روزنامه ملی انیس

طـنز چـیست

طنز از اقسام هجو است، اما فرق آن با هجو این است که آن تندی و تیزی و صراحت هجو در طنز نیست. در طنز معمولاً مقاصد اصلاح طلبانه و اجتماعی مطرح است طنز کاستن از مقام و کیفیت کسی یا چیزی است، به نحوی که باعث خنده و سرگرمی شود و گاهی در آن تحقیری باشد. بین طنز و کمیدی هم البته فرق است. در کمیدی معمولاً خنده به خاطر خنده مطرح است، اما در طنز خنده برای استهزاء است. بدین ترتیب طنز وسیله است، نه هدف.

در طنز کسی که مورد انتقاد قرار می گیرد، ممکن است یک فرد خاص باشد یا یک تیپ یا یک طبقه ملّت و حتی یک نژاد. گاهی نویسنده قهرمان اثر را به مسخره می‏گیرد، اما مراد او کسی یا کسانی بیرون از اثر ادبی است و بدین منظور حتی ممکن است از خود بدگویی کند. گاهی کسانی که دعوی و قصد اصلاح مفاسد اجتماعی و تهذیب اخلاق انسانی را داشته اند، به شیوه طنز پردازی روی آورده اند و آثار عبید در این زمینه مشهور است. شاعران بزرگ ما نیز در خلق آثار خود از طنز غافل نبوده اند، به عنوان نمونه می توان از سعدی و حافظ نام برد. منتقدان فرهنگی طنز را به دو نوع رسمی مستقیم و غیر رسمی  غیرمستقیم تقسیم کرده اند. در طنز مستقیم ، سخنگو اول شخص است. این «من» ممکن است مستقیماً با خواننده سخن بگوید یا با واسطه کس دیگری که در اثر مطرح است و اصطلاحاً حریف نامیده می شود.

 کار این «پامنبری خوان» شرح، بسط، توضیح و تفسیر طنز های سخنگو است. در طنز مستقیم دو نوع اثر در ادبیات غربی معروف است که عنوان آن ها از اسم طنزنویسان معروف رومی هوراس و جوونال اخذ شده است. در طنز هوراسی سخنگو فردی مودب و زیرک است که با طنزهایش بیشتر باعث سرگرمی و تفریح است تا خش و رنجش. زبان او نرم و ملایم است و گاهی خودش را به مسخره می گیرد و هدف انتقاد قرار می‏دهد (مثل طنزهای حافظ).

در طنز جووانی سخنگو یک معلم جدی اخلاق است. سبک و زبانی موقر دارد، مفسده ها و خطاها را که به نظر او کاملاً جدی هستند بدون گذشت مطرح می کند و باعث تحقیر و رنجش می شود. برخی از طنزهای داکتر جانسون از این قبیل است. اما طنز غیر مستقیم طنزی است که در آن قهرمانان اثر خود و عقاید خود را به مسخره می گیرند، گاهی هم نویسنده با تفسیرهای خود و با سبکی روایی جریانات را مسخره تر نشان می دهد که یکی از انواع آن از نام فیلسوف یونانی منیپووس اخذ شده است.

 از آنجا که وارو یونانی هم به این شیوه می نوشت، نورتروپ فرای در کتاب تشریح نقد ادبی به این گونه طنز گفته است. به هر حال ، در این شیوه گروهی از شخصیت های وراج پر حرف که فخر فروش و متفاضل اند و نمایندگان نحله های مختلف فکری و فلسفی محسوب می شوند، در طی مکالمات و بحث های گسترده خود که معمولاً در یک مجلس صورت می گیرد، عقاید، آرا و نقطه نظرهای روشنفکرانه دیگران را به‏نفع خود به باد انتقاد و مسخره می‏گیرند که کاندید ولتر از این قبیل است. در ادبیات فارسی طنز چه به صورت شعر و چه به صورت نثر، به صورت قطعات کوتاهی در دست است و فقط در سالیان اخیر و بعد از رواج رمان نویسی است که داستان های بلند مبتنی بر طنز پدید آمده است، مانند آثار طنز نویس معروف ایرج پزشک زاد و برخی از آثار صادق هدایت. بزرگترین طنز نویس در ادبیات قدیم فارسی، عبید زاکانی است که از او آثاری به نظم و نثر در طنز به جا مانده است. همچنان طنز نویس بزرگ معاصر شادروان علی اکبر دهخدا صاحب چرند و پرند است. از آنچه که طنز و هجو معمولاً به هم در آمیخته است، برخی از قطعات ایرج میرزا را هم می توان طنز دانست. گاهی اوقات حادثه آن قدر غیر منتظره است که ممکن است بی اختیار باعث خنده شود، به این حالت طنز موقعیت می گویند. مثلاً در داستان ارمغان موبد اثر او هنری وقتی قهرمان زن تنها دارایی خود یعنی گیسوان بلندش را در شب کریسمس می فروشد تا با آن زنجیری برای ساعت شوهرش بخرد، متوجه می شود که شوهرش نیز تنها داراییش یعنی ساعتش را فروخته است تا به او شانه جواهر نشانی هدیه کند. در اینجا خنده، فی الواقع خنده یی درد است. شوخی و مطایبه عناصر و عوامی هستند که در ادبیات از آن ها برای ایجاد نشاط و خنده در خواننده استفاده می کنند. بذله گویی در قدیم نشانه خش و ذکاوت بود و در انگلیسی (Wit) هم به معنی زیرکی و هم معنی بذله گویی است. نظامی در چهار مقاله در باب شاعر می‏نویسد: « شاعر باید که در مجلس محاورت خوشگوی بود و در مجلس معاشرت خوشروی.» شوخی و مطایبه به قول فروید ممکن است فقط برای خنده و تفریح باشد و یا هدف خاصی را در نظر داشته باشد و در آن طعنه و تعریضی باشد.

 فرهنگیان شوخی و مطایبه را فقط در زمینه های کلامی به کار می برند، اما اگر در نمایش و فلم
سر و وضع و رفتار و کردار کسی خنده دار باشد به آن می گویند. دیگر از اقسام طنز و مطایبه، حاضر جوابی است. در ادبیات ما مجانین عقلا و بهلول ها و افراد خردمند در جواب شاهان و بزرگان نکته در کار می کردند و با حاضر جوابی خود باعث تنبیه می شدند و گاهی خود یا دیگران را از مرگ می‏رهاندند.

تهیه و ترتیب: محمد مسعود صدیقی

ممکن است شما دوست داشته باشید