روزنامه ملی انیس
ریاست روزنامه های دولتی افغانستان

معرفی سیستم آموزش غیررسمی، تعلیمات علوم دینی در مساجد

امداد الله پاک‌نهاد غیاثی

بخش سوم 

الف: آموزش سنتی (اسلامی)

با طلوع اسلام و گسترش آن در سرزمین افغانستان،معارف دینی و آموزش اسلامی نیزدراین کشورآغاز گردید. آموزش قرآن کریم و یادگیری معارف دینی از مهم‌ترین اهداف شکل‌گیری آموزش اسلامی سنتی در افغانستان و دیگر سرزمین‌های اسلامی بوده است. آموزش خواندن و نوشتن، حساب آشنایی باارزش‌های دینی – اجتماعی و خوشنویسی از دیگر اهداف این نوع آموزش به‌حساب می‌آمده است. آموزش سنتی با توجه به ارزش علمی و آموزشی در دو سطح مختلف ارائه می‌شده‌است. مساجد و مکتب‌خانه‌ها وظیفه آموزش مقدماتی و ابتدایی به‌کودکان را بر عهده داشتند و مدارس علمیه آموزش‌های تخصصی و پیشرفته را به‌طلاب ارائه می‌کردند.

خانه ها

خانواده های متمول ومقتدر مانند حاکمان و اعضای دربار و افراد سرمایه دار با استخدام معلمین خصوصی، اطفال شان را درخانه ها زیر نظر معلم خصوصی تربیت میکردند، فرزندان آنان تعلیمات ابتدایی وحتی عالی را درخانه آموزش میدیدند.

مکتب‌خانه

همزمان با گسترش اسلام در سرزمین افغانستان، مسجد درکنار سایرفعالیت‌های عبادی محل مناسب برای فعالیت‌های آموزشی درآمد. با گذشت زمان به‌دلایلی نظافت و پاکیزگی مسجد و افزایش تعداد کودکان تحت تعلیم درکنار مساجد مراکزی جداگانه‌ای به‌نام «مکتب‌خانه»
 (Mosque School) به‌وجود آمد که وظیفۀ تعلیم کودکان را برعهده گرفت. فراگیری قرآن کریم، آشنایی با اصول و تعالیم اولیه اسلامی تعلیم نظری وعملی تکالیف فردی و پرورش مهارت خواندن و نوشتن مهم‌ترین اهداف آموزشی مکتب‌خانه‌ها را تشکیل می‌داد.

ازآنجا که قوانین مشخص اداری و رسمی برعملکرد مکتب‌خانه‌ها نظارت ندارند؛ به‌همین جهت کودکان درهر سن و درهر فصل ازسال می‌توانند وارد مکتب شوند. با این‌‌حال معمولاً کودک ازسن ۵ سالگی وارد مکتب می‌شود و تا زمانی‌که علماء و مکتبدار توان درس‌دادن به‌او را دارد می‌تواند به‌تحصیل درآن ادامه دهد.اما دختران معمولاً پس از سن ۱۱ یا ۱٢ سالگی از رفتن به‌مکتب باز داشته می‌شوند. (۱۵)

علماء یا مکتب دار که فردی تحصیل کرده یا با اطلاع از آموزه‌های اسلامی است؛ معمولاً به‌صورت غیر رسمی توسط والدین کودکان به‌این امر منسوب می‌شود و در کنار درس دادن به‌کودکان، وظایف دیگری چون:ارشاد و راهنمایی مردم برپایی نماز جماعت، اجرای مراسم‌ دینی از قبیل ازدواج و ختم، نامگذاری کودکان را نیز برعهده دارد. مولوی صاحبان ویا علمای کرام – امامان مساجد می‌تواند همزمان شغل دیگری از قبیل کشاورزی، تجارت، تدریس در پوهنتون های خصوصی به حیث کارمند بالمقطع دریکی از ادارات دولتی ویا اداره داشتن یکی ازسازمان های خصوصی و غیره را نیز داشته می‌باشد.

در چنین مدارس تعلیم به صورت غیر رسمی است درنخست کودکان قبل از فراگیری قرآن کریم با حروف الفبا آشنا می‌شوند کتاب «قاعدۀ بغدادی» وقاعده نورانی که درسال های پسین درپاکستان وکشورما افغانستان به چاپ رسیده است ترکیبی از آواهای عربی با حروف است که کودکان را درامر فراگیری حروف الفبا یاری می‌دهد. کودکان پس از آشنایی با حروف الفبا شروع به‌یادگیری قرآن کریم جزء آخر
قرآن کریم می ‌کنند که معمولاً پس از دو یا سه سال تمام قرآن کریم را از روی خواندن یاد می‌گیرند. پس از فراگیری قرآن
کریم، پنج کتاب،گلستان و بوستان سعدی و حافظ جهت آموزش نوشتن و خواندن زبان فارسی و رشد بیان رحمان بابا، فتح خان و سیف الملوک و… جهت آموختن زبان پشتو آموزش داده می‌شود. آموزش خط خوش‌نویسی، حساب ازدیگرمضامین است که در مکتب‌خانه‌ها تدریس می‌شود.

تا اوایل قرن بیستم، نظام آموزشی در افغانستان به‌مسجد،مکتب‌خانه و مدارس علمی منحصر می‌شد. علمای کرام ومولوی صاحبان در رأس این نظام آموزشی قرارداشتند.هیچ دستگاه اداری که بر عملکرد آنها نظارت داشته باشد، وجود نداشت. علماء یا مولوی به‌تشخیص و میزان توانایی خود، مواد آموزشی را برای شاگردان انتخاب می‌کرد. شاگردان معمولاً به‌صورت حلقه‌ای در اطراف علماء بر روی زمین می‌نشستند و او مجبور بود به‌تک تک شاگردان جداگانه درس داده و درس پس گیرد. البته اومی‌توانست از شاگرد ارشدش در این امرکمک گیرد و تدریس به‌کودکان و تازه
واردان را به‌او واگذارنماید. علماء ویا شاگرد ارشدش (خلیفه)، بخشی ازمتن را برای شاگرد قرائت می‌کرد و سپس از او می‌خواست آن متن را آنقدر تکرارکند تا برایش ملکه شود.

این شیوۀ آموزشی که برحفظ وتکرار زیاد استوار بود تا بر تفهیم وتعقل،نه تنها نمی‌توانست در شکوفایی ذهن کودک مؤثر افتد، بلکه باعث فاصله گرفتن او ازمکتب نیز می‌شد.وحتی آنها
که مجبور به‌ادامه تحصیل بودند پس از طی چندین سال ازخواندن و نوشتن متن غیر از آنچه خوانده و یا نوشته بود عاجز بودند. این شیوۀ آموزشی و تنبیه‌های سخت بدنی، تصویر خوفناک از علماء، مکتب و آموزش درذهن کودک به‌تصویر می‌کشید. علماء و مولوی صاحبان عاجز ازهرگونه نوآوری آموزشی، شاگردان را ساعت‌ها (صبح وعصر) وادار به‌حفظ و تکرار با صدای بلند مطالب می‌کرد بدون آنکه معنی و مفهوم و هدف از آموزش آن مطالب را به‌شاگردان یادآور شود. ازدحام صنف‌ها، امکان رسیدگی به‌تعلیم مطلوب تمامی شاگردان را غیرممکن می‌ساخت.البته این بخشی از کاستی‌های نظام آموزشی درمکتب‌خانه‌ها بود
.

۳- مسجد

مساجد نشانه‌های روشن و شعائر اسلام‌اند و آن بنیادهای جامعۀ اسلامی هستند که تاریخ امت اسلامی را محفوظ نگه داشته‌اند و گذشتۀ آنرا با آینده پیوند می‌دهند. (۵)

از انس ابن مالک رضی الله عنه روایت شده است که: از جایی که صدای آذان شنیده می‌شد پیامبر صلی الله علیه وسلم به آنجا یورش نمی‌برد. «فان سمع اذاناٌ امسک». (۴)

مساجد در جامعۀ اسلامی تنها اماکن عبادت نیست؛ بلکه مراکز آموزش و پرورش و اصلاح‌اند که در بهبود، اصلاح و وحدت جامعه نقش سازنده‌ای را ایفا کرده‌اند.

در صدر اسلام مسجد نبوی همۀ این وظایف را ایفا می‌نمود
پیامبر صلی الله علیه وسلم به یارانش درهمین جا آموزش می‌داد
.

درچهارسدۀ نخست هجری اولین مراکز آموزش و پرورش همین مساجد بودند، که از آن جمله مسجد حرام، مسجد نبوی، مسجد کوفه، مسجدجامع فسطاط، مسجد جامع دمشق، مسجد جامع منصور در بغداد، مسجد سوق العتیق شایان ذکراند. (۳)     ادامه دارد

ممکن است شما دوست داشته باشید