روزنامه ملی انیس

نظری بر افکار و شخصیت فرهنگی و ادبی محجوبه هروی

 سرزمین هنر پرور هرات در طول سده ها شعرا، نویسنده گان، هنرمندان، علما و دانشمندان زیادی را در دامان پرمهر و پرعطوفت خود پرورده و به جامعه فرهنگی و ادبی کشور ما تقدیم داشته است؛ که یکی از این چهره های ماند گار عرصه شعر و ادب خانم محجوبه هروی است. این سخنور گرانمایه و نامی در آغوش خانواده دانشمند و با فضیلتی در جدی سال ۱۲۹۸ شمسی در ولسوالی کشک هرات دیده به جهان گشود و نامش را صفورا گذاشتند.

پدر صفورا منشی حاجی ابوالقاسم فرزند عصمت الله خان جمشیدی افغان است. مادر محجوبه ماه خانم زن نجیب و یا فضیلی از ولسوالی کشک بوده، این پدر و مادر گرامی و لایق از آوان کودکی و صباوت به حسن تعلیم و تربیت وی همت گماشتند. صفورا علوم فارسی و عربی را نزد والد ما جد خود آموخت و به علم فقه اسلام معلوماتی حاصل کرد. به اثر قریحه ادبی و ذوق فطری و فامیلی اش دختر منور و هوشمند بار آمد و اندوخته های علمی در پرورش استعداد او افزود.

محجوبه که در آغوش خانواده دانشمند و با فضیلتی پرورش یافته است چنانکه خودش در مقام مباهات و بیان شخصیت نیاکان و فامیل خود می
گوید:

جدو آبایم که سرداران ترکان بوده اند
ملک شان خوارزم و آنجا نامداران بوده اند
چون  به میل خویش از خوارزم هجرت کرده اند
سال ها اندر هرات و در خراسان بوده اند
پدر محجوبه منشی ابوالقاسم که در انشأ و حسن خط لیاقت و مهارت به سزا داشت و خط شکسته را بسیار عالی می نوشت
صفورا را همواره به کسب علم و مطالعه تشویق می کرد که اثر این حمایت و تشویق صفورا از سن چهارده سالگی به سرودن شعر آغاز کرد و محرک احساس تابناک او در تبارز کلام موزون حمایتی است که روزی منشی ابوالقاسم قطعه ای از اشعار مستوره غوری که مطاعش اینست.

ثبت شد عشق تـو بر قلبم چنین

گویا گنجی است در اینجا دفین

برای دخترش صفورا خواند. در همین حال صفورا به وجد آمد و دریافت که او هم قریحه شعری دارد و می تواند کلام موزون بیافریند. گوشه ای نشست و به فکر فرو رفت و به مدد اندیشه و الهام پس از چند دقیقه این فرد را نوشت و به حضور پدرش تقدیم کرد.

نیست مثـلش در همه روی زمین

بلکه در جنت نباشد حور عین

منشی فرزندش را آفرین خواند و تحسین نمود و از آن روز در تشویق و ترغیب او افزود تا سخنان پرلطف و جزاب صفورا در آسمان ادب ارج گرفت و به نام و تخلص «محجوبه» آفاق دنیای شعر و سخنسرایی را به صدا در آورد. محجوبه با عشق و علاقه ایکه به تعلیم و تربیت اولاد وطن به ویژه دختران داشت از بدو تأسیس مکتب دختران هرات که به نام کودکستان به تاریخ هشتم حوت سال ۱۳۲۶ افتتاح و به وجود آمد وظیفه معلمی را پذیرفت و این وظیفه و خدمت مقدس را تا سال ۱۳۴۰ که کودکستان مذکور به حیث لیسه مهری به مراحل تحول و انکشاف رسیده بود به منت های صداقت و علاقمندی انجام داد و شاگردان زیادی را به علم و معرفت آشنا ساخت و در پایان همان سال متقاعد گردید، ولی بازهم تا آخرین ساعات زندگی با لیسه مهری، مجله مهری، روزنامه اتفاق اسلام، مجله هرات و سایر نشرات کشور همکاری ادبی و فرهنگی خود را حفظ نمود چنانچه در توصیف مکتب خود مثنوی یی انتشار کرده است که بیت های از آن را ذکر
می نمایم.

حمد پروردگار عالم را

که مکرم نمود آدم را

علما را به علم کرد عزیز

منبع فیض و فضل کرد و تمیز

وطن از نور علم رخشان شد

معدن فیض و فضل و عرفان شد

یکی از زمره دبستانها

که بود روکش گلستان ها

مکتب ماست در ؟؟؟ هرات

که بود جای هرکی مستور است

دختر اینکه شامل اویند

همگی راه علم می پویند

محجوبه بنابر علاقه و محبتی که به مسلک معلمی داشت به مناسبت تجلیل از مقام معنوی معلم و در تهنیت از روز معلم می گوید:

ای معلم بر جهان کن افتخار

روز مسعودت رسید از روزگار

ای معلم مظهر لطف و الله

گمراهان را گشته تو خضر راه

ای معلم خازی گنج علوم

مستفیض از فیض توگشته عموم

افتخارت این بس است اندر جهان

که تو باشی وارث پیغمبران

محجوبه در قالب های غزل، مخمس، مثنوی و قصیده شعر سروده و از نظر محتوا و مضمون اکثر اشعار او را مسایل عرفانی، توصیف بزرگان و پیران طریقت، توصیف زیبایی های طبیعت و مسایل ؟؟؟ و غنایی تشکیل
می دهد. طوری که خودش می گوید او از معاصرانش بیشتر به پیروی از اشعار مخفی بدخشی و مستوره غوری شعر سروده است و اشعار سایر شعرای هم عصر خود را نیز استقبال نموده است.

ع.ح اسکندری

ممکن است شما دوست داشته باشید