روزنامه ملی انیس

محمد ولی خان دروازی، معرف استقلال افغانستان

صفحات زرین تاریخ کشور ما مبین این امر است که مردم افغانستان هیچگاه زیر سلطه بودن اجانب را نپذیرفته و با احساس میهنی، همچنان سلحشوری که در تاروپود آنان آمیخته شده و در دشوارترین شرایط جانبازانه به نام آزادی توانسته اند برزمند، ندای آزاد اندیشی شانرا بلند و پرچم آنرا به اهتزار در آورندیکی از مبارزات با اهمیت و سرنوشت ساز مردم افغانستان همانا جنگ در برابر کشور استعمارگر بریتانیا از برای استقلال و آزادی بوده است که با جانبازی ها وفداکاریها در سال ۱۹۱۹ میلادی آنرا نصیب شده اند. دربین شاهان یگانه شخصیتی که زیاد در باره آزادی و استقلال فکر می نمود، شاه امان الله غازی است. او هنوز جوانی بیش نبود که افکار آزادی و ترقی و تجدد در او پرورش یافت و توانست با دوستان وهمرزمان خویش چون محمد ولی خان دروازی و… بساط آزادی و ترقی و پیشرفت را برچیند و استقلال کشور را به بهای خون جانبازان راه آزادی کسب نماید. دروازی هم رکاب با شاه امان الله بعد از کسب استقلال نیز در راستای شناخت جهانیان در باره مردم و استقلال افغانستان کار های بنیادی را انجام داد. دو سال را در آن کشورهای خارج سپری نمود و دستاورد های او درزیادی از عرصه ها چون سیاسی، اقتصادی وفرهنگی بی نظیر بود.

مبرمیت موضوع

از آنجاییکه شهید مرحوم محمد ولی خان دروازی درقسمت شناساندن افغانستان و آزادی و استقلال مردم نقش اساسی داشته است، در بین عناوین تصویب شده سمینار عنوانی «محمدولی‎خان دروازی، معرف استقلال افغانستان» توجه ام را جلب کرد و علاقه گرفتم تا تلاش و کارنامه های این شخصیت برازندۀ سیاسی را به بررسی بگیرم.

هدف

تنویر اذهان در رابطه به جانبازی ها  افکارآزادیخواهانه و استقلال طلبانۀ مرحوم محمد ولی خان دروازی.

شیوه تحقیق

از کتب و انترنت به شیوۀ تحلیلی و توصیفی در نگارش این مقاله استفاده به عمل آمده است.

متن

صحبت از استقلال است، استقلالی که در نتیجه مبارزات جانبازانه اصیل ترین فرزندان و سر سپرده گان این مرزو بوم به دست آمد و راه‎را برای ترقی و شگوفایی وطن مساعد ساخت.

قبل از اینکه کارکردهای محمد ولی خان دروازی را به مثابه معرف آزادی و استقلال افغانستان به بحث بگیرم، لازم است تا مرور مختصر در رابطه به چگونگی کسب استقلال از بزرگترین کشور استعمارگر (بریتانیا) درآن مقطع زمانی داشته باشم.

بر همگان هویداست، « وقتی شاه امان الله زمام امور را بدست گرفت، استقلال تام کشور از جمله در قایم نمودن مناسبات سیاسی با کشورهای مختلف جهان را با صدای رسا اعلان نمود. نمایندۀ انگلیس که در آن وقت درکابل بود و واقعه نگار نامیده می شد، به حکومت خود اطلاع داد که امیر در بیانیۀ ۱۳ اپریل ۱۹۱۹ پس از آنکه مطالب فوق را اعلان نمود، به سوی او رو آورده تآکید کرد تا موضوع را به اطلاع حکومت خود برساند.» (۴۷:۱)

قبل ازآن، به تاریخ ۳ مارچ امیر امان الله خان طی نامۀ از کشته شدن امیر حبیب الله خان به ویسرای هند لارد چلمسفورد خبرداده در ضمن برتخت نشستن خود و استعفا و بیعت نصرالله‎خان‎را نیز اطلاع داد همچنان افغانستان را به عنوان کشورمستقل و آزاد معرفی و آمادگی اش را جهت انعقاد عهد نامۀ جدید اظهار داشت. این نامه دولت بریتانیا را در موضع دشواری قرار داد، زیرا دولت مذکور قبلآ هم در هنگام مذاکره راجع به قرارداد ۱۹۰۵ با امیرحبیب الله  خان چنین استدلال کرده بود که عهد نامه های منعقده با امیر عبدالرحمن خان ماهیت شخصی داشت نه دولتی و با مرگ امیرموصوف از اعتبار ساقط گردیده است.

« ویسرای هند برتانوی به مکتوب امیر جوان جواب سرسری داد، او دراین مکتوب مرگ حبیب الله خان را  ضایعۀ یک دوست توصیف نموده و به امان الله خان تبریکی {پادشاهی‎اورا} داد وبس.» (۲۳۷:۴ (

«نظر به ملاحظات، ویسرا مصلحت در آن دید که دفع آلوقت به روز گذرانی پرداخته اتخاذ تصمیم را در این امر خطیر به آینده محول کند همان است که درجواب مورخ ۱۵اپریل  ۱۹۱۹ خود خطاب به شاه جدید مسئله سوگواری امیر شهید را بهانه ساخته از اظهار نظر راجع به عقد نامۀ جدید خودداری کرد..»(۴۸:۱)

این جواب برای دولت افغانستان این موضوع‎را روشن ساخت که دولت انگلیس آماده نیست با سهولت از امتیازاتیکه در این کشور بدست آورده صرف نظر کند. « تصمیم گرفته شد تا دولت مذکور توسط یک رشته اقدامات سیاسی در برابر عمل انجام یافته قرار داده شود. برای این منظور محمد ولی  خان از روشنفکران وابسته به دربار به عنوان سفیر افغانستان در بخارا تعیین گردیده و درنظر گرفته شد که سفیری هم در تهران گسیل گردد.» (۵۴۹:۶ (

مذاکرات تا ۶ اگست طول کشید و درآخر به امضای معاهدۀ صلح  مورخ ۸ اگست ۱۹۱۹ منجر گردید هرچند از نظر شکل به نفع انگلیسها بود و حیثیت فاتح را برای دولت مذکور داشت، اما با تصدیق استقلال افغانستان در امور داخلی و خارجی توسط نامۀ ضمیمه، منظور اصلی دولت جدید افغانستان را برآورده می ساخت. سایر مطالب عهد نامۀ مذکور از این قرار بود:

۱-  برقراری مجدد صلح بین دو کشور.

۲- منع تورید اسلحه به افغانستان.

۳- قطع شدن امداد پولی هند به افغانستان.

۴-  تصدیق مجدد خط دیورند از جانب افغانستان و تعیین خط سرحد در حصۀ تورخم به نظر انگلیس.

هر گاه احکام این عهد نامه را که اساس و مبنای تمام مذاکرات و موافقت نامه های بعدی بین افغانستان و انگلیس گردید به دقت مورد بررسی قرار دهیم، به این نتیجه می رسیم که در زمینۀ سیاست هم مانند جنگ سوم افغان وانگلیس به مصالحه و گذشت متقابل  منجر گردید، به این معنی که افغانستان از ادعای خود بر منطقۀ سرحد آزاد صرف نظر  کرد و در مقابل انگلستان استقلال خارجی آنرا تصدیق کرد؛ یا به عبارت دیگر هریک از دوطرف در برابر حصول یکی از مقاصد عمدۀ خود، از مقصد عمدۀ دیگر صرف نظر نمودند، زیرا واقعیت سیاسی و حربی چنین گذشت را برای ایشان تحمیل می کرد.

قابل ذکر است که پیروزی حزب بلشویک بر حکومت شاهی تزار در سال (۱۹۱۷) میلادی در روسیه، همچنان پیروزی قیام مردم افغانستان به قیادت امیر امان الله خان علیه دولت استعمار گر انگلیس در سال ۱۹۱۹ ازجمله واقعات بودند که میتوان این رویداد ها را نقطه قابل عطف و توجه در تاریخ سیاسی هر دو کشور محسوب نمود.

شناسایی استقلال افغانستان با کشور روسیه زمانی استحکام بیشتر یافت که یکی از چهره های پر غرور جنبش مشروطیت، شهید ولی محمدخان دروازی « که از آغاز جوانی در حلقه های ضد انگلیسی کابل تنظیم بود تا آخرعمرش  چه در سفر اروپا و امریکا و چه در وزارت خارجه و کفالت به همین صفت باقی ماند.» ( ۱۴۱:۳ ) در رأس هیئت غرض ترویج ومعرفت بیشتر استقلال و رهایی کشور از یوغ استعمار با رهبر بلشویک روسیه و.ای. لینن ملاقات نمود آنان ضمن تبادل افکار برتحکیم مناسبات هر دو کشور بحث و تبادل نظر نمودند.

به قول مرحوم غبار: « بعد از اعلان استقلال افغانستان، پادشاه افغانستان متوجه تحکیم روابط با دول خارجی شده، و ازهمه اولتر به شناختن دولت شوروی فیدرالی روسیه و ایجاد مناسبات سیاسی توسط مکاتبه ومبادله نمایندگان سیاسی پرداخت. دولت شوروی در ۲۷ مارچ توسط اعلامیۀ استقلال افغانستان را رسماً شناخت و شاه امان الله در ۷ اپریل کتباً پیشنهاد دوستی افغانستان را با دولت شوروی به عنوان رهبر بزرگ دولت انقلابی شوروی فرستاد، متعاقباً در ۳۰ اپریل با نامۀ دیگری به عنوانی لینن از قصد افغانستان راجع به اعزام هیئت سفارت فوق‎العادۀ افغانی در شوروی سخن زد. لینن توسط دو نامه ۲۷ می خود، به هردو پیشنهاد شاه امان‎الله جواب مثبت داد و از قصد دولت شوروی به  اعزام نمایندۀ در افغانستان سخن گفت.»

(۵: ۷۸۵و۷۸۶)

بازهم به قول مرحوم میر غلام محمد غبار: «در حالیکه هیئت سفارت فوق العاده افغانی قبلآ به قصد کشور شوروی از افغانستان حرکت کرده بود. رئیس این هئیت بزرگ یکی از روشنفکران لیبرال دربار محمد ولی خان بدخشانی(دروازی) و یک عضو عمده آن یکی از فضلای مشروطه‌خواه افغان میر یاربیک خان بدخشانی بود که روز حرکت از کابل در پشت اسپ سکته کرده از جهان بگذشت و سبب تأثر در حلقه‌ های روشنفکری کشورگردید. سایر اعضای این هیئت عبارت بود از میرزا محمد یفتلی  عبدالرحمن خان لودین، محمد گل خان مهمند، سردار فیض‎محمد خان زکریا، قاضی سیف‌الرحمن خان  عبدالرحمن خان کمیدان  خواجه هدایت الله خان، بشیراحمد خان  عزیزالرحمن خان، غلام جیلانی خان و…(۷۸۶:۵)

محمد ولی خان در اولین سفر خود به تاشکند و مسکو با نمایندگیهای ایران و ترکیه تماس حاصل نمود و در برقراری مناسبات کشورش با آنها معاهده هایی را به امضا رسانید. بر اثر این ماموریت سیاسی محمد ولی خان به اروپا  دولتهای ایتالیا و فرانسه حاضر شدند تا با امضای معاهده برقراری مناسبات با افغانستان در ۳جون ۱۹۲۱ و ۲۸ اپریل ۱۹۲۲ استقلال افغانستان را برسمیت بشناسند. محمد ولی خان توانست ندای آزادیخواهانه مردمش را بگوش جهانیان برساند و آزادی کشور را در حوزه وسیعی ترویج نماید و نیات دولت انگلیس را در قسمت خفه ساختن آن ناکام سازد.

هیئت در امریکا با رئیس جمهور هاردینگ ملاقات و پیام شاه امان‎الله رابرایش رسانید و در انگلستان با برخورد غیر واقع بینانه لارد کرزن وزیر خارجه انگلیس در قسمت امضای معاهده دو طرفه به‎نتیجۀ نرسید.رویهمرفته افغانستان با اعزام هیئت تحت زعامت ولی محمد خان دروازی توانست با نماینده های زیادی  از کشورهای دیگر جهان مذاکره کند و آزادی افغانستان را ترویج و مناسبات سیاسی، اقتصادی و فرهنگی افغانستان‎را با آن کشورها برقرار نموده و دروازه های خود را بخاطر تورید دستاوردهای آن عصر و زمان و پیشرفتهای علمی و تخنیکی باز نماید.

در نتیجه همین تلاش ها بود که در بخش  معارف نخستین مکتب بنام “امانیه” به کمک دولت فرانسه افتتاح گردید همچنان به خاطر شناسایی محلات باستانی کشور و حفریات  با کشور فرانسه تفاهمنامه منعقد شد، که بعد از چندی مسیو فوشه باستان شناس نامدار آن کشور به افغانستان آمد وعملاً کار تثبیت محلات و حفریات  آغاز گردید. بر اساس این معاهدات تعدادی از متخصصین و کارشناسان ایتالوی، فرانسوی  آلمانی و ترکی در عرصه های زراعت و مالداری، مهندسی و امور حربی به افغانستان آمدند و نمایندگی های سیاسی و سفارتخانه های آنان در کابل گشایش یافت و سفارت‎های افغانستان نیز در پایتخت کشورهای دوست به کار آغاز کردند. سفر تعدادی  از محصلین جوان اعم از پسر و دختر به کشورهای خارجی چون آلمان  روسیه،ترکیه و ایتالیا غرض تحصیلات عالی در رشته های مختلف منجمله حربی دستاورد دیگری بود که در آن دوره انجام پذیرفت.

در ماه جون ۱۹۲۲ جنرال محمد ولی خان بدخشی از مسافرت دیپلوماتیک دو ساله اش به اروپا و امریکا به کابل باز گشت و به عوض محمود بیک طرزی بحیث وزیر خارجه توظیف گردید. نامبرده با ادامه روشهای طرزی تلاش نمود تا در سیاست خارجی افغانستان توازن لازم را با همسایگان بخصوص روسیه و هند بریتانوی بوجود بیاورد. لازم به یاد آوریست که محمود طرزی در ساحه سیاست و دیپلوماسی مسایلی را بخاطر روابط افغانستان با کشورهای جهان مطرح نمود، اما محمد ولی خان این روابط را بر پایه منافع متقابل افغانستان با کشورها دور و نزدیک جهان بر قرار نمود. روسیه به دلایل مشکلات زیاد سیاسی با کشورهای اروپایی از این سیاست‎ها استقبال نمود و از لحاظ اقتصادی و نظامی با افغانستان کمک کرد. (۵۶۹:۶)

در سال ۱۹۲۵ زمانیکه سربازان روسی در ادامه پیشروی هایشان در آسیای میانه وارد جزیره درقد در بستر دریای آمو گردیدند، با احتجاج وزارت خارجه دولت افغانستان برهبری محمد ولی خان بدخشی بلا فاصله از این جزیره خارج شدند و بخاطر بیطرفی و عدم تعرض یکدیگر معاهده ۳۱ اگست ۱۹۲۶ را به امضا رسانیدند. رویهمرفته شاه امان الله با درک سیاست روسها از این ناحیه مطمئن نبود و نگرانی خود را با همفریز وزیر مختارانگلیس مطرح نمود: “مقصد من به هر نحوی که در ظاهر تعبیر گردد، در واقع این است که اگر انگلستان موقع بدهد قدم به قدم به آن نزدیک شوم و تنها مناسبات حسن همجواری را با روسیه حفظ نمایند”(۷: انترنت)

دولت امان الله خان بخاطر رعایت این خواسته از اظهار اعاده پنجده که در معاهده ۱۹۲۱میلادی پیش بینی شده بود خود داری نمود و به عوض اولین خط پروازهای هوایی را بین کابل و تاشکند تأسیس نمودند.

در جنوب دولت انگلیس و هند برتانوی نخواستند مساعی حکومت افغانستان را در برقراری توازن سیاسی با همسایگان تأیید نمایند. با اینکه دولت افغانستان پس از امضای معاهده دوستی با انگلیس فعالیت مخالفین دولت هندبرتانوی را در کشور قطع نمود، و عدۀ از پیشگامان مثل مولانا عبیدالله سندی، راجا مهندرا پرتاب و قاضی عبدالولی خان را از افغانستان اخراج نمود، اما از استخبارات نظامی تا مامورین سرحدی هند از مخالفت و کارشکنی در برابر افغانستان دست بر نمیداشتند و تلاش محمد ولی خان دروازی در جهت تطبیق این معاهده با مشکلاتی مواجه گردیده بود. زیرا فرانسیس همفریز وزیر مختار انگلیس از لحاظ ذهنی نمیتوانست با طرحها ومساعی دولت افغانستان در مرحله بعد از استعمار همکاری نماید، موصوف به عوض اینکه به جلب اعتماد شخص شاه امان الله و همکاران نزدیک او چون محمود طرزی و محمد ولی خان بدخشی بپردازد، محرم راز یکتعداداز درباریان محافظه کار که در باطن با سیاست اصلاحات شاه مخالف بودند، قرار گرفت و طبیعیست که این وضع نمیتوانست به اعاده اعتماد بین دو کشور کمک کند.(۵۷۰:۶)

در مدتی که محمد ولی خان بدخشی در رأس وزارت خارجه قرار داشت، یعنی از ۱۹۲۲ تا ۱۹۲۴ مساعی جدی صورت گرفت تا مسایل سرحدی در جنوب کشور  که اسباب اصطکاک را بین هند برتانوی و افغانستان فراهم میکرد از طریق مفاهمه حل شود، اما عدۀ از رجال سیاسی  در دو طرف (دیورند) که همفریز هم به ظن غالب از آن جمله بود، به بهبود روابط میان دو کشور راضی نبودند و مساعی ایشان فضای مناسبات را دو باره مکدر
ساخت.( ۷:انترنت)

در سال ۱۹۲۳ حکومت هند برتانوی اسلحۀ را که افغانستان از کشورهای اروپای غربی خریداری کرده بود در بندر بمبئی معطل نمود و با اینکه هیچ دلیلی وجود نداشت که افغانستان سلاح مذکور را علیه آن دولت استعمال کند  احکام معاهده سال ۱۹۲۱ را طوری تطبیق نمود که نتیجه آن افزایش بدگمانی در افغانستان نسبت به نیات آن دولت و تقویه مخالفان شاه بود که از عادی شدن مناسبات با انگلستان جلوگیری میکردند.

« همفریز وزیر مختار دولت انگلستان در کابل در هنگامی که کشیدگی در مناسبات دو کشور اوج گرفته بود، نه تنها خانم خودش را به خارج فرستاد، بلکه به سایراتباع برتانیه نیز سفارش نمود تا این کشور را ترک بگویند وعمداً فضای خوف و دهشت را بین اعضای کوردیپلوماتیک در کابل ایجاد نمود.» ۵۷۱:۶)و۵۷۲)

محمد ولی خان دروازی از اینکه قابلیت کاری فوق العاده و از اعتبار عالی نزد شخص شاه برخوردار بود، هنگامیکه شاه امان الله  در سال ۱۹۲۷ غرض سفر به کشورهای خارجی، افغانستان‎را ترک می نماید، زمام اموررا به دروازی تفویض و از وی خواهان همکاری جدی می‎شود. وقتی در سال ۱۹۲۸ شاه و هیئت همراهان پس از ختم بازدید شان از ایران، از طریق هرات وکندهار به کابل باز گشت می‎نمایند و چون اداره مملکت را درغیاب به محمد ولی خان به عنوان وکیل سپرده بود و کشور را در امن و آرامش یافتند.( ۲۱۰:۲ ) شاه پس از بازگشت باز هم  ادارۀ امور روزمره را به وکیل واگذار می‎نماید. این خود می رساند که شخص دروازی ازاعتبار وسلامت کاری خوبی در امور دولتداری برخورداربوده است که در موجودیت شخص شاه به امورات روزمره رسیدگی می نمود.

به قول مرحوم فرهنگ، شاه درسیر وسفر شان به  خارج، تغییرات بنیادی را در زیادی از عرصه های اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و فرهنگی مشاهده و میخواست تا آن تحولات را با نظریات اصلاحی خویش عملی سازد.عدم موجودیت شرایط مساعد (عینی و ذهنی)  در جامعه غرض پذیرش چنین اصلاحات و تغییر در افکار و نظرمردم برای شخص شاه و سایراراکین دولتی چالش ساز گردید. « چون زیادی از این طرح از مغز شاه نشآتمی کرد و همکاران نزدیک او چون محمد ولی خان دروازی ومحمود بیگ نه تنها درطرح نقشه شاه نقش نداشتند، بلکه در بسا موارد با محتوا و طرز اجرای آن مخالف بودند. آنها حتی دلایل مخالفت شان را به شاه اظهارنمودند، اما او ( شاه ) به آن اعتنا نکرد و مانند شخصی که در حالت خلسه و نشه به اجرای  کاری می پردازد، نقشه هایش را بدون توجه به عواقب آن تطبیق کرد.» (۵۷۸:۶)

پس از این زمینه سازیها و پیشامدها حادثه شورش افراد قبیله جاجی و منگل، جنوبی و شینوار در مجاورت خط دیورند علیه  محمدولی‎خان و شاه امان الله بوقوع پیوست و حکومت شاه امان الله را زیر فشار قرار داد تا فکرحکومت کردن بالای قبایل جنوبی را از سربدر نماید.

هرچند انگلیسها گویا قیود عبور اسلحه به افغانستان از خاک هندوستان را ملغی نمودند و دو فروند طیاره جنگی را به دولت افغانستان فروختند، اما با ورود شخصی بنام عبدالکریم از هندوستان به افغانستان که از منسوبین خانواده امیر شیر علیخان بود بازهم به سوء ظن دولت افغانستان افزود و دولت امانی نتیجه گرفت که انگلیسها ضمن کمکهای غیر مؤثر به افغانستان  میخواهند اذهان عامه را بفریبند و در خفا با فرستادن گماشتگان خود به مناطق سرحدی جنوب در بی ثباتی اوضاع بکوشند  آخرلامر انگلیسها با وارد نمودن محمد نادرخان به هند برتانوی و از پا درآوردن دولت ۹ ماهه حبیب‎الله کلکانی و اعدام او با همکارانش به شمول همکاران شاه امان الله خان از جمله ولی‎محمدخان  بدخشی و خانواده او در سال ۱۹۳۳ و خانواده چرخی انتقام تاریخی خود را از آزادیخواهان و طلایه داران استقلال افغانستان گرفتند.

روحشان شاد ویاد شان گرامی باد

نتیجه گیری

شهید محمد ولی خان دروازی ازشخصیت های نامور و آزادیخواه کشور ما بود که در مبارزه علیه استبداد و استعمار انگلیس و کسب استقلال نقش مهم داشت.

وقتی مشروطیت اول به رهبری مولوی سرورواصف زیر نام «جمعیت سری ملی» یا «نهضت جوانان افغان» شکل گرفت محمد ولی‎خان دروازی جوان یکی از پرچمداران این جنبش بود. دروازی با دوراندیشی، ابتکار وحس وطندوستی همسان سایر یارانش با دید ملی و با صرف نظراز تعلقات قومی، مذهبی، سمتی، زبانی و منطقوی در پیروزی مشروطیت و کسب استقلال نقش بارز را ایفا نمود. وی به منافع ملی نهایت ارج می‌نهاد و ازخائنان ملی و استعمار انگلیس‌ نفرت داشت. او به خاطر کسب استقلال جانبازانه شتافت و با همراهانش با تحمل دنیای ازمشقات در برابر استعمار، مدبرانه رزمیدند تا بالآخره با امکانات اندک و اما با قوت قلب و ایمان توانستند به آزادی برسند و کسب استقلال نمایند.

محمد ولی  خان دروازی بعد از اخذ رتبه جنرالی و نشان حسن خدمت از جانب شاه امان‎الله درسال ۱۲۹۸ خورشیدی  توانست به حیث سفیر سیار افغانستان به شوروی و دیگر کشورهای اروپایی سفر نماید و با مؤسس دولت شوروی و دیگر اراکین دولتی آن کشور ملاقات نماید . بعد از دو سال برگشت به افغانستان در سال ۱۳۰۱ امان الله خان، محمد ولی خان دروازی  را به‎حیث وزیر امور خارجه افغانستان برگزید و بعداً به موجب فرمان امیر، ولی خان درسال ۱۳۰۲ خورشیدی به رتبه وزارت حربیه رسید و چون درسال ۱۳۰۶ امیر قصد سفر اروپا نمود، محمدولی خان دروازی را به حیث کفیل وزارت خارجه و کفیل مقام سلطنت گماشت.

منابع

۱- ادامک، لودویگ دبلیو، سیاست خارجی افغانستان تا نیمه فرن بیستم، اریزوناریا.

۲- تتلر، سر فریزر ، افغانستان، لندن: ۱۹۵۰.

۳- حبیبی، عبدالحی ، جنبش مشروطیت در افغانستان، به اهتمام محمدهاشم بهرامی،کابل: مطبعه دولتی،۱۳۶۳.

۴- عطایی، محمد ابراهیم ، نگاهی مختصربه تاریخ معاصر افغانستان، مترجم دکتور جمیل‏الرحمن کامگار، کابل : میوند، ۱۳۸۴.

۵- غبار، میر غلام محمد، افغانستان در مسیر تاریخ،جلد اول و دوم،کابل: انتشارات میوند  ۱۳۸۴.

۶-  فرهنگ، میر محمد صدیق ، افغانستان در پنج قرن اخیر، چاپ نزدهم با ویرایش جدید  تهران: انتشارات عرفان، ۱۳۸۰.

۷- دکتور صاحب نظر مرادی، نقش محمدولی خان در ترویج استقلال افغانستان.

سرمحقق عبدالجبار عابد

ممکن است شما دوست داشته باشید