روزنامه ملی انیس

عضویت افغانستان در سازمانهای منطقهای؛ فرصتها و چالشها

سازمانهای منطقهای در دنیای امروز یکی از پرکاربردترین الگوهای نهادی است که واحدها و دولتها نظر به اشتراکات مرزی و جغرافیایی به تشکیل آن دست میزنند و از این طریق خواست ها و اهداف مشترک را با میکانیسم واحد نهادی دنبال میکنند. این نوع سازمانها در واقع به دنبال امور همچون، گسترش همکاریها، نوسازی، توسعه، صلح و ثبات، اصلاح، تجهیز و تأمین اهداف راهبردی نظام چنددولتی در عرصه‌های منطقهای، فرامنطقهای و جهانی است تا روابط بینالملل، تعاملات، همکاریها و تشریک مساعی روند سازمانی و نهادی به خود بگیرد و فضا برای پیگیری این هدفها، تسهیل و آسانتر شود.
در واقعیت امر، سازمانهای منطقه‌ای به دلیل همگونی نسبی دولتها و واحدهای عضو میتوانند با تشریک مساعی و اتفاق نظر بیشتری به حل اختلافها و تأمین اهداف، مصالح و منافعشان ممترکز شوند. با توجه به اینکه سازمان‌های جهانی در حل مسایل و بحران‌های بین‌المللی تا اکنون وضعیت آشفتهای داشته و به نحوی دچار درماندگی شده اند، دولتها را نسبت به تشکیل سازمان‌های منطقه‌ای بیشتر انگیزه داده است، به گونهای که در چارچوب محدودتری اهداف و منافع ملیشان را دنبال و روند همکاری‌ها را در سطوح مختلف پیگیری کنند. خیلی از صاحب نظران تأکید به این موضوع دارد که در جهان وسیع و با فاصلههای قابل توجه مکانی و جغرافیایی، از سوی دیگر به دلیل متکثر بودن خواست ها، گرایشها، همین طور تعارض منافع، امکان تشریک مساعی ضعیف و همکاریهای همه جانبه فضای مساعد ندارد، اما در چارچوب الگوهای منطقهای یا سازکارهای متناسب با حوزه جغرافیای خاص همچون منطقه، امکان کنار گذاشتن محدودیتهای یاد شده زیاد است و برای مدیریت بحران‌ها میتوان به سازکارهای مناسبتری دست یابیم.
با این حساب، سازمان‌های منطقه‌ای، برای تسهیل روند همکاری‌های نزدیک و توسعه آن در میان دولت های عضو، مناسب به نظر میرسد. مثلاً سازمان ملل متحد به عنوان ابرسازمان یا سازمان جهانی که اعضای آن از ۲۰۰ مورد بیشتر است، هر عضو خواستها و گرایش خاص خود را دارد، اما امکان به توافق رسیدن و تشریک مساعی در خصوص امور بینالمللی در این سازمان ضعیف است، درحالی که اعضای اتحادیه اروپا یا سازمان شانگهای به عنوان سازمانهای منطقهای، امکان فعالیت مشترک و همکاریهای گسترده در آنها بیشتر است.
اکنون پرسش این است که افغانستان با تمرکز به عضویت آن در سازمان های منطقه ای مربوط به حوزه کلان آسیا، در چه جایگاهی قرار دارد و آیا از این سازمانهای منطقهای، با توجه به شرایط بحرانی که دارد، استفاده و بهره لازم را برده و یا آیا امکان استفاده معقول و موثر از این سازمانها اکنون و در آینده وجود دارد؟ برای واضح شدن مسأله، لازم است یادآوری کنیم که افغانستان از سال ۱۹۹۳ بدین سو، عضو سازمان همکاری اقتصادی منطقه‌ای اکو میباشد. همین طور در سال ۲۰۰۷ در چهاردهمین اجلاس اتحادیه همکاری‌های منطقه جنوب آسیا یا « سارک» عضویت دایمی این سازمان منطقهای را کسب کرد؛ چون قبل از آن عضو ناظر بود. در سال ۲۰۱۲ افغانسان به عنوان عضو ناظر سازمان شانگهای پذیرفته شد که طی دو دهه اخیر، گسترش روابط نهادی و سازمانی افغانستان را در عرصه ی منطقه و بین الملل نشان می دهد. در یک نگاه کلی، این امر یک دست آورد تاریخی است، چون هدف عمده از تشکیل سازمانهای منطقهای و عضویت در این سازمان ها، ایجاد روند همکاریها، تشریک مساعی و فعالیت بر اساس اهداف واحد است که هر عضو می تواند از مزایای آن بهره مند شود. افغانستان که پس از ۲۰ سال حضور آمریکا و جامعه جهانی، اکنون و بار دیگر در وضعیت آشوب قرار گرفته و ثبات و امنیت کشور با تهدیدهای عینی و فزاینده مواجه شده است، پرسش این است که این سازمان ها برای افغانستان چه فایده و استفادهای داشته است و چرا افغانستان از این سازمان ها به گونه ای لازم بهره نمی برد.
یکی از سازمانهای مهم منطقهای که افغانستان عضو ناظر آن هست، شانگهای میباشد. سازمان منطقهای شانگهای اعضای متعددی دارد، اما دو قدرت همچون چین و روسیه در این سازمان نقش محوری دارد. هدف اساسی و محوری این سازمان منطقهای، همکاری در حوزههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی است. افغانستان با وجودی که عضویت چندین سازمان منطقهای را کسب کرده است و در سازمان مهم و قدرتمند شانگهای عضو ناظر است، اما چرا از این فرصتهای بزرگ نهادی و منطقهای در راستای بهبود شرایط دشوار و بحرانی که دارد، کار نمیگیرد؛ در حالیکه در شرایط فعلی به همکاریهای این سازمانها ضرورت فوری دارد. لازم است و باید دولت از همهی امکانات و فرصت های موجود در راستای بهبود وضعیت بحرانی کنونی استفاده کند، تا حال باید استفاده میکرد تا عضویت کشور در سازمانهای منطقه ای معنادار و قابل دفاع شود. به نظر میرسد که دولت، سیاست و استراتژی مشخصی در خصوص اینکه چه گونه مناسبات خود را با سازمانهای منطقهای تنظیم کند و چهگونه همکاریهای لازم سازمانهای منطقهای را در امر بهبود وضعیت اقتصادی، نظامی و امنیتی جلب کند و در شرایط بحرانی کنونی، بیشتر با رویکرد امنیتی، از این سازمانها، به خصوص شانگهای، در مدیریت امور امنیتی کشور، کمک بگیرد. با وجودی سیاست دولت در جلب همکاریهای این سازمانها تا حدی ضعیف ظاهر شده است، موقعیت بحرانی افغانستان نیز جایگاه دولت را در سازمانهای منطقهای آسیبپذیر ساخته است، علاوه بر آن، وضعیت درونی و داخلی این سازمانهای منطقه ای نیز مناسب نیست. به میزانی که دولت در حوزه داخلی، به ثبات لازم دست یابد و بر مشکلات داخلی غلبه کند، این امر می تواند جایگاه دولت در سازمانهای بینالمللی را نیز تقویت کند و قدرت چانهزنی دولت در آنها بالا خواهد گرفت.
محمد آصف مهاجر

ممکن است شما دوست داشته باشید