روزنامه ملی انیس

پولیس مجری قانون است

 پولیس دربحث تأمین امنیت استاد و آموز گار مردم محسوب می گردد، چونکه رعایت و عدم رعایت قوانین توسط پولیس نقش مهمی در رابطه به تطبیق قانون دراجتماع خواهند داشت. تردیدی نیست که آشنائی بیشتر پولیس  با مفاهیم و موضوعات حقوقی و قوانین منجربه رعایت مزید حین اجرای خدمت خواهد شد؛ در مقابل عدم آشنائی پولیس با این مفاهیم اثرات منفی در تطبیق وتنفیذ قانون خواهد داشت.

    پولیس (police) واژه فرانسوی ازریشه لاتینی (pollitia) مأخذ یعنی po به معنی شهر وlitia به معنی نگهبان شهرمیباشد، در معنی عام پولیس یعنی: پ ( پویا، دانشمند )، و (وفادار، وطن پرست)، ل (لایق، ذکی، هوشیار)، ی  ( یوالی همبستگی، وحدت،  همپارچگی)، س (سنجش مشروعیت) ویا به مجموعه مقرراتیکه برای حس جریان امور اجتماعی ازسوی قدرت عمومی وضع می گردد، اطلاق میشود. دراین مفهوم ازپولیس مخابرات، پولیس راه آهن، ارتباطات، جنگل و صید و شکار وغیره سخن به میان می آید. در اصطلاح حقوق اداری پولیس را به دوبخش:. ۱- پولیس اداری. ۲- پولیس قضائی تقسیم می کنند. پولیس اداری یا تأمینی عهده دار پیشگیری از ارتکاب جرایم و جلوگیری ازبی نظمی و اغتشاش در سطح شهر هاست. و مداخله پولیس قضایی اصولاً به مرحله پس از وقوع  جرم ارتباط دارد. در قانون پولیس افغانستان (۱۳۸۴) اصطلاح پولیس شامل (افسر، ساتنمن و ساتونکی بوده، که درتشکیل وزارت امور داخله استخدام و جهت تامین نظم و امن عامه طبق احکام قانون فعالیت می نمایند)

تاریخچه پولیس: ایجاد پولیس و تأسیس نهاد حافظ امنیت عمومی در دوره های مختلف تاریخی قابل مطالعه و بررسی است. چنانچه برخی معتقدند، اولین ارگان پولیسی دنیا در کشور مصر ایجاد شده است. به گونه ای که منس یکی از فراعنه آن کشور، مدتها قبل از ارسطو گفته بوده :. پولیس اولین وبزرگترین نعمت ها برای یک ملت است) حتی برخی معتقدند در آتن قدیم شرط رسیدن به  مدارج عالی حکومتی، گذراندن دوره پولیسی بوده است چنانچه افلاطون، ارسطو و نیز این دوره را در یونان قدیم گذرانده بودند. در روم قدیم عناوینی همچو (گواستوره) پروتوره، دنویسیاتور، ویرژیلوادیل ازجمله عناوینی بود که به انواع پولیس اطلاق می گردید.

    درفرانسه مقامات موسوم به (پروکنسول) دارای مامورانی بودند که وظیفه بازرسی و کسب اطلاعات و استماع(شهادت) را داشتند. این افراد بعدآ لقب (سرواتر زلوسی) به معنای محافظان شهر و محل) را دریافت کردند و در طول زمان وظایف دیگر از جمله انجام تحقیقات جنایی به عهده آنان نهاده شده. درانگلستان افراد پولیس را تحت عنوان (کانستابل) می شناختند که وظیفه عمده آنها تجهیز مردم برای مقابله با حوادث، حفظ امنیت مردم و جمع آوری مالیات بوده است. اکنون پولیس انگلستان تحت عنوان (اسکاتلندیارد) شناخته میشود، یعنی بنام محلی که مرکز پولیس لندن درآنجا واقع شده بود. در آلمان پولیس بدو نوع فدرالی، ایالتی تقسیم میشود.

    پولیس فدرال که ازسال ۱۹۵۱ تآسیس شده است، اولین نیروی پولیس بوده که اجازه فعالیت را از دولت های اشغالگر پس ازجنگ جهانی دریافت کرد. این پولیس تحت ریاست وزیر داخله انجام وظیفه میکند. وظیفه اصلی این پولیس تامین امنیت سرحدات آلمان است و برای این منظور انواع وسایل وتجهیزات را دراختیار دارد.پولیس های ایالتی که توسط ایالات سازماندهی می شوند در شاروالی ها و قریه ها فعالیت دارند. این پولیس تحت ریاست وزیر داخله ایالت است و به همین دلیل تشکیلات هرکدام ازپولیس های مذکور در سطح ایالت ها ممکن است با یکدیگر تفاوتهای داشته باشند. لیکن همه پولیس های ایالتی دارایی بخش های  حمایتی که وظیفه حفظ و نظم و اجرای قوانین را دارند و پولیس جنایی که مسؤل انجام تحقیقات جنایی است میباشد.در گذشته بخش دیگراز پولیس وظیفه ثبت اقامت و ترک محل، صدور گذرنامه را داشتند که موارد متذکره فعلآ هم شامل اجرأات پولیس میباشد.

    کارت هویت و برخی اجازه نامه ها را داشته است، که اکنون دربخش خدماتی دولت ایالتی انجام می شود.در قلمرو فارس (ایران باستان) بویژه درعصر هخامنشیان، اورگانهای مختلف وظیفه انجام امور پولیسی را برعهده داشتند. اداره خبرگیری بازرسان شاهی، دبیران و مقامات تحت عنوان (ارگبد) در قلعه بان) ازجمله این ها بودند. این نهاد ها وظیفه گزارش آشکارا و پنهانی وقایع، جلب و دستگیری گناهگاران، جلوگیری ازوقوع جرایم، اجرای نیابت قضایی، تعقیب،تحقیق و اجرای مجازات را برعهده داشتند. در عصر سلوکیان، اشکانیان و ساسانیان( ۲۵۰-۳۳۰یا ۲۵۰-۲۲۴) مقام ها و سازمانهای چون شهرییان، کویپان،  پولیس سواره در راه وبیابان شاهی، جاسوسان و منهیان به انجام وظایف انتظامی و تحقیقاتی جنایی در تاریخ اسلام مقام ها و مراجع مختلف وظیفه انجام امور پولیسی را بر عهده داشتند. از آن جمله است شُرط الخمیس یا ضابط احراس، محتسب و شُرط  که کدام بخشی از وظایف پولیسی همانند مبارزه با مجرمان و وقوع جرایم امر به معروف و نهی از منکر جلوگیری از احتکار و گم فروشی ُاجرای احگام جزایی و حفاظت محابس، انجام میدادند. این افراد در اخذ شکایات استنطاق از مظنونین و رسیده گی مقدماتی جرایم به قضات کمک می کردند و گاه در امور جزایی صلاحیت صدور حکم و اجرای آنرا داشتند.

بطور کلی در زبان فارسی اصطلاحاتی،  چون شکنجه،  قره سوار، عسس، شرطه، داروغه، میرشب، کلانتر، وظایف پولیس و مشاغل مرتبط با آن اشاره شده است.

اتخاذتدابیر: مطابق فقره «۵» ماده مذکور اقداماتی است که پولیس به منظور تامین نظم و امن عامه طبق احکام قانون اتخاذ مینماید.

نظم عامه: مطابق فقره ۲ ماده ۲ قانون پولیس، آرامش اجتماعی است که طبق احکام قانون توسط پولیس تامین می گردد.

امن وعامه: مطابق فقره ۳ ماده مذکور ازقانون فوق، درحالتی است که درآن نظام حقوقی دولت، آزادی، کرامت انسانی، سلامت جسمی و مالی مردم حفظ میگردد.

کشف جرم: مطابق فقره ۲ ماده ۲ قانون کشف و تحقیق جرایم و نظارت څارنوالی بر قانونیت تطبیق آن، آغازمرحله بررسی دعوای جزائی است که در اثنای آن آثار جرم مشخص و اقدامات عاجل به منظور تثبیت وقوع جرم و یافتن و دستگیری مجرم اجرا میگردد.

تحقیق: مطابق فقره ۳ ازماده ۲ قانون مذکور، بررسی همه جانبه اوضاع واقعی قضیه توسط مستنطق است که به اساس دلایل جمع شده و آزمایش شده امکان اتخاذ تصمیم در باره موجودیت یاعدم موجودیت اسباب احاله دوسیه متهم به محکمه میسر می گردد.

مظنون: مطابق فقره ۱ ماده ۵ قانون اجراات جزائی ۱۳۸۲ (شخص زمانی مظنون پنداشته میشود که در هر مرحله  ازتحقیق، ارتکاب جرم به وی نسبت داده شود.

متهم: مطابق فقره ۲ ماده ۵ قانون اجراات جزائی (شخص زمانی متهم پنداشته میشود که از طرف څارنوال موظف علیه وی اقامه دعوی صورت گرفته باشد.

متضرر ازجرم: مطابق فقره (۹) ماده فوق شخصی است که به اثر ارتکاب جرم ضرر اخلاقی، جسمانی یا مالی بوی عاید گردیده باشد.

– خطر: مطابق فقره ۴ ماده مذکور، حالتی است که در آن نظم و امن عامه تحت تهدیدات حوادث اخلال آمیز قرارگیرد.

نتیجه

پولیس تأمین کننده حفظ نظم وامن عامه وحراست کننده ازحقوق وآزادی های مؤجه فرد واجتماع میباشد لهذا منسوبین پولیس مکلفیت دارند که طوری آراسته گردند که همواره دراذهان وقلوب مردم رنجدیده ما بعنوان حامی وتکیه گاه مطمئن حین بروز حوادث ناگوارمجسم گردند. بنابراین اقدامات پولیس ملی به اساس سنجش مشروعیت اقدام (سه اصل زرین اقدامات پولیس) قانونی بودن،متناسب بودن وضروری بودن که درقانون تصریح گردیده به منصه اجرا گذاشته شود.

منابع:

۱-(judicial-police).

 ۲-(administrative-police)

۳- آشوری،همان،ج ۱،ص ۱۰۵.

 ۴- قانون پولیس  مصوبه ۱۳۸۴،ماده ۲.

 ۵- انصاری،ولی الله،حقوق تحقیقات جنایی،انتشارات سمت، تهران،۱۳۸۰، ص۲۸

علام الدین«  عفیف فیضی»

ممکن است شما دوست داشته باشید