روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

مقایسه دو الگوی خانواده، خانواده سنتی و مدرن

یکی از بحث‌های خیلی جدی و در عین حال جذاب، موضوعات مربوط به خانواده است. خانواده به عنوان اساسیترین نهاد اجتماعی از اهمیت خاص برخوردار است. با آنکه مباحث مربوط به خانواده خیلی گسترده و پر دامنه میباشد، اما یکی از لایههای این مباحث، شناخت و مقایسه دو الگوی کلان است. خانواده سنتی و خانواده مدرن، کلان الگوهایی است که بسیاری از بحثهای مرتبط به خانواده را به نحوی پوشش میدهد. این دو الگو هر کدام شاخصههای دارد که ابتدا به هر کدام آن باید پرداخته شود و کارکردهای آن را در شرایط کنونی مورد سنجش قرار دهیم. نخستین شاخصه خانواده در نظام سنتی، پدرسالاری است. در این نوع نظام، خانواده دچار گستردگی بوده و هنوز هم در برخی از جوامع خانواده‌ها با این گستردگی ویژگی میگیرد. در افغانستان هنوز خانواده‌های گسترده در بسیاری از محلات به قوت خود باقی مانده است. وقتی از خانواده گسترده که شامل الگوی کلان خانواده سنتی میشود، حرف میزنیم، اشاره به زندگی مجموعهای از چندین نسل زیر یک سقف و یک مکان داریم. معمولاً در این نوع خانواده‌ها، اعضاء شامل پدر و مادر، والدین پدر و مادر و فرزندان متاهل و مجرد میشود که در این صورت، عروسها و فرزندانشان که نوههای روسای خانواده هستند را نیز شامل میشود. در راس هرم قدرت، معمولاً پدر و به ترتیب مادر قرار دارد و سلسله مراتب بیشتر بر اساس جنسیت و سن و سال رقم می خورد؛ اما در ازدواج‌ها، معمولاً افراد با سن پایین و بیشتر با اراده بزرگ ترها، وارد اقدام می شود، در حالیکه در خانواده مدرن، معیارها برعکس است، سن ازدواج بالاتر، حق انتخاب همسر بیشتر به خود جوانان بر می گردد و آمار زاد و ولد نیز کم تر است. معمولاً در خانوادههای سنتی، تقسیم کار بیشتر جنبه جسنیتی به خود میگیرد، مردها در بیرون از خانواده فعالیت دارند و زنان در داخل خانه. والدین و به طور خاص، مادران در کنار نهادهای آموزشی، نقش تربیت فرزندان را نیز به عهده دارند. این نوع خانوادهها، نقشها و کارکردهای به خصوص خود را دارند. هرچند کارکردهای خانواده‌ها، چه سنتی و مدرن با همدیگر عناصر مشترک دارند، اما در امور هم چون تنظیم روابط جنسی، محافظت و نگهداری از فرزندان، تربیت فرزندان و حمایتهای عاطفی، خانوادههای سنتی نقش پر رنگ تری را نسبت خانواده مدرن و امروزی دارد.
خانواده مدرن که در شرایط امروزی به سرعت در حال توسعه است و در افغانستان نیز این الگو با توسعه شهرنشینی در حال گسترش است، ویژگیهایی دارد که در مواردی متفاوتتر و خلاف آن چه ویژگی‌های خانواده سنتی شمرده می شود، به نظر میرسد. مثلاً نقش تربیتی این نوع خانواده کاهش یافته است و این مسئولیت بیشتر به نهادهای رسمی و نظام آموزشی برمیگردد. بر خلاف نظام خانوادگی سنتی که واحدهای آن گسترده است، خانوادههای مدرن بیشتر هستهای اند؛ یعنی اعضای خانواده عموماً شامل پدر و مادر و تعداد محدود فرزندان است. خانواده‌های مدرن عموماً حالت انشقاق شده خانواده گسترده است، به محضی که افراد ازدواج میکنند، زمینه برای شکل گیری خانواده جدید فراهم میشود. حتا محیط خانوادههای سنتی و مدرن متفاوت است. روستاها و دهات معمولاً محیط خانواده‌های سنتی را شکل میدهد و شهرها عمدتاً محیط خانواده‌های مدرن قرار می گیرند.
اما اگر قرار باشد که به صورت مقایسهای به این دو نوع الگو اشاراتی داشته باشیم، لازم به یادآوری است که هر دو الگو مزیتها و کاستیهای خاص خود را دارد. به صورت مطلق نمیشود که یکی را نسبت به دیگری ترجیح دهیم؛ هرچند به لحاظ شاخصه‌ها، ممکن است که ویژگیهای مثبت یکی بر دیگر فزونی بگیرد معمولاٌ خانواده مدرن فضای بهتری برای تقویت ارزشهای دموکراتیک دارد؛ اینکه برابری در این نوع خانوادهها بیشتر امکان تحقق را دارد و برعکس، نابرابری جزو شاخصهای برجسته خانواده سنتی شمرده میشود. میدانیم که نابرابری عامل بسیاری از رنجهایی است که افراد در جوامع مختلف و بیشتر در جوامع توسعه نیافته با آن مواجه هستند.
از آن جاییکه خانواده، به عنوان محوریترین زیستگاه جمعی و روابط گروهی، واحد اجتماعی برای تمرین برابری تلقی میشود، شاخص یاد شده را جدی بگیریم. هدف از برابری، بیشتر برابری جنسیتی است که در خانواده مدرن، امکان تحقق بیشتر را دارد. چون گسترش و توسعه برابری در همه مصداق‌های خود از جمله برابری جنسیتی نقش عمده را در توسعه جامعه دارد، از اینرو، این شاخص میتواند یک امتیاز برای خانوادههای مدرن شمرده شود. آن چه مربوط به مزیتهای خانواده سنتی میشود که خانواده مدرن از آن محروم است، ثبات و چتر مراقبتی خانوادههای سنتی است. ثبات از این جهت که اولاً در خانواده سنتی، مسأله طلاق کمتر رخ میدهد، دوم اینکه اگر چنین اتفاقاتی رخ دهد، چون اعضای خانواده زیاد و چند لایه هستند، شیرازه کلیت خانواده متزلزل نمیشود و یا از هم نمیپاشد. درست به دلیل زیاد بودن تعداد اعضای خانواده و عمیق بودن تعلقیتها و توجه به حس وفاداریهای خانوادگی، در شرایط دشوار امکان همکاری و مراقبت اعضاء از هم دیگر، زیاد و برجسته است. اینکه در خانوادههای سنتی با توجه به گستردگی اعضاء، سطح آسایش و راحتی پایین میآید و احتمال کشمکشها و جنجالهای خانوادگی، در صورتی که مدیریت درست نشود، زیاد است که میتواند فضای این نوع خانواده را متشنج سازد؛ البته همه چیز به مدیریت سالم بر میگردد و اینکه با زیاد بودن اعضاء، الگوهای مدیریتی در خانواده نیز آسیب پذیر می شود، خود یک مسأله جداگانه است. در نهایت، الگوی خانواده مدرن، درحال گسترش است، اما خانواده سنتی از ثبات بیشتر برخوردار است.
محمد آصف مهاجر

ممکن است شما دوست داشته باشید