روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

معلولیت عیب نه، بلکه محدودیت تحمیلی است

سوم دسمبر امسال که مصادف به ۱۲ قوس سال خورشیدی می گردد روز بین المللی معلولین است و درسرتاسر جهان از این روز تجلیل می گردد، خوب است درین مورد به علل معلولیت بپردازیم، یعنی اینکه: چرا معلولیت؟

معلولیت یک محدودیتی است که یک شخص در راه رفتن، صحبت کردن، دیدن، شنیدن بیان کردن، درک کردن و… توانمندی های انسانی مشکلات دارد.

طبق آمار های بین المللی ده درصد نفوس جهان را معلولین تشکیل میدهند و این بزرگترین اقلیت جهان است و هشتاد درصد اشخاص معلول در کشور های جهان سوم یا در حال توسعه زندگی می کنند و ۳۸۰ میلیون تن اشخاص واجد سن کار به نحوی معلول اند و از این تعداد ۸۰ درصد آن بی کار اند.

۹۰ درصد اطفال دارای معلولیت در کشور های در حال توسعه به مکتب رفته نمی توانند و در این درمیان زنان معلول بیشتر آسیب می بینند.  گذشته ها در جامعه ما معلولیتها خیلی ها کم بود و اکثراً از اثر حوادث ترافیکی و طبیعی و نبود واکسین های ضروری، ازدواج ها با اقارب نزدیک، سؤ تغذی مادران استعمال خودسرانه ادویه در وقت حاملگی و… بود، ولی طی چهل سال گذشته جنگ های تحمیلی بزرگترین ارقام معلولیت را به خود اختصاص داده اند که جنگهای تن به تن، بمبارانها، انفجارها ماینهاو… برای همه دیدنی بودند که حتا اندک زمانی هم فروکش نکرده و تا حال هم با تمام شدت ادامه دارد. این جنگ ها با کودتای هفت ثور سال ۱۳۵۷ و به تعقیب آن لشکر کشی ارتش سرخ اتحاد جماهیر شوروی وقت در حمایت حکومت کودتایی افغانستان صورت گرفت برعلاوه کشتار های جمعی و… هزاران هموطن ما در هر دو طرف جنگ معلول گردیدند، طی تخمین سال های قبلی صرف تعداد معلولینی که نزد حکومت ثبت گردیده بود حدود دوصدهزار تن می باشند وقابل ذکر است که تعداد زیادی از معلولین که اصلاً نزد ادارات دولتی ثبت نگردیده ویا هم خود شان لازم ندانستند برای (۳۵۰۰) افغانی معاش زحمت بکشند هنوز در مهاجرت به سرمی برند، چون همین حالا ما به تعداد قریب به هفت میلیون تن مهاجر در سرتاسر جهان داریم و حالا هم اگر تعداد مهاجرین، ما بیشتر از دهه شصت خورشیدی نباشد، کمتر نیست. به این حساب گفته می توانیم که شاید تعداد مجموعی معلولین کشور ما در داخل و خارج کشور بیشتر از رقم مذکور وشاید دو برابر هم باشند و یک واقعیت عینی هم اینکه در جنگهای هجده سال گذشته اکثراً مردمان غیر نظامی کشته و زخمی و معلول می گردند، زیرا، مخالفین حکومت به عوض جنگ های جبهه یی به جنگهای پارتیزایی در داخل و محلات زیست مردم ملکی و ماین گذاری و حملات شبخون و ناگهانی را آورده اند و نیروهای حکومتی هم در همین محلات زیست مردم با آنها می جنگند و تلفات مردم ملکی و… بیشتر از نظامیان و شبه نظامیان است.

معلولین کشور ما که به شکل رسمی ثبت و راجستر گردیده اند، از طرف دولت ماهانه (۳۵۰۰) افغانی را دریافت می کنند که چیز خیلی اندک و اصلاً خرچ ماهانه یک کودک را هم تکافونمی کنند و گاهی این ماهانه (۳۵۰۰) افغانی هم چند ماه معطل می گردد و معلولین به جاده ها و کوچه ها میایند و چند روز چیغ و فریاد میزنند تا آن جیب خرج را بدست آوردند و این حالت خیلی درد آور است. ایجاب آنرا می کرد تا برای هرکدام آنان براساس تعداد اعضای فامیل شان مصارف ماهانه آنان را در نظر می گرفتند و در اخیر هرماه برای شان سپرده می شد، زیرا چنانچه یاد آور شدیم اکثر معلولین ما بیکار اند و بخصوص آنانیکه دست و پای شانرا از دست داده اند.

تاوقتی که جنگ ادامه دارد، گراف معلولین هم بلند میر ود و سایه شوم این آفات برهموطنان مظلوم گسترده تر می گردد، فقر و بیچارگی و درماندگی نیز بیشتر می شود. حالا باید تمام اطراف جنگ به این نتیجه رسیده باشند که جنگ راه حل نیست و می باید با مطالعه شرایط ناگوار ونا برابر سیاسی اقتصادی داخل کشور و هم مطالعه وضعیت و موقف کشور های منطقه و جهان و به خصوص موقف کشور های همجوار راهی را برای فروکش کردن جنگ خانمانسوز و صلح و آشتی سراسری و دایمی باز می نمایند و بدانند که ادامه جنگ و خونریزی اگر ازیکطرف تلفات جانی و مالی را برای مردم افغانستان به ارمغان می آورد، از سوی دیگر زمینه های بیشتری را برای مداخلات پیدا و پنهان کشور های رقیب نیز مساعد می سازد که در نتیجه به گذشت هر روز ابعاد بیشتر پیدا می کند.

ع. روان

ممکن است شما دوست داشته باشید