روزنامه ملی انیس

کنفرانس مسکو- تقویت پتانسیل ها و گسترش همکاری ها با کشور های آسیای میانه

فدراتیف روسیه با وجود  سد های  سنگی و ریگی در راه دیدار با طالبان، سرانجام کامیاب گردید که کنفرانس  دوم پر آوازاه فارمات مسکورا  ،روبراه  کند و مسأله را از حرف به عمل برساند.

 فدراتیف  در حال حاضر به این پرسش پاسخ داده نه می تواند که ،آیا  این کشوراز نتایج کننفرانس  رضایت خواهد داشت یانه؟.پاسخ مثبت به این پرسش بستگی بدان دارد که روسیه تا چی حد برای کنفرانس آماده گی گرفته بود؟ .آیا کشور های شرکت کننده از جمله افغانستان با آجندای مورد نظر توافق ذهنی وعملی خواهد کرد یا خیر؟.

شرکت طالبان در چی سطحی و از کدام شورا نماینده گی  خواهد کرد؟.آیا هیئت مذکور در کنفرانس  صلاحیت تصمیم گیری را دارا خواهد بود یا خیر؟.

حضور ایالات متحده امریکا  در کنفرانس تا چی حد  روشن خواهد بود.سطح اهمیت دادن فدراتیف روسیه به این شرکت چی گونه است؟.

فدراتیف روسیه غیر از آن چه رسانه ها اعلام می کنند  خواستی دیگر از گروه طالبان دارد یا خیر؟ا.گر پاسخ بلی باشد، چی مسأله های دیگری مطرح خواهد بود که طالبان به تطبیق آن مکلف گردند؟.

 این پرسش ها درحالی جان می گیرند ،که پیشروی های طالبان در شمال افغانستان با آهستگی فروکش می کند و قدم گاه های آنانرا گروه های داعش دارند پر می کنند.

 چی برای روسیه حضور طالبان در شرق و جنوب و حتی غرب افغانستان زیاد نگران کننده نیست، هر آنچه هست، شمال  و شمال شرق افغانستان است. 

دور نمای تلاش های روسیه‎را شکل می دهد. روسیه می خواهد، سرزمین های شمال کشورما که سالیان متمادی دروازه بسته به روی گروه های تروریستی شمرده می شد، در حال حاضر و آینده های دورو نزدیک به منبع خطر به آسیای میانه مبدل نه گردد.

در حال حاضر ،این خطر مستقیماً، منافع کشور را در داخل تهدید می کند.

 این تهدید نه تنها در حدود این کشور منحصر می ماند بلکه به منافع آن در آسیای میانه هم ضربه شدید وارد می کند و فدراتیف روسیه را چنان با دشواری های  درون مرزی مواجه  و مصروف می سازد که لحظه نتواند از آن فارغ گردد.

 ناگزیر به رقیبش یا سر تسلیم فرود آرد و یا هم در پای سندی که امتیازات بی حدو حصر به آن باشد امضا کند.

 آنگا فدراتیف روسیه نه ابر قدرتی خواهد بود و نه هم خواهد توانست که حرفش را بر کرسی یی بنشاند. روسیه سخت متوجه است  که در این صورت است، باج سنگین انتقام در سوریه را خواهد پرداخت.

امروز  در کنار طالبان،و افزون بر داعش  و دیگر گروه های تروریستی، مسلح  که شماری از گروه های شان قومی گرایی می کنند و روز به روز در کشاله تسلیحاتی مسأله افغانستان تلاش می ورزند هم به خطر مشهود مبدل می گردند . اینها روی دیگر سکه  را تشکیل می دهند که در آنسویش طالبان قرار دارند.

 برای این گروه وطن و مردم اهمیت نه دارد،این ها در هر زمان به هر نوع معامله  تن می دهند و در برابر پول ودالر های سبز خارجی ها  جان نه دارند.

کنفرانس مسکو درحالی رو براه می گردد، که معاون وزیر د فاع افغانستان، اخیراً در نشست سیانگشان، رقم رسمی تروریستان را در افغاستان بیش از پنجا هزار تن شمارش داد  افزود که این رقم در بیست و یک سازمان تروریستی تنظیم می باشند.این رقم بسیار درشت و سرسام آور است.

سخنان هلال الدین هلال  معاون وزیر دفاغ ملی افغانستان در حالی از نشست مذکور رسانهی می گردد، که آقای شایگو وزیر دفاع ملی فدراتیف روسیه قبلا  رقم تروریست های داعش را بالغ بر ده هزار تن اعلام کرده بود.این گروه عمدتا از عرب‎ها، پاکستانی ها، سودانی ها و بعضا افغان ها تشکل یافته است.

اما رقمی را که معاون وزیر دفاع اعلام می کند، رقم خارجی ها را هشت هزار نشان می دهد.

با این تفاوت که  فدراتیف روسیه می انگارد، روسیه عمدتا بر حضور  آن عده از جنگنده های داعش تاکید می ورزد که از جنگ های سوریه فرار کرده  اند و جز سرازیر شدن به افغانستان جایی برای بود وباش و  ویرانگری های  مسلحانه نه دارند .

این گروه ها، به صورت طبیعی ، ناگزیری ادامه  ستراتیژی های تسخیر آسیای میانه را  حمل می کنند.

پله های عقبی زینه های شان ویران است وراه برگشت نه دارند.اما اشاره وزیر دفاع بدان سوی قضیه است که او این رقم را متشکل از شهروندان خود روسیه، آسیای میانه  وبرخی کشور های اروپایی می داند و زنگ خطری را به فدراتیف روسیه که از آن هم چندان نا آگاه نیست به صدا در می آورد .سخنان معاون وزیر دفاع افغانستان در آستانه تدویر  کنفرانس مسکو  به هر صورت فراخور توجیه است.او این تروریست ها را بین المللی می خواند، در حالی که تروریست های بین المللی به حدی نیستند که هشت هزار آنان تنها در افغانستان مصروف فعالیت باشند.

تروریست بین المللی بن لادن و برخی از اعضای گروه او بود  که پس ازمرگش منهدم گردیدند و به جز چند نام سرشناسی کس دیگر از آن سربالا کرده نه می تواند خارجی هایی را که  مقام افغان بین المللی می خواند  افرادی اند که به منظور برگشت به کشور های متبوع شان در پا کستان تربیه وترینینگ می بینند و به منظور در یافت فرصت برگشت به کشور های شان در افغانستان مصروف تجربه آزمایی هستند.

پرسش مهم این است که معاون وزیر د فاع افغانستان از نزدیک به چهل و چهار هزار تن دیگر از تروریست ها سخن می گوید که همه به قول وی افغان هستند .

وی در حالی این گپ را می گوید که ،تروریست های شامل رقم ارایه شده به وسیله خارجی ها در بیست و یک گروه تروریستی فعالیت دارند، پس این چهل وچهار هزار کی ها و اعضای کدام گروه ها اند؟. که با جمع ارقام داده شده خارجی، به شصت هزار بالغ می‏گردند. شاید هدف معاون وزیر دفاع از رقم غیر رسمی طالبان مسلح باشد که نه توانسته است آن را واضح بیان کند یااین است که می‏خواهد روسیه را بیشتر از این نگران سازد؟.

حضور این رقم درشت، در روند خطرناک ستراتیژیک  نه آن که منطقه زیست با همی مان را می لرزاند، بل که آنرا  به کلی منهدم و نابود می سازد.

 توجه به خطر مرگ وزندگی مردم افغانستان،می نمایاند،که نقش مذاکره وتفاهم  در افغانستان به منظور  دریافت راه حل به دشواری های موجود 

شمار گذشته،امروز و آینده  به ضرورت زمان مبدل می گردد.

زمانی را که رئیس جمهور افغانستان به منظور پس انداختن  تدویر کنفرانس  تقاضا کرده بود پایان یافت و فارمات مسکو به تاریخ ۹ ماه نوامبر سال ۲۰۱۸ دایر گردید. در نشست صلح مسکو، افغانستان، هند، ایران  قزاقستان، قرغزستان، چین، پاکستان  تاجیکستان، ترکمنستان، ازبکستان و همچنین ایالات متحده دعوت شده اند.

جانب مسکو می گوید که  هدف کنفرانس ،تقویت پتانسیل فارمات مسکو برای ادامه کار در آینده ها است.روسیه همچنان می گوید، توسعه همکاری با جمهوری های آسیای مرکزی، ایران، هند  چین و پاکستان به منظور تنظیم وضعیت و خنثی سازی تهدیدهای ناشی از نابسامانی های جاری در خاک افغانستان است.

با آن که از حرف روسیه چنین برداشت می گردد که این کشور طالبان را کلید حل مشکلات تلقی می کند و می خواهد از این طریق نقش خود را در روند کشور ما روشنتر سازد و آسیای میانه را از خطر داعش و گسترش دیگر گروه های تروریستی نجات دهد،اما در برابر آن  حرکت های اخیرایالات متحده امریکا در وجود خلیل زاد نماینده جدید آن کشور در امور افغانستان، در حالی که تصویر سیاسی طالبان را در آینده حکومت افغانستان  در ذهن نه دارد، تلاش می کند که با راه اندازی مذاکرات با آنان در داخل وخارج از افغانستان،این گروه ها را،از زیر تاثیر فدراتیف روسیه و ایران خارج کند و همه اش را در افغانستان  تحت کنترول خود داشته  باشد.

سرنوشت صلح افغانستان بسته به همگرایی دو قطب ذیدخل در مسأله است.

با پیروزی هر یک ازاین قطب ها که تا کنون بیشتر در روند انقطاب پیش می رود، جنگ  و بحران افغانستان در تلاش های آنان بدون همگرایی و درنظرداشت  توجه به اهمیت نقش  جانب مقابل، پایان نه می یابد.مگر این که فدراتیف روسیه در مسأله افغانستان رقابت باامریکا را نادیده انگارد و سعی کند که با یکی از متحدین قوی ایالات متحده که در اوضاع افغانستان یدطولا دارد،به نزدیکی و مذاکره کوشش نمایدومسایل افغانستان را با آن در میان گذارد.این کاردر قبال آن که ایالات متحده را به تامین صلح در کشور ما متوجه می سازد، به روسیه هم خوب است و به کشور مورد نظر متحد امریکا در افغانستان نیز سودمند واقع می گردد.

فاروق فردا

ممکن است شما دوست داشته باشید