روزنامه اصلاح

آتش‌بس، اولویت مهم در روند گفتگوهای صلح

تا زمانی که آتش بس به میان نیاید، شهروندان به هیچ گفتگوی صلحی باور نمی کنند. از نگاه شهروندان افغانستان، بدون پایان یافتن و حد اقل کاهش قابل ملاحظه‌ای در روند خشونت ها و خونریزی ها؛ گفتگو ها به یک بازی شبیه می باشد و به یک سرگرمی میماند که سیاستگران خود شان را سرگرم ساخته اند و دارند روز شان را می گذرانند. شهروندان از گفتگو کنندگان صلح میخواهند که پیش از هر چیزی باید به آتش بس فکر کنند و راه را به سوی آتش بس باز کنند.

از نظر شهروندان کشور، آنچه که به عنوان گفتگو ها، میان هیئت مذاکره کننده‌ی امریکایی به ریاست زلمی خلیلزاد و نمایندگان گروه طالبان در شهر دوحه‌ی کشور شاهی قطر در جریان است، زمانی جدی گرفته خواهد شد و نظر مساعد شهروندان را می تواند به خود جلب کند که به صورت جدی به آتش بس فکر شود و به پایان خونریزی ها و خشونت ها به عنوان یک فکتور عمده نگریسته شود.

شهروندان افغانستان از هیئت مذاکره کننده‌ی امریکایی به ریاست زلمی خلیلزاد این خواسته را دارند همانگونه که روی منافع خود با مذاکره کنندگان گروه طالبان چانه زنی میکنند و احیانا برای پایان جنگ وخشونت با آنان صحبت وبحث می کنند، موضوع آتش بس را به عنوان یک شرط اساسی مطرح کنند و از آنان بخواهند که پیش از هر چیزی باید با آتش بس موافقه کنند. آتش بس شرط اساسی رسیدن به صلح و پایان خونریزی می باشد. بدون آتش بس نمی شود بگوییم که داریم به سوی صلح به پیش می رویم ومی خواهیم که افغانستان به صلح برسد.

     شهروندان از آن تعداد افغان ها و چهره هایی که از کابل به دوحه سفر کرده اند و با نماینده های گروه طالبان در جریان مذاکرات
بین الافغانی شرکت کرده وگفتگو می کنند،
می خواهند که بحث آتش بس را به عنوان یک بحث جدی مطرح کنند و با جدیت تمام از مذاکره کنندگان طالبان بخواهند که به رهبران خود برسانند که افغان ها در حال حاضر به آتش بس به عنوان یک بحث جدی می نگرند و خواسته‌ی شهروندان از آنان این است که بیش از این خونریزی را بس کرده، به خشونت ها پایان دهند و پیش از هر توافق صلحی باید آتش بس 
برقرار شود.

رهبران طالبان باید به این نکته نیک واقف باشند که با دوام خشونت و خونریزی هیچ چیزی را به دست آورده نمی توانند و نه خونریزی و خشونت می تواند کدام مشکلی را حل کند. آنچه که ممکن فکر شود که  با آوردن فشار بر مردم افغانستان و توسعه‌ی ترس و ارعاب در میان مردم آنان به کدام دستاورد خاصی نایل می گردند؛ باید بدانند که به خطا میروند. مردم امروز افغانستان دیگر آن مردمی نیستند که با ترس و ارعاب از میدان بیرون شوند، به خواسته های طالبان تن دهند، دست از ارزش های خود بر دارند و میدان را به طالبان واگذارند. مگر در هجده سالی که گذشت طالبان کم انسان های این سرزمین را کشتند وکم خون ریختند و ویران کردند و غم واندوه کاریدند و مصیبت خلق کردند؟! اما چه به دست آورده توانسته اند؟ کدام دستاوردی را صاحب شدند؟ همان مقاومت که در برابر شان وجود داشت همچنان موجود است. خونریزی ها و خشونت ها هیچ چیزی را تغییر داده نتوانسته است و هیچ هدف این گروه را محقق کرده نتوانسته است.

دولت افغانستان همچنان نظام مشروع افغانستان می باشد و مردم از آن حمایت میکنند. گواه مسأله هم این است که هر گاه انتخابات برگزار می شود، می بینیم که علی الرغم تهدید ها ونیز خطرهایی که گروه طالبان به وجود می آوردند و خون های که می ریزند و خشونت هایی را که بر مردم تحمیل می کنند، مردم به پای صندوق ها رفته و رأی خود شان را به کار برده و برای تعیین سرنوشت خود رأی می دهند. مردم علی الرغم کاستی های که در روند حکومتداری در کشور موجود است، اما نظام را مشروع میدانند و حاضرند که به پای آن جان خود را قربانی کنند. همینک صدها هزار تن از فرزندان همین مردم اند که در صفوف نیروهای ملی امنیتی ودفاعی کشور در برابر طالبان صف کشیده و از نظام وکشور به دفاع برخاسته اند و سخاوتمندان جان خود شان در این راه قربانی میکنند.

این ها پیام های روشنی است که مردم افغانستان به طالبان دارند و عملا می گویند که تسلیم آنان
نمی شوند و نظام طالبان را قبول ندارند. بلی چیزی که است مردم افغانستان می خواهند که جنگ وخشونت پایان یابد، خونریزی خاتمه پیدا کنند و صلح در کشور محقق شود. مردم از این جهت آماده اند که با طالبان مذاکره کنند و مطالبات آنان را بشنوند وبا آنان به یک توافق صلحی برسند. شرط رسیدن به صلح وپایان یافتن خشونت ها هم این است که هر چه زودتر آتش بس برقرار شود و در فضای دور از خون و خطر و دود و باروت گفتگو ها برگزار شود و روی یک طرح قابل قبول برای همه بحث و بررسی صورت بگیرد وبرای آینده‌ی کشور همه با همه تصمیم بگیرند.

ممکن است شما دوست داشته باشید