روزنامه ملی انیس

لحظه یی با سرایشگر غزل شاهد حال

فارغ نشسته ایم همه در کنار عمر
چون تندباد می گذرد نوبهار عمر
از بسکه بی ثبات بود هیچکس نچید
هرگز گلی به کام دل از شاخسار عمر
اینجا سخن از ابر مردیست که از فیض کلامش دل ها جان می گیرند و امید ها بارور می شوند. این ستوده مرد نستوه و فرهیخته، شاعر، نویسنده، عارف و صوفی پاک طینت و وارسته معاصر کشور ما استاد حیدری وجودی است، که هشتاد سال قبل از امروز در دل یکی از دره‌های زیبای هندوکش در خانواده مولانا شفیع که خود نیزیکی از علمای جید کشور بود در بهار سال ۱۳۱۸ هجری شمی در ولسوالی رخه ولایت پنجشیر دیده به جهان گشود و پا به هستی گذاشت.

هنوز کودکی بیش نبود که به رسم معمول آن زمان بسان سایر همسالانش درگام نخست قاعده بغدادی و قرآنکریم این کلام نور بخش الهی را در مسجد در محضر علمای دینی آنوقت محله اش فراگرفت و د رسال ۱۳۲۴ خورشیدی شامل مکتب ابتدایی رُخه پنجشیر شد و در پهلوی درس های مکتب یک سلسله کتاب فقهی و دیوان های اشعار چون سعدی و حافظ را مطالعه و بخوانش می گرفت.

حیدری وجودی در صنف پنجم مکتب بود که در رویا از اثر حادثه روحانی حالش دگرگون شد و پس از اثر همین دگرگونی حالش نتوانیست به آموزش های رسمی ادامه دهد. او در اوایل سال ۱۳۳۳ به کابل آمد و در روز های نخست آمدنش در کابل به مناسبت شعر و شاعری با مولانا خال محمد خسته، صوفی عشقری، شایق جمال وسایر فرهنگیان و شاعران آن روز گار آشنا شده که بیشتر مولانا خسته و شایق جمال در نقد و اصلاح نوشته ها و سروده هایش توجه لازم مبذول داشتند.

در سال ۱۳۴۳ خورشیدی بود که، در چوکات وزارت معارف آنوقت انجمنی بنام «انجمن شعرای افغانستان» تأسیس شده بود که حیدری وجودی در آن انجمن به حیث محرر مقرر و مؤظف شد. از اول اسد همین سال مسئول بخش جراید و مجلات کتابخانه عامه مقرر گردید که تا سالیان متمادی درین بخش، کار ادامه داد، سوای آن حیدری وجودی در بخش های فرهنگی انجام وظیف نمود که می توان از کار و مسئولیت های فرهنگی او به عنوان نمونه از «معاون دوستداران کانون مولانا، عضو مؤسسات بنیاد فرهنگی افغانستان، رئیس بنیاد فرهنگ غزالی، رئیس کانون فرهنگی سیمرغ» و… یاد نمود. او تا به همین سال های اخیر که توانایی جسمی و صحی اش اجازه میداد روز های پنجشنبه در سالون کتابخانه عامه به راه اندازی محفل شعر بویژه بیدل شناسی به بحث و نقد روی اشعار بیدل می پرداخت که درین بحث اکثریت علاقمندان عرصه شعر و ادب حضور بهم می رسانیدند و آرا و اندیشه های شان را پیرامون موضوع مطرح و در ضمن از اندیشه ها، افکار و نظریات استاد وجودی بهره می بردند.

این شاعر عارف و صوفی وارسته و توانای کشور ما که گذشت زمان قامت استوارش را خمیده و دستان توانایش را لرزان نموده است با وصف آن هیچگاهی از نوشتن و سرودن بازنه ایستاده و میدان کار و پیکار عرصه (شعر و شاعری) را ترک نگفت و چون کوه استوار باقی ماند و برای مرامش قلم زد و همیشه با حلقات فرهنگی کشور ما بوده است.

در فرجام از خداوند بزرگ برایش صحت و سلامت آرزو نموده و قلم استاد را همیشه گهربار وپرکار می خواهیم و به عنوان حسن ختام نمونه غزل استاد را تحت نام شاهد حال خدمت شما شعر دوستان پیشکش میدارم:

شاهد حال زار ما چهره زرد و زار ماست

داغ دلم نگار ما شمع مزار ماست
دستگه جلال تو، جلوه گرو صال تو
آیینه جمال تو این دل بی غباره ماست
روضه عالم صفا غنچه گلشن وفا
باغ و گل بهار هاسینه داغدار ماست
روح و امید و آرزوجان و جهان و جستجو
شام و سحر به یاد او خاطربی قرار ماست
سدره وفای ما خار هوس نمی شود
مست والست میروم عشق و امید یار ماست
راز جهان زندگی سرنهان زندگی
عظمت و شان زندگی بردل کوهسار ماست
زنگ درای کاروان گرمی وسیر رهروان
مستی و حال عاشقان ناله موجدار ماست
صلح وصفا و یاوری مهر و وفای حیدری
با همه کس براداری در همه جاشعار ماست

ع- ح-اسکندری

ممکن است شما دوست داشته باشید