روزنامه ملی انیس

یک دیپلومات امریکایی: ما یک بار افغانستان را ترک کردیم وآن راه را برای تراژیدی ۱۱ سپتامبر باز کرد

«رایان کراکر» یکی از دیپلماتان برجسته عصر ماست. او حدود ۴۰ سال در خاورمیانه بود. او به‌عنوان سفیر ایالات متحده در لبنان، کویت، سوریه، پاکستان، عراق و افغانستان خدمت کرده است و جورج دبلیو بوش «مدال آزادی ریاست‌جمهوری» را به گردن او آویخت. امروز، کراکر یک دیپلمات مقیم در «دانشگاه پرینستون» است. من با او گفتگو کردم، موضوع بحث ما افغانستان بود، با توجه به این‌که ایالات متحده احتمالاً در آینده‌ نزدیک از این کشور خارج خواهد شد و رئیس‌جمهور ترامپ طالبان را برای مذاکره به «کمپ دیوید» دعوت کرده بود، اما در دقیقه ۹۰ این دعوت را لغو کرد.
◄نوردلینگر: من شخصاً از ایده‌ دعوت از طالبان به کمپ دیوید وحشت کردم. این اتفاق نیفتاد، اما ایده‌ آن مرا وحشت‌زده کرد. تو یک متخصص هستی با شنیدن خبر این دعوت چه فکر کردی؟
◄کراکر: دولت آماده بود تا در آستانه‌ هجدهمین سالگرد ۱۱ سپتامبر با افرادی بنشیند که نه‌تنها در گذشته امریکایی‌ها را کشته‌اند بلکه هنوز هم این کار را می‌کنند. رئیس‌جمهور گفت که او به‌دلیل از دست‌دادن یکی از سربازان‌مان مذاکرات را لغو کرده است، اما از آغاز مذاکرات، ما چندین سرباز خود را از دست داده بودیم. رئیس‌جمهور با گفتن این‌که «این گفتگوها خاتمه یافته» کار درست را انجام داد و امیدوارم که برای مدتی همین‌طور ادامه دهد.
◄نوردلینگر: من با یک مقام سابق دولت ترامپ صحبت کردم. به او گفتم که در مورد خروج امریکا از افغانستان نگرانم، زیرا تروریست‌ها ممکن است دوباره یکجا شوند و بازهم به ما حمله کنند. ما برای تفریح در آن‌جا نیستیم. ما به‌خاطر افغان‌ها در آن‌جا حضور نداریم، هرچند خوبی آن‌ها یک مزیت جانبی است. ما در افغانستان برای امنیت خودمان حضور داریم. آن مقام سابق گفت « آن‌ها می‌توانند از هرجایی این کار را انجام دهند. آن‌ها به افغانستان احتیاج ندارند.» کنجکاوم بدانم شما در این مورد چه نظری دارید.
◄کراکر: ما باید در عصری که طالبان چپ و راست وعده‌ قطع رابطه با تروریست‌ها و جلوگیری از تبدیل‌شدن دوباره افغانستان به لانه‌ تروریزم را می‌دهند، به‌خاطر داشته باشیم که طالبان در گذشته تبعید، در واقع شکست و تبعید را بر جدایی از القاعده ترجیح دادند. ما پس از ۱۱ سپتامبر اجازه دادیم آن‌ها حق انتخاب داشته باشند؛ این‌که القاعده را به ما تحویل دهند و ما دست از سر آن‌ها برمی‌داریم. اما طالبان بیابان و وحشی‌گری را انتخاب کردند. این مسأله میزان وابستگی بین طالبان و القاعده را به خوبی نشان می‌دهد.
بنابراین بسیار غیرمسئولانه خواهد بود که ما برای دقیقه‌ای با این فکر دل خود را خوش کنیم که طالبان به وعده‌هایی که سر میز مذاکره به ما می‌دهند، واقعاً عمل خواهند کرد. آن‌ها اکنون هرچیزی می‌گویند زیرا می‌دانند که اگر ما برویم، برنمی‌گردیم. مسأله امنیت ما و رابطه‌ دیرینه‌ طالبان و القاعده است. اما مورد دیگری نیز وجود دارد. به‌نظر من، افغانستان یکی از مواردی بوده است که در آن منافع و ارزش‌های ما واقعاً به هم مرتبط اند. بحث امنیت مهم‌ترین است، اما ایالات متحده در افغانستان کارهایی انجام داده است که واقعاً ارزش توجه را دارا است. من سفارت را در کابل چند ماه پس از ۱۱ سپتامبر و سقوط طالبان افتتاح کردم. افغانستان کشوری بود که در آن حدود ۹۰۰ هزار کودک شامل مکتب بود. هیچ یک از آن‌ها دختر نبودند.
امروز حدود ۹ میلیون کودک افغان به مکتب می‌رود که بیش از یک‌-سوم آن‌ها دختران هستند. ما بسیار سخت کار کرده‌ایم تا زنان افغان فرصت تحصیل، خدمت در پارلمان کشور، خدمت در ارتش، فعالیت در عرصه‌ تجارت و سایر عرصه‌ها را داشته باشند.
به‌نظر شما اگر ما خارج شویم و طالبان دوباره وارد شوند، چه اتفاقی برای این زنان خواهد افتاد؟ در سال ۲۰۱۲ وقتی من افغانستان را به‌عنوان سفیر امریکا ترک کردم، ما حدود ۱۰۰ هزار سرباز در افغانستان داشتیم. امروز، شمار سربازان ما ۱۴ هزار تن است و اوضاع خوب پیش می‌رود. بازهم تکرار می‌کنم، تعداد کودکانی که امروز در افغانستان به مکتب می‌روند، در این کشور بی‌سابقه است. ما هنوز تلفاتی را متحمل می‌شویم اما افغانستان سال ۲۰۱۱ و ۲۰۱۲ که من در این کشور سفیر بودم، با افغانستان امروز غیرقابل‌ مقایسه است. یک-دهم سربازانی که در آن‌ سال‌ها در افغانستان مستقر بودند، امروز در افغانستان حضور دارند اما کشور خودش را حفظ کرده است. بحث کلانی در مورد این که طالبان چقدر خاک افغانستان را تحت کنترول دارند، جریان دارد اما یک چیز را در نظر بگیرید: هیچ مرکز ولایتی در افغانستان تحت کنترول طالبان نیست. نه حتا یک مرکز. در گذشته، آن‌ها توانسته‌اند مرکز یک ولایت را برای چند روز اشغال کنند و همیشه هم آن را از دست داده و عقب زده‌ شده‌اند. پس آن‌ها کنترول چه را در اختیار دارند؟ کوه و صحرا؟ این واقعاً به حساب نمی‌آید. علاوه براین، وضعیت طوری است آنچه را که آن‌ها در تاریکی شب در اختیار دارند، ممکن است در روز از دست بدهند. امروز جنگ را نیروهای افغان با عزم واقعی و البته متحمل‌شدن تلفات به پیش می‌برند اما آن‌ها مرد میدان هستند و یکی از دلایل آن این است که ما نیز در میدان هستیم. نه در خط مقدم بلکه به‌عنوان مشاور. ما هوای آن‌ها را داشته‌ایم.بنابراین، این حرف که «خوب ۱۸ سال گذشته است، این جنگ همیشگی شده، ما پیروز نمی‌شویم و بیاید برگردیم» نه‌تنها خطری را که متوجه امنیت ملی ایالات متحده می‌شود، کاملاً نادیده می‌گیرد بلکه تغییرات مثبتی را که در افغانستان شاهدش هستیم نیز در معرض خطر قرار می‌دهد. ببینید که پس از شکست اتحاد شوروی در افغانستان چه اتفاقی افتاد. ما در دهه ۱۹۸۰ خیلی مستقیم درگیر بودیم، البته نه با نیروهای مستقر بلکه با آموزش و تسلیح افغان‌ها در پاکستان. آن‌ها علیه اتحاد جماهیر شوروی جنگیدند که نتیجه هم داد. اتحاد شوروی باخت، ما پیروز شدیم و بعد تصمیم گرفتیم به خانه برگردیم. ما نشانه‌های جنگ داخلی را می‌دیدیم. حالا که دشمن مشترک شکست خورده بود، هفت جناح مجاهدین چیزی برای اتحاد نداشتند. با این‌حال ما فکر کردیم که این مسأله به ما مربوط نمی‌شود و به این ترتیب افغانستان را به حال خود رها کردیم…
◄نوردلینگر: جناب سفیر، چند هفته پیش شما در مورد افغان‌ها و مسأله ویزا و اهمیت این‌که افغان‌هایی که به ما در جنگ کمک‌ کرده‌اند، از ویزا برخوردار شوند، نوشتید.
◄کراکر: در این‌جا هم منافع و ارزش‌های ما به هم مرتبط اند. آن‌هایی که در شرایط خاص با در خطر قرار دادن جان‌شان به ما کمک کرده‌اند، سزاوار رفتار خوب از جانب ما هستند. اما بی‌توجهی ما به افراد محلی که به ما کمک کرده‌اند باعث می‌شود که در جنگ بعدی، ما در به دست آوردن حمایت محلی شدیداً مورد نیازمان، با دشواری روبرو شویم. نمی‌توان در این‌ جنگ‌ها تنها جنگید. شما به افرادی که با اراضی آشنا باشند، با زبان محلی آشنا باشند و سایر موارد نیاز دارید.
◄نوردلینگر: جناب رایان کراکر، حرف آخرتان لطفاً
◄کراکر: ما در افغانستان قبلاً شاهد این سناریو بوده‌ایم. به همین دلیل من در مورد پیامدهای شکست اتحاد شوروی صحبت کردم. ما یک بار افغانستان را ترک کردیم که برای مان خوب پیش نرفت، زیرا آن ترک، راه را برای ۱۱ سپتامبر باز کرد. تکرار آن و امیدواری به نتیجه‌‌ای بهتر، درحالی‌که بازیگران همان بازیگران‌اند و میدان همان میدان، غیرقابل دفاع و نابخشودنی است. اگر بخواهید از نظر جان و مال به نتیجه نگاه کنید، ما حتا نصف آنچه را که در افغانستان مجبور بودیم هزینه کنیم، در جایی نمی‌کنیم. از این واضح‌تر نمی‌شود. با این‌که درگیری ما هنوز پرهزینه است اما به‌نظر من این درگیری ضامن جلوگیری از یک ۱۱ سپتامبر دیگر است. ضمانتی که هزینه‌ آن از ۱۰۰ هزار سرباز به ۱۴ هزار رسیده است. این سیاستی است که ارزشش را دارد.
نشنال ریویو ـ جی نوردلینگر
ترجمه: جلیل پژواک
تلخیص ن- فروتن

ممکن است شما دوست داشته باشید