روزنامه ملی انیس

عدالت مادی

از جمله مشکلات بزرگ بشر فقر و نیازمندی است. در عصر ما هر روز هزارها تن از مردم جهان از گرسنگی و فقر تسلیم مرگ می شوند. علل فقر متعدد است از جمله: حرص به جمع ثروت و مکنت و شوق به حکومت و قدرت. در عصر ما هر دقیقه نزدیک به دو میلیون دالر از ثروت جهان صرف جنگ یا آمادگی برای جنگ می شود. دراین جا واضح شد تا مسئله تعدیل معیشت یعنی توزیع عادلانه ثروت حل نشود، جهان آرامش نیابد.

وقتی خوب نگاه کنیم، طریقه سرمایه داری، غیر طبیعی ترین طریقه بوده است که بشر برای خود ایجاد کرده، کدام منطق می تواند بپذیرد که یک فرد، انبوه ثروت در دست خود متمرکز کند و دیگری دست به دهن باشد. این خود استقرار نوعی بردگی غیر مستقیم میکند، زیرا نداردها محتاج و در قید داراها خواهند بود برعکس، طبیعی ترین سامانی که بتوان تصور کرد، نوعی تساوی در دارندگی و عدالت مادی است.
 اما چون نظام کمونیستی آن را با عدم آزادی و مداخله در هنر و ادبیات و ذوق و ایمان، همراه کردند که منجر به بند کشیدن اندیشه میگشت، شکست خورد و کوتاه آمد.

بی عدالتی مادی فرو کشنده ارزش انسانی است، تنها با معاش مکفی و نبودن دغدغه خاطر روزمره می شود به کار سودمند دست زد. گذشته از آن فقر مادی روح نا سالم پرورش می دهد و صفات زیان بخشی چون عقده حسد، حقارت، زبونی و بریدگی از زندگی را تقویت می کند. فقر مادی آنست که کسی نتواند حوائج اولیه خود و خانواده اش را از حیث غذا و پوشاک و دفاع در برابر عوارض طبیعی و جنگی و سروسامان دادن امورات خانوادگی برآورده کند.

در گذشته آگاهی طبقاتی تشکل زیاد نیافته بود، با انقلابات صنعتی در جهان و پخش نظریه های اقتصادیون، مشعر بر حقانیت طبقه زحمت کش و نیز گسترش شبکه ارتباط جمعی و افزایش سرعت در مراوده، این باور که حق به حقدار نمی رسد، چون ابری سراسر عالم و کشور ما را پوشانده است.

مردم امروز که دیگر فقر و ناداری و محرومی را یک قسمت ازلی نمی دانند، خواستار تقسیم عادلانه ثروت هستند. وقتی بین ساختمان بدنی انسان ها، یعنی چشم، گوش و بینی تفاوتی نبود، این انتظار پدید آمده که در بهره گیری از مواهب یک سرزمین نیز تفاوت فاحش نباشد، ولی هست. یک اشکال در خوی تجاوزگر کسانی است که میخواهند هر چه بیشتر به جانب خود کشند و در اصطلاح جدید استثمار خوانده شده است. میگوییم که بین (بازو کاران) و (مغز کاران) یک مواسات به میان بیاید تا از دشواری ها کاسته شود و جامعه به بحران و یا به انحطاط کشانده نشود و یک اصل را  فراموش نکنیم که رعایت سلسله مراتب سر فرو نمی آورد.

انحراف های ضد اجتماعی چون قاچاق اسلحه، مواد مخدر، باج گیری، دزدی های مافیایی، رشوه ستانی ها و نظایر آن ریشه خود را در همین فکر بر حق بودن تقسیم عادلانه ثروت می دارند. لیکن نطفه اصلی فساد در عدم توازن در تقسیم ثروت است. گروهی غالباً از طریق نا مشروع مال و منال یا عواید هنگفتی نصیب خود کرده اند، در حالی که اکثریت عظیمی کمتر از آنچه نیاز دارند
 یا کمتر از آنچه حق خود
می دانند به دست می آورند
آنهم در مقابل کار مشقت بار. از این بدتر بی کاری و سر گردانی است.

 مشکل ترین مسئله حکومت ها در دنیای امروز آن شده است که مردم خود را  متقاعد نگاه دارند که آنچه به آنها داده می شود، در همان حدودی است که حق آنهاست. به همین سبب دنیای جدید شاهد آن همه تفرق و ناآرامی شده است، که هر چند گاه تحت بهانه زبانی، مذهبی
نژادی و قومی به بروز می آید.

و فرخی یزدی جانانه می فرماید:

گر مشکل فقر و ثروت آسان گردد

آسـوده ز غـم توده انـسـان گردد

گرگیست که گشته حارس میش ز جور
مالــک چـو نماینده دهقان گردد
و هم هر جا که اشکی گرد دیده یتیم میگردد، باید از خجلت آب شد.

چنانکه ابوالمعانی( بیدل ) می گوید:

منعم غبار چهره محتاج شستنی است
بر فقر گریـه گـر نگنی بر فـنا بخند

سخی محمد صارم

ممکن است شما دوست داشته باشید