روزنامه ملی انیس

کرونا کودتایى کرده برپاى

کرونا این رفیق انفلونزا
هیا هو کرده ، در هر گوشه برپا
زده بر شیشهء دنیا همه سنگ
دل مردم شده از دست او تنگ
چنین مهمان ناخوانده که دیده؟
که خار او به هر چشمى خلیده
بود دیده دراى و شوخ و الپر
به آسانى برد هر کس به بستر
به پنبه می‌کشد خونش نریزد
کو مردى تا زچنگالش گریزد؟
چنان موذى کسى هرگز ندیده
که رنگ عالم از ترسش پریده
طبابت را ببین بیچاره کرده
بساط زندگى را پاره کرده
زغفلت بیخ آدم مى کند حیف
به آسانى به گورستان برد حیف
قرنطین را به ما ارزانى کرده
همه در خانه ها زندانى کرده
همه دروازه ها را بسته کرده
گذشت زندگى آهسته کرده
همه دنیا فتاده در قرنطین
که تا یابند از آن آرام و تسکین
بود ویروس آن از دیده پنهان
کند بیمار خود را خانه ویران
یگانه چاره اش باشد قرنطین
همین سان دستکش و ماسک است تضمین
بشو دستت تو با صابون و دیتول
وگرنه پیش مرگ استى تو مسئول
به بازى بازى آدم می‌کشد واى
به دنیا کودتایى کرده برپاى
مشو تسلیم این زور و فشارش
رود امروز و فردا پشت کارش

ممکن است شما دوست داشته باشید