روزنامه ملی انیس

کار برد ترکیبات خاص در اشعار حضرت بیدل (رح)

سبک حضرت بیدل، یا طرز وشیوه او در پردازش سخن اگر بگویم که منحصر به فرد است سخنی به گزاف نگفته ایم.

(بیدل) در سبک خود ابعاد گوناگون جهان هستی را توجیه و تجسیم نموده است اگر ما به سروده های او توجه کنیم، ترکیبات و واژه های ناب و دل انگیزی را در می یابیم که از تصویر های زیبا و توصیف های عالی برخور دار است.

مثلاً دراین بیت:

نرم از دل گداخته لبریز می شود

مینا اگر کند ز سنگ مزار ما

مجلس ها همه از دل های سوخته و آب شده مملو می شوند یعنی سنگ مزار ما گرچه سنگ است اما تبلور دل گداخته و آب شده است. بیدل سنگ مزار را بحیث دل آب شده قرار داده و در ضمن آنرا منیا و جام شراب هم گفته است. در اینجا دل گداخته، سنگ مزار، لبریز شدن، ترکیبات اضافی توصیفی خیلی زیبا هستند. از نظر گاه تصوف دل همان است که برتری معشوق از لبی آب می شود و منیا هم یعنی اینکه از باده عشق مملو می شود.

پیام بیت چنین است که ظرف دل آب شده ما همان مجلس است و ظرف شراب توحید همان منیای ساخته شده از سنگ قبریا مزار ما می باشد که به تمام شاملین بزم عرفان مجازأ دل گداخته یا شراب وحدت توزیع می نماید.

در جای دیگری چنین می گوید:

عزت زبسکه حوصله سامان شرم بود

خمیازه هم قدح نکشید از خمار ما

دراین بیت حوصله سامان، قدح کشیدن، واژه های که جاهای نصاف و نصاف الیه در آن ها تغییر خورده و مکث اضافه برداشته شده است تصویر مجسم از زیبا را به خواننده عرضه می کنید. شرم به غیرت حوصله می بخشد یعنی خمبازه خود ما از خمار خود ما قدح شراب نگرفت و این نهایت استغنأ را می رساند.

باز دربیت دیگر میگوید:

عمریست لطمه خوار هجوم ندامتیم

یارب چرا چو موج بدریا زدیم پا

ترکیبات: لطمه خوار، هجوم ندامت، پابدر یا زدن، بیدل بیشتر افعال وصفی را بکار می برد مثلاً: پا بدریا زدن، دل بدریا زدن، سربه صحرا زدن، که بیشتر این ها ترکیبات مصدری هم شده می توانند که از سه واژه مرکب شده اند. ترکیبات بیدل از مصدر و صفت، اسم فاعل و فعل، اسم و مصدر و همچنان پیشوند ها و پسوند ها مثال:

ما تمکده، غربتکده، سمتکده، که بیشتر پیوند های مکان هستند.

مثلاً آستین ها همه دست اند به قدرتگه لاف

خود سری تیغ نیامی به هوا آخته است.

مثال دیگر:

چشم باید بست و گلگشت حضور شرم کرد

غنچه می خندد بهار عالم ایجاد ما

واژه های ترتیبی: گلگشت حضور، غنچه خندیدن، خنده بهار، در اشعار بیدل تشبیهات اضافی از نوع این ترکیبات خاص است، غنچه خندیدن، یعنی جشندیدن غنچه (بیدل) چیزهای را جاندار نما ساخته و به آن ها مثل انسان جان بخشیده است.

مثلا: الفت عنقا، شوخی، نگه، عنقا را به چیز محسوس و ملوس تشبیه کرده، شوخی نگر هم همینطور و مجازا صفت شوخی را به تگاه استفاده کرده است.

نقش پا در هیچ صورت پایه غربت ندید.

سایه هم خشت هوس کم چپد بربنیاد ما.

درود به روان شهسوار سخن، پیشتاز عالم معنی حضرت ابوالمعانی میرزا عبدالقادر بیدل رح پدرود.

داکتر عبدالخالق (تنها)

ممکن است شما دوست داشته باشید