روزنامه ملی انیس

صعود سرسام آور نرخ مواد غذایی در بازار، نیاز به سراغ راهکار های نجات از این معضل دارد

درست زمانی معضل روز افزون و مشکلات اقتصادی خانواده های کم بضاعت و فقیر کشور را مورد بحث قرار می دهیم و درد جانکاه مردم تشنه به صلح میهن ما را بیان می داریم که سردی زمستان، فقر و بیکاری و عدم امکانات دسترسی اکثریت مردم به خرید مواد غذایی طرف ضرورت اولیه از بازار، کاملاً بیچاره ساخته و خشکسالی های چند سال گذشته که عامل عدم دستیابی به حاصلات زراعتی در ولایات و ولسوالی های که زرع و کشت گندم، جو و سایر حبوبات صورت می گیرد، سبب گردیده که غله جات به شهرها از جمله شهر پرنفوس کابل سرازیر نگردد و مردم چشم به غله جات بیرون از کشور بدوزند که همین افزایش تقاضا و کمبود مواد خوراکی عامل صعود سرسام آور مواد خوراکی در بازار و مندوی های شهر کابل گردیده است.

از جانب دیگر عدم موجودیت شغل و بیکاری نیز در گسترش فقر و بیچارگی مردم در این شرایط مشکل آفرین فزونی بخشیده، این در حالیست که بررسی ها نشان می دهد که افغانستان بعد از کشور سومالیا دومین کشور فقیر جهان خوانده شده است، فقر گسترده که همیشه دامنگیر اکثریت مردم این سرزمین می باشد در حقیقت محصول عوامل مختلف از جمله تداوم جنگ های تحمیلی در سال های متمادی می باشد که برای دریافت راهکار های حل این معضل یعنی فقر و بیچارگی مردم، ایجاب ارزیابی و تحقیق همه جانبه را می نماید، اگر چه فقر در جامعه ریشه در عوامل مختلفی می داشته باشد، اما فقر در کشور جنگ زده ما را به صورت کل به مشکلات و مسایل تاثیر گذار مثلاً: بی برنامه گی مسئولان دولتی از گذشته ها تا اکنون، بیکاری، جنگ های دوامدار، خشکسالی های پی در پی و آفات طبیعی، بیسوادی اکثریت افراد جامعه و عدم کنترول نفوس در سطح خانواده ها را می توان وانمود ساخت.

طوری که گفتیم یکی از عوامل اساسی فقر و بیچارگی مردم در افغانستان را موضوع بی برنامه گی دولت یا عدم ستراتیژی دقیق و همه جانبه برای بیرون رفت و نجات از فقر می توان دانست، چراکه حاکمیت های گذشته در واقعیت امر برنامه مهم یا گام اساسی را برای ریشه کن ساختن فقر و بیچارگی مردم برنداشتند و این مشکل تا اکنون دامنگیر دولت و مردم کشور می باشد، از جانب دیگر موضوع عدم برنامه ریزی و طرح های دقیق را تشکیل می دهد.

بناءً می تواند به حیث عامل مهم گسترش فقر در میان جامعه شناخته شود.

در کنار این موضوع بیکاری به عنوان مادر بدبختی در خانواده ها یکی از عوامل بزرگ دیگر در سطح کشور ما به خصوص در روستا های افغانستان دانسته می شود، موجودیت اضافه از شش میلیون و اضافه تر از آن از قشر جوان کشور رنج بیکاری را می برند که این موضوع را باید به عنوان یک واقعیت تلخ در جامعه محسوب نمود، اما در میان سایر مسایلی که زمینه ساز بروز و گسترش فقر در جامعه ما گردیده تداوم جنگ های تحمیلی و ویرانگر است، زیرا این جنگ عامل بزرگ از بین رفتن تمامی زیر بناهای اقتصادی و بیجا شدن صدها هزار تن از مردم در داخل و خارج کشور گردید که در نتیجه این مهاجرت ها و بیجا شدن ها روند زندگی عادی مردم را مختل ساخته است.

طوری که تذکار به عمل آمد خشک سالی های دوامدار و آفات طبیعی از مسایل دیگری است مثلاً: سرازیر شدن سیلاب ها، امراض نباتی، هجوم ملخ ها برای کشور فقیری مانند افغانستان که تدارک و امکاناتی برای رسیدگی و جلوگیری از این گونه آفات را ندارد، بدون شک می تواند فقر و بیچارگی را گسترش دهد، چرا که همین آفات طبیعی به شمول خشکسالی سبب از بین رفتن منابع غذایی که اساس آن زراعت می باشد می گردد و مردم به مشکلات دچار می گردند وهمین موضوع حاصلات را کاهش داده، عامل بروز صعود سرسام آورد نرخ ها در بازار می گردد و بالای خانواده های فقیر و بی بضاعت تاثیرات نهایت منفی وارد می سازد.

همچنان موضوع کم سوادی و بی سوادی در میان جامعه نیز عامل ایجاد فقر می گردد، موجودیت بیش از شصت و پنج درصد بیسواد حتا قشر جوان کشور که اکثریت آنان در روستا ها زندگی می کنند می تواند درگسترش فقر نقش مهمی را ایفا کند، چراکه افراد کم سواد و بی سواد نمی توانند در ارگانهای دولتی به عنوان مامور و کارمند شامل وظیفه شوند و از این طریق مشکل اقتصادی خانواده های شانرا مرفوع سازند، همین اکنون علاوه بر قشر جوان کشور اضافه از شش میلیون کودک از رفتن به مکتب محروم هستند و بیش از یک میلیون کودک به گدایی و کارهای شاقه و حتا فعالیت های خلاف کاری مصروف اند که همین کم سوادی عامل بزرگ گسترش فقر و بیچارگی خانواده ها بوده می تواند.

اما نباید مشکل کنترول نفوس و افزایش تولدات غیر پلانی و بی رویه را در بروز و افزایش مشکلات اقتصادی و فقر نادیده گرفت، چرا که کثرت و افزایش فرزندان در خانواده هایی که در آن زمینه تعلیم و تربیه، صحت و غذای کافی و سایر نیازمندی های زندگی وجود نداشته باشد می تواند خانواده ها را در فقر بیشتر فرو برد.

بر اساس بررسی های که به عمل آمده است تقریباً هفتاد درصد از افغانها زیر خط فقر به سر می برند، به این معنی که همین اکنون تعداد زیادی از افراد جامعه ما زیر خط فقر به سر می برند، به این معنی که گرسنگی، فقر و بیچارگی چندین میلیون مردم کشور ما را تهدید می کند، همچنان افزایش روز افزون نرخ و نوا توانمندی تمام مردم را برای خرید مواد خوراکی و نیازمندی های زندگی شان ضعیف ساخته است به خصوص افراد کم درآمد که شغل ندارند و مامورین دولتی که معاش ثابت در برابر نوسانی قیمت های بازار دارند، مشکلات زیادی دامنگیر آنان می باشد.

لهذا برای رفع این معضل و کاهش فقر دوامدار لازم است تا تدابیر همه جانبه از طریق مسئولان دولتی اتخاذ گردد تا مردم ما از این معضل بزرگ نجات یابند.

نوری هروی

ممکن است شما دوست داشته باشید