صلاحیت ها و حوزه‏های عمل به گونه‏ای مشخص بر اساس سلسله مراتب توزیع شده و در چارچوب قوانین موجود شغل و پیشه ی سیاسی و اداری از  مصوونیت برخوردار است.

سوم؛ کاریزما: اقتدار و سلطه ی سنتی در اندیشه‏ی سیاسی وبر به عنوان یک امر قدیمی در زندگی سیاسی انسان محسوب می‏شود؛ اما دو عامل ممکن  روی آن تأثیر بگذارد که یکی عقلانیت است که با  بوروکراسی اوج می‏گیرد و دیگر امری چون کاریزماست. عقلانیت باعث شد که نهادها و نظم اجتماعی قدیمی را دچار تغییر سازد و بعداً نگرش های فردی را نیز دچار تغییر ساخت. نیروی کاریزماتیک اثر وارونه دارد، ابتدا زندگی در ساحت فردی دگرگونه ساخته و سپس بر نهادهای اجتماعی تأثیر می‏گذارد. کاریزما نیرویی است که با عقلانیت قابل تعامل نیست به صورت حیرت آور و شبه معجزه در ساحت و  حوزه غیر عقلانی زندگی اجتماعی پدید آمده و جولان می‏یابد. با این وجود به خوبی روشن نیست قدرت‏های کاریزماتیک  تحت چه شرایطی در جامعه عرض وجود می کند. کاریزما جزو تجربه‏های غیرعقلانی و هیجانی بشر شمرده می‏شود و در متن تاریخ غیرعقلانی زندگی جا می‏گیرد.

در جامعه ی ما، بر خلاف خیلی از جوامع دیگر، هر سه منبع با یک نوسان برای مشروعیت دهی به قدرت‏های رسمی و غیررسمی وجود دارد؛ اما از نظر نظام حقوقی حاکم در  جامعه این عقلانیت و بروکراسی است که منبع عمومی و سازمانی برای مشروعیت دهی تلقی می‏شود؛ هرچند هنوز پایدار نشده  است، یا به  عبارت دیگر، از عمق نهادی برخوردار نشده است. جامعه‏ی ما جامعه‏ی چند قومی و چند فرهنگی است، گروه های مختلف قومی، مذهبی وسنتی و غیرسنتی وجود دارند که گرایش ها به هر سه منبع مشروعیت را حتمی ساخته است، اما عقلانیت و بروکراسی نوپای در افغانستان منبع رسمی اما متزلزل  است که نیاز به تقویت و حمایت دارد. این را باید بگوییم که عقلانیت و بروکراسی به عنوان منبع مدرن مشروعیت یک امر اجتناب ناپذیر است، اما لازم است که فرهنگ بروکراسی نیز هم زمان مورد توجه قرار بگیرد و برداشت خیلی عامیانه از برورکراسی که آن را با کاغذ پرانی یکی تصور می‏کند بایستی اصلاح شود.

البته در کشور عوامل مختلف است که تجربه‏های جدید را زیر می‏گیرد. جنگ و خشونت‏های فراگیر و دخالت های بیرونی و منطقه‏ای از جمله  برجسته ترین عواملی است که این تجربه ها را متزلزل می‏سازد. رهبران سیاسی بایستی متوجه این حساسیت باشد و نگذارد که ارزش‏های جدید در کشور ضربه‏ بخورد و ما از مسیری که رو به پیشرفت گذاشته ایم، برگردیم.

ممکن است شما دوست داشته باشید