روزنامه ملی انیس

کدام عوامل در شرایط کنونی خودسوزی زنان را افزایش می دهد

افغانستان کمشکش های سیاسی بسیارطولانی راتجربه کرده است سه دهه جنگ ودرگیری زندگی حداقل سه نسل را عمیقاً متأثرساخته است.این جنگ های خانمانسوز سبب گردیده تا مردم مشقت وبدبختی های زیادی رامتحمل گردند. از آن جمله استرس(فشارروانی)مزمن   بیجاشدن، صدمات روانی، ازدست دادن اعضای خانواده وعزیزان،  نقض حقوق بشر  فقر و

کشمکش هاودرگیریهای درازمدت توأم باناامنی وفقربه طورچشمگیری ساختار اجتماعی افغانستان ومردم آنراتحت تأثیرقرارداده است. یکی از پیامدهای بزرگ ولی منفی جنگ تداوم وضعیت بدروانی افغانهاست.میزان مشکلات مرتبط باصحت روانی درافغانستان بالا بوده وبر اساس بعضی از آمارها بین ۶۰ تا۸۰ فیصد افغانها ازانواع مختلف مشکلات روانی رنج میبرند .ازآن میان اختلالات افسرده گی، اضطراب، وصدمه روانی مختلط رامیتوان نام برد.

چون اختلالات روانی می تواند سبب ناتوانی گردد، عواقب جدی اجتماعی آنها جزءازواقعیت زندگی روزمره افغانها گردیده است که به شکل مستقیم ازاین اختلالات متأثر میگردند. با آنکه نمی توان به صورت دقیق روش خودکش درمیان افغانها‎رامشخص کرد، ولی طبق گزارشها روش خودسوزی به  خصوص درمیان زنان جوان در یک دهه اخیر به شکل قابل توجهی رو به افزایش بوده است .خودسوزی به صورت قصدی یک روش بشدت دردناک واز بین بردن خود شخص است.اگرچه خودسوزی‎را هیچ فرهنگ ودینی نمیپذیرد، وبسیارکسان هنوز هم تصاویرتکان دهنده راهب های بودایی رابه یاد دارند که خاموشانه وآرام خودرادراعتراض به جنگ واشغالگری به آتش می کشیدند.برای مردم غرب مشکل است تصورکنند که فردی همچو روشی رابرای اعتراض انتخاب کند.چرا که این دردناکترین نوع خودکشی است.خودسوزی غالباً درکشورهای هند،  سریلانکا،  تاجکستان، ایران، ودراین اواخردرافغانستان بسیار دیده شده است. که بیشترین موارد در ایران است.به صورت عموم کشورهای اسلامی بیشترین قربانیان زنها هستند که نمی توانند.راه بیرون رفت ازتنگنای فلاکت وبدبختی را بیابند.تنگنایی که درآن اساسی ترین حقوق انسانی شان نقض میگردد .مورد ظلم وستم قرارگرفته وسیتم قانونی وجود ندارد تاحمایت شان کند.امروزبسیاری اززنان افغان نیز به عین شکل خاموشانه وآرام ازاین دنیا رخت سفر می بندند.

اگر چه این پدیده غم انگیز توسط رسانه های مختلف به صورت وسیعی پوشش داده شده ولی تا بحال تحقیق منظم وقاعده مند برای شناخت این پدیده درافغانستان به  راه انداخته نشده است عوامل چون شرم، بدنامی  و… مرتبط بامفهوم خودکشی درفرهنگ افغانی مانع ازثبت دقیق ودرست واقعات خودسوزی گردیده است.

مهمترین علل خودسوزی دربین زنان افغان پیامد های  روانی، اجتماعی محصول جنگ وکشمکش های درازمدت  ازدواج های اجباری وقبل ازسن قانونی، طویانه کرفتن وبه بدل دادن می باشد به عبارت دیگر چون والدین ازامنیت جانی دختران خود دربسا اوقات درهراس می گردند. در نتیجه تمایل بیشتری دارند تا دختران نوجوان خود را مجبوربه ازدواج قبل از وقت کنند تا دختران شان طعمه خوان جنایتکاران نگردند.ازسوی دیگرفقرشدید بسیاری از والدین را مجبورمیکند تادختران شانرا مجبوربه ازدواج قبل از وقت نمایند. اگر چه درافغانستان قانونی وجود دارد.که درتخلف با همچو ازدواج هایی است ولی در اکثر نقاطی که زورگویان حاکمیت دارند .گاهی به عنوانی رسم و رواج، جرکه های قومی ودیگرمسایل درتطبیق قانون سبب می گردند  تا همچو مواردی محکوم وپیگیری نشود. معافیت کسانی که با خشونت با زنان رفتار میکنند جامعه را  تشویق به این امر کرده است تا برای حل مشکلات خود از روشهای خشن استفاده کنند.

وقتی زنان به طور مستمر به حاشیه رانده شوند. به احتمال زیاد احساس ناتوانی وضعف کرده وقادر نیستند تا ازحقوق اساسی خود بهره‎مند شوند، مثلآ حق رفت و آمد آزادانه حق دسترسی به امکانات مساوی درمراکز صحی، تعلیم وتربیه ، واقتصاد  که این خود تاثیر مستقیم  وعمیق روی صحت روانی وجسمی فرد میگذارد وبه نوبه خود آسیب پذیری او را به خشونت خانوادگی بیشتر میسازد.همین است که تبعیض درهربخشی از اجتماع حس افسردگی   بی پناهی بیچاره گی ودر ماندگی را در فرد ایجاد میکند.

پرسشی که مطرح میشود اینست : با دست زدن  به همچو روش دردناک و خشن (خودسوزی وانواع خودکشی) این زنان میخواهند به چه دست یابند؟ آیا هدف نهایی اینست که بمیرند ؟ اگر چینن است ، پس چرا یک روش آسانتر که درد کمتری داشته باشد را انتخاب نمی کنند؟ برای پاسخ به این سوال لازم است تا معنای روانشناسی ونمادین (سمبولیک) خود سوزی را مد نظر داشته باشیم.

درقدم اول،سوزاندن نشانه و علامه از قربانی کردن است این میتواند انگیزه یی برای آنعده از زنان باشد که خود را به آتش میزنند ،آنها خود را قربانی می کنند تا اینکه نسل های آینده در شرایط بهتری زندگی کنند، بهتر حمایت شوند ، وبه منابع بیشتری دسترسی داشته باشند. آتش زدن سبب میشود تا آنهایی که در موضع قدرت قرار دارند عقیده ورفتار خود در برابر زنان را تغییر دهند اگر چه درقانون مدنی افغانستان .زنان با شوهران شان مساوی شمرده میشوند. ولی مردان افغان بعد از ازدواج به عنوان سرپرست خانواده باقی مانده واز زنان انتظار دارند که از آنها اطاعت وفرمانبرداری کنند.تعداد زیاد از زنان  دسترسی به تعلیم،کار،واشتراک در فعالیتهای اجتماعی، فرهنگی وسیاسی را در صورتی دارا می باشند که اجازه تمام وکمال شوهران شان را کسب کنند.                           ازجانبی دیگر اگرزندگی خانوادگی برای این زنان غیر قابل تحمل گردیده ودرخواست طلاق نمایند .درآنصورت باید با سیستم قضایی وحقوقی درگیرشوند که خیلی منصفانه با ایشان عمل نمی شود.

پشنهاد صاحب قلم این است که باید دولت مصمم به تطبیق قانون گردد .وزمینه دستیابی زنان رابه سیستم قضایی به شکل اسلامی .منصفانه وعادلانه فراهم کند.تازمانیکه این امرتحقق نیابد.وعده وعید دولت برای رشد برابری وعدالت برای زنان درحد شعار باقی خواهد ماند.  ازطرفی برای عالمان دین مهم است تا پیام مدارالفت راترویج داده واهمیت توافق وتفاهم درازدواج را درپرتو شریعت غرای محمدی “ص” روشن سازند.

همچنان بسیارمهم است تا روی کردی درسیستم آموزشی ابتدایی وثانوی وپلان درسی معارف کشورادغام شود.تافرهنگ صلح وعدم خشنونت ازهمان ابتدا ترویج گردیده وبخشی ازتجربه تعلیمی هرکودک افغان باشد .این تجربه سبب میشود تا کودک شیوه های حل منازعه صلح امیز وغیرخشن را آموخته وتوجه به حقوق انسان ها به ویژه حقوق زنان بعداً برایش به عنوان یک ارزش به حساب آید.

این برنامه آموزشی،وقایوی ،برای معلمین وآموزگاران طوری آموزش داده شود تابتوانند سؤاستفاده خانوادگی،خشونت خانوادگی ازدواج کودکان درمیان شاگردان را شناخته وتشخیص دهند وهمچو برنامه آموزشی باید توسط سیستم عدلی کشور حمایت گردد وآنهایی که درخشونتهای خانوادگی وانواع دیگر خشونت علیه زنان دخیل اند به صورت قانونی تحت تعقیب وباز جویی قرار گیرید

قدم مهم دیگربرای کاهش واقعات خودسوزی وخودکشی درافغانستان تهیه وتنظیم خدمات صحی وروانشناسی است. مراکز راه های خانواده وبرنامه های صحت روانی که حساسیت های فرهنگی هر منطقه رادرنظر داشته باشد احتمالاً درکاهش میزان خودسوزی در افغانستان مؤثر خواهد بود.وطن ما شانس واقعی برای صلح،کامگاری،کامیابی،وامنیت نخواهد داشت.هرتلاشی برای ساخت یک افغانستان آرام وزیبا ممکن است به شکست بیانجامد مگر اینکه نیازمندیهای قربانیان خشونت شناسایی وبه آنها به شکل موثری رسیدگی گردد.کمک به زنان افغان یعنی کمک به خانواده های شان ودرنهایت کمک به اجتماع شان .بدون همچو کمک چند بَعدی گسترده ویکپارچه،چرخه خشونت ،انتقام ،وخودسوزی به گردش خود ادامه خواهد داد.

عبدالطیف (مومند)

ممکن است شما دوست داشته باشید